پیوند ها
برای معرفی محصول خود به یک رسانه بسنده نکنید و روشها و رسانه های مختلف را ارزیابی کرده و مورد استفاده قرار دهید . آیا تا به حال وضعیتی پیش آمده که در انتخاب بهترین روش تبلیغات خود دچار مشکل شده باشید و نتوانسته باشید انتخاب مناسبی انجام دهید؟
آیا تبلیغات خود را در روزنامه محلی ارائه میدهد ، یا در تابلوهای تبلیغاتی شهر به معرفی محصول خود اقدام می کنید ، آیا در رادیو یا تلویزیون تبلیغات خود را انجام می دهید ؟ یا در جستجوی رسانه ای مؤثر هستید ؟ اگر در انتخاب بین این رسانه ها دچار مشکل هستید ، بدانید که این مشکل منحصر به شما نیست و بسیاری از افراد مشکلی مشابه شما دارند .
بیشتر صاحبان مشاغل کوچک این مشکل را دارند که با توجه به بودجهء محدود خود کدامیک از رسانه های تبلیغاتی را انتخاب کنند . قبل از اینکه رسانه تبلیغاتی خود را انتخاب کنید باید چند قدم به عقب برگردید و پنج پرسش استراتژیک و مهم را در زمینه بازاریابی محصول از خود بپرسید . پاسخ این پرسشها میتواند به شما در پیدا کردن بهترین رسانه تبلیغاتی کمک زیادی بکند .
این پرسش بسیار ساده است اما داشتن یک پاسخ روشن و صریح برای سوال دریافتن بهترین رسانه تبلیغاتی بسیار مهم است . آیا شما محصول یا خدمت بسیار پیشرفته ای ارائه میدهید که افراد خاصی با سطح معینی از درآمد آن را تهیه می کنند یا اینکه مشتریان شما بچه های مدرسه هستند ؟
برای اینکه بتوانید جواب مناسبی برای این سوال پیدا کنید ، بهترین کار ، ارزیابی مشتریان موجود است . با ارزیابی آنها متوجه خواهید شد که چه افرادی و با چه سطح درآمدی مشتری محصول یا خدمت شما هستند . با بررسی آماری اطلاعات خود شاید به نتایج شگفت آوری برسید که انتظار نداشته اید .
بعد از اینکه شما بازار هدف خود را پیدا کردید ، باید بررسی کنید که آنها چه رسانه ای را بیشتر مورد توجه قرار می دهند . بهترین راهی که می توانید این اطلاعات را به دست آورید، پرسیدن آن به صورت مستقیم است . از آنها بخواهید که به سوالات شما در زمینه های زیر پاسخ دهند :
– نام مجلات و مؤسسه ها و انتشاراتی که عضو آن هستند .
– برنامه های تلویزیونی مورد علاقه
– چه نوع نامه هایی را باز کرده و مطالعه می کنند
– آیا به تابلوهای تبلیغاتی در سطح شهر توجه می کنند ، درصورت مثبت بودن پاسخ ، بیشتردرچه مکانهایی رفت و آمد می کنند . در صورتی که تعداد مشتریان شما زیاد بودند ، می توانید با انتخاب تصادفی مشتریان خود ، این پرسشها را مطرح کنید. در نظر داشته باشید در این حالت باید انتخاب مشتریان به صورت تصادفی انجام شود تا نتیجه به دست آمده معیار مناسبی برای تصمیم گیری باشد .
این شاید یکی از مهمترین سوالاتی باشد که شما باید پاسخ آن را به دست آورید . برای جواب دادن به این سوال ، شما باید یک روش مقایسه ای بین رسانه های مختلف داشته باشید . منظور این است که شما بایستی با استفاده از پارامترهای مختلف بتوانید هزینه نمایش آگهی به ازای هر مشتری را اندازه گیری کنید . یکی از پارامترها موسوم به سی . پی . ام است . با این روش شما میتوانید هزینه سرمایه گذاری را به نسبت تعداد ارائه خود بررسی کنید . به عنوان مثال اگر هزینه یک برنامه رادیویی ۵۰۰ دلار است و برنامه رادیویی برای ۴۵۰۰۰ هزار نفر پخش میشود ، هزینه برای هر نفر شما مقدار یک سنت است . به این معنی که شما برای هر نفر مبلغ یک سنت هزینه می کنید تا آگهی شما را دریافت کند . با این روش می توانید هزینه هر نفر را در رسانه های مختلف به دست آورده و با هم مقایسه کنید .
با تقسیم هزینه کل بر تعداد مخاطبان ، شما می توانید هزینه هر نفر را در هر رسانه به دست آورید ، اما این نمی تواند مؤثر بودن آن رسانه را برای شما مشخص کند . مثلا” اگر می خواهید یک کتابچهء رایگان یا یک فیلم ویدئو را که حاوی راهنمای استفاده کننده است ارائه دهید ، شما نیاز به رسانه ای دارید که مشتری شما بتواند محتوای این فیلم ویدئو را ببیند و فرصت کافی برای یادداشت شماره تلفن یا نشانی شما داشته باشد . همچنین اگر محصول شما نیاز به نمایش در مدت زمان کوتاه دارد و یا اینکه برای مدت زمان خاصی فقط دارای اعتبار است و در همان زمان کوتاه باید به تعداد بیشتری مشتری ارائه شود می توانید از رسانهء روزنامه های محلی هم برای تبلیغ استفاده کنید.
با توجه به اینکه هدف شما به دست آوردن بیشترین مشتری به ازای هزینه ای است که برای رسانهء تبلیغاتی پرداخت می کنید ، رسانه ای که امکان اندازه گیری عکس العمل مشتریان را به شما نشان نمی دهد ، هیچ گاه انتخاب مناسبی نیست ؛ همچنین هیچ گاه از رسانه ها و تبلیغاتی که در آنها عکس العمل مشتریان قابل ارزیابی نیستند استفاده نکنید .
شما با روشهای تعیین رسانه مورد نیاز خود آشنا شدید . با ارزیابی نتایجی که از هر رسانه به دست می آورید میتوانید انتخاب خود را تصحیح کرده و هر بار بهتر از قبل از رسانه های موجود استفاده کنید .
ارزیابی روشهای معرفی محصول و همچنین ارزیابی نتایج به دست آمده از هر رسانه و روش ، بایستی به صورت مستمر انجام شود . در دوره های مختلف زمانی عکس العمل مشتریان در برابر رسانه ها و روشهای مختلف متفاوت است .
استفاده از یک مشاور در زمینه ارزیابی رسانه ها و ارائه روشهای جدید میتواند تاثیر زیادی در موفقیت یک محصول یا خدمت داشته باشد.
کارت ويزيت فروش خط،کارت ويزيت خفن،کارت ويزيت خلاقانه،کارت ويزيت خلاقانه بيمه،کارت ويزيت خلاقانه لايه باز،کارت ويزيت خلاقانه معماري،کارت ويزيت خلاقانه psd،کارت ويزيت خلاقانه خياطي،کارت ويزيت خلاقانه کافي شاپ،کارت ويزيت خلاقانه موبايل،کارت ويزيت خلاقانه کامپيوتر،کارت ويزيت خلاقانه پوشاک،کارت ويزيت خشکشويي،کارت ويزيت خاکبرداري،کارت ويزيت لايه باز خشکشويي
برچسب های مهم
عنوان، مهمترین بخش متن تبلیغاتی است. البرت لاسکر، پدر تبلیغات مدرن میگوید: «عنوان، ۹۰ درصد تاثیر یک آگهی محسوب میشود».
نگارش عنوان یک علم است. به قول جان کاپلز، عنوان شما باعث موفقیت یا شکستتان میشود، درواقع اگر ۱۰ ساعت زمان برای تهیه یک آگهی تبلیغاتی داشته باشید، ۹ ساعت آن را صرف طراحی تیتر یا عنوان مناسب کنید.
تفاوتهای بزرگی در اثرگذاری عناوین تبلیغاتی مختلف وجود دارد. یک عنوان میتواند توجه ۱۵ درصد خوانندگان را به خود جلب کند و عنوان دیگری، ۲۵ تا ۳۰ درصد و حتی ۵۰ درصد یا بیشتر.
عوامل زیادی در تاثیر عنوان شما نقش دارد:
تعداد واژهها، تعداد سطرها، اندازه حروف و استفاده از بازی با کلمات. یک عنوان موفق باید توجه مشتری احتمالی را جلب کند، در او علاقهای برانگیزد و درنهایت او را وادار به خرید کند.
۱. فراموش نکنید عنوان تبلیغ شما باید به شکلی باشد که جاذبهای برای مخاطب دربرداشته باشد و او را به جستجوی اطلاعات بیشتر، مشاهده ادامه تبلیغ یا خواندن بقیه تبلیغ شما در بروشور ترغیب کند.
۲. عنوان تبلیغ خود را به شکلی طراحی کنید که گویی تنها با یک مخاطب سروکار دارید؛ حتی اگر بدانید در آن لحظه بیست میلیون نفر پیام شما را دریافت میکنند. به طور مستقیم با تکتک مخاطبان خود حرف بزنید.
«اگر کارمند فروش هستید، کتاب فروش موفق میتواند به شما کمک کند».
۳. عنوان تبلیغ خود را با سبک اخبار طراحی کنید، به ویژه در مورد تبلیغات در مجلهها و روزنامهها. چون ذهن مخاطب هنگام مراجعه به رسانه در جستجوی خبر است.
«کتاب شکستن مرزهای فروش نایاب شد!»
۴. از واژههایی استفاده کنید که برای مخاطبان جذاب باشد و توجه بیشتر آنان را به عنوان آگهی ترغیب نمایند. واژههایی نظیر «جدید»، «با معرفی» و یا «به بازار آمد»
۵. در عنوان تبلیغ از تاریخ استفاده کنید. استفاده از تاریخ یا روز مشخص، توجه مخاطبان را به پیام بیشتر جلب میکند.
۶. اگر قیمت محصول، مناسب است و در مقایسه با رقبا مزیتی محسوب میشود، آن را در عنوان تبلیغ ذکر کنید. توجه داشته باشید که این قیمت لزوما نباید پایینتر از قیمت رقبا باشد، بلکه میتواند همرده با محصولات رقبا باشد. ذکر قیمت محصول، ناخودآگاه توجه بیننده را جلب میکند.
۷. یکی دیگر از ایدههای جالب و قابلتوجه در طراحی عنوان تبلیغ این است که طرح سادهای از پرداخت قیمت محصول را به مشتریان معرفی کنید. مردم دوست دارند بدانند هزینهای که در قبال محصولی پرداخت میکنند، در برابر منافع محصول گران نخواهد بود.
۸. در عنوان تبلیغ، مزیتی اضافی و منحصربه فرد را به مشتریان معرفی کنید و خدمات رایگان یا محصولی را در قالب عنوان تبلیغ پیش روی خریداران قرار دهید.
۹. گاه برای مخاطبان، خواندن یک داستان کوچک در زمینه کارایی محصول بیش از هر چیزی لذتبخش و جالب است.
۱۰. استفاده از واژگان پرسشی نظیر «چگونه»، «چرا» و «کدامیک» میتواند در تاثیرگذاری عنوان یا پیام تبلیغ نقش داشته باشد.
مثال: چگونه با یادگیری «بازاریابی با اینستاگرام» فروش سایت را افزایش دهیم؟
۱۱. عنوان آگهی تبلیغاتی را با یک توصیه آغاز کنید.
«توصیه برای افرادی که تا به حال چند طراح سایت عوض کردند اما هنوز نتوانستند سایت دلخواهشان را راهاندازی کنند».
۱۲. از نگارش خاطره برای طراحی عنوان تبلیغاتی استفاده کنید.
«هیچوقت فکر نمی کردم منی که هیچچیز از برنامه نویسی نمیدانم روزی بتوانم خودم یک سایت حرفهای طراحی کنم»
۱۳. عنوان تبلیغ را در قالب طرح پرسش و گزینههای مناسب برای پاسخ به آن و به عبارت دیگر، در قالب آزمون ارائه کنید.
«به نظر شما کدام یک از روشهای زیر فروش وبسایت را افزایش میدهد؟»
الف. افزایش رتبه وبسایت
ب. بازاریابی در شبکههای اجتماعی
ج. بهبود فرایند خرید سایت
۱۴. اگر هدف شما از تبلیغ بیشتر برندسازی است ذکر نام و برند محصول در ابتدای عنوان آگهی بسیار بر مخاطبان تاثیر میگذارد. فراموش نکنید که این روش، موثرترین راه تاثیرگذاری بر مخاطبان و ترغیب آنان به جستجوی بیشتر دربارهی محصول شما نیست؛ به ویژه اگر محصولی جدید با برندی نوپا وارد بازار کرده باشید.
۱۵. مردم همواره خواهان خرید محصولاتی هستند که به آسانی مورد استفاده قرار گیرد، مصرف انرژی کمی داشته باشد و جایگاه اجتماعی آنان را تقویت کند.
مصرفکنندگان اتومبیل نمیخرند، آنها سرعت، امنیت یا جایگاه اجتماعی را میخرند. تولیدکنندگان لوازم آرایشی، کرمهای حاوی آب و چربی را نمیفروشند، آنان زیبایی و جوانی را میفروشند.
بعضی از تبلیغات وعده منافع متعددی را میدهند- اغلب بیش از سه وعده و این اشتباه است. شما ذهن خواننده را با وعده منافع بسیار سرگردان میکنید. آگهیهایی که بهترین نتیجه را کسب میکنند، تمام انرژی خود را بر وعدهای خاص متمرکز میسازند.
۱۶. مردم شیفته تبلیغاتی هستند که به آنان انجام کاری را آموزش میدهد.
مردم خواندن پیامهایی را که حاوی اطلاعات مفیدند، ترجیح میدهند. دیوید اگیلویِ افسانهای میگوید که پیامهای علمی معمولا ۷۰ درصد بیشتر از آگهیهایی که فاقد آنها هستند، خواننده دارند. پژوهش موسسهی باک/البرت/بِکر نشان میدهد که مردم وقتی حق انتخاب در خواندن انواع مختلف پیام را دارند، آنهایی را که دارای اطلاعات مفیدند ترجیح میدهند. عنوانهایی که کنجکاوی را برمیانگیزند، نتیجههایی خوب کسب میکنند.
۱۷. مردم به سمت پدیدههای جدید جلب شده و معمولا به هر پدیدهی غیر معمول علاقهمندند. آنها با پدیدههای تازه احساس سرزندگی میکنند و این تاثیری فوری و وسوسهکننده دارد. این شیفتگی ناشی از عقیدهای نادرست، اما بسیار ریشهدار است که هر چیز تازهای بهتر از کهنه است. پودر شوینده «تاید» از زمان معرفیاش، ۵۵ مرتبه تغییر کرده است.
روشهای تازهای برای استفاده از محصولتان بیابید تا میزان فروش را بالا ببرید. اعلام یک محصول یا خدمات جدید میتواند شامل اطلاعات جدید، فکر جدید، فرمول جدید، بستهبندی جدید، رنگ جدید، طعم جدید، تکنولوژی جدید، بهینهسازی محصول قدیمی، روش جدید برای استفاده از محصول و … باشد.
اگر خواننده یا بیننده تبلیغ شما با دیدن عنوان آگهی تبلیغاتی، لحظهای درنگ کرد و درجستجوی اطلاعات بیشتر برآمد، یا به عبارت دیگر، به ادامه آگهی توجه کرد، شما در طراحی عنوان آگهی موفق بودهاید؛ اما اگر اینطور نشد و مخاطب کاملا بیتفاوت از کنار تبلیغ گذشت، هزینه سرمایهگذاری در زمینه تهیه آگهی تبلیغاتی شما به احتمال زیاد به هدر رفته است و تاثیر کمتری بر مشتریان هدف باقی میگذارد.
فراموش نکنید نخستین گره میان شما و مخاطبان، عنوان یا عبارت سرآغاز آگهی تبلیغاتی است. نه فقط واژگان این عبارت مهم است، بلکه سبک و شیوه بیان آن با مخاطبان نیز تاثیر زیادی دارد. هیچوقت از عناوین خستهکننده برای مخاطبان در طراحی عنوان تبلیغاتی استفاده نکنید. هرگز با کپیکردن از عناوین سایر برندها، عبارتی را سرهم نکنید.
کارت ويزيت خدمات ساختماني،کارت ويزيت خدمات برقي،کارت ويزيت خدمات ناخن،کارت ويزيت خدمات برق خودرو،کارت ويزيت خريد ضايعات،کارت ويزيت خرازي،کارت ويزيت خرما،کارت ويزيت خريد،کارت ويزيت خرم آباد،کارت ويزيت خريد اينترنتي،کارت ويزيت خرما فروشي،کارت ويزيت خرازي رايگان،کارت ويزيت خرمشهر،کارت ويزيت خردلي،کارت ويزيت خاص خياطي
برچسب های مهم
این بار به ارائه برگه تقلب تبلیغ در مجلات پرداختهایم. توجه کنید که برخی از این موارد برای تبلیغات برندسازی صدق نمیکند. پیشفرض ما آن است که شما یک کسبوکار کوچک دارید و میخواهید تبلیغ کنید تا فروش محصول یا خدمتتان بیشتر شود، یعنی هدف از تبلیغ ایجاد فروش است.
۱. آیا مجله مورد توجه بازار هدف شما قرار دارد؟ آیا حداقل بخشی از مخاطبان مجله دقیقا بازار هدف شما هستند؟
۲. آیا مجله مطالب و مقالاتی در زمینه فعالیت شما دارد؟ اگر اینطور است احتمال استقبال از آگهی شما بیشتر خواهد بود.
۳. تبلیغ شما در صفحه زوج چاپ میشود یا فرد؟ آیا میتوانید مذاکره کنید تا در صفحه فرد چاپ شود؟ صفحات فرد بیشتر دیده میشوند.
۴. آیا تبلیغ شما عنوان مناسب دارد که باعث جلب توجه مخاطب شود؟ عنوان جملهای است که در واقع خودش تبلیغی برای تبلیغتان است. از عنوان کلیشهای بپرهیزید. سعی کنید مزیتی مشخص را در عنوان بنویسید. مثلا: «چگونه در کمتر از ۱۰ هفته یک سایت بسازیم و آن را به درآمد برسانیم». این عنوان بسیار بهتر از عناوینی مثل: «با ما در قلههای فضای آنلاین دیده شوید!» است!
۵. آیا پیشنهاد ویژهای ارائه دادهاید؟ اغلب تبلیغات مجلات باید پیشنهادهای ویژه داشته باشند. یعنی یک مزیت بدهید و یک محدودیت ایجاد کنید. مثلا بگویید: تا این تاریخ بخرید و این هدیه را دریافت کنید. تبلیغاتی که هیچ پیشنهاد ویژهای ندارند فقط یک اطلاعرسانی ساده هستند.
۶. آیا در تبلیغ مخاطبان دقیق خود را مشخص کردهاید؟ بهتر است در تبلیغ به صورت مستقیم بنویسید که این محصول یا خدمت برای چه کسانی است. با این کار بسیاری از تماسهای اشتباه و سوالات بیمورد حذف خواهد شد. حتی اگر بازار هدفتان همه هستند، بهترین بازار هدف را در تبلیغ مشخص کنید. مثلا بگویید: این خودکار برای مهندسان بسیار مناسب است.
۷. آیا روش تماس و پاسخگویی را نوشتهاید؟ بهتر است به جای نوشتن شماره تماس، در یک جمله از مخاطب بخواهید با شما تماس بگیرد و با شخص یا بخش خاصی صحبت کند.
۸. آیا مزیت کار خودتان نسبت به رقیبان را نوشتهاید؟ در جملاتی غیرمستقیم بنویسید که محصول یا خدمت شما جه مزیتی نسبت به رقیبان دارد. اگر هیچ مزیتی ندارد بر تحویل سریعتر، تحویل رایگان، خدمات بعدی و هر چیز دیگر تاکید کنید.
۹. آیا روشی برای سنجش نتیجه تبلیغ پیشبینی کردهاید؟ مثلا میتوانید در تبلیغ بنویسید که علاقهمندان عدد خاصی را به سامانه پیامکی شما بفرستند، یا بگویید با شخص خاصی تماس بگیرند. مثلا بگویید: با آقای عباسی تماس بگیرید. اگر کسی تماس گرفت و سراغ آقای عباسی را گرفت متوجه میشوید از آن تبلیغ است!
۱۰. آیا تماس تیمتان دقیقا تبلیغ را دیدهاند و در جریان جزئیات هستند؟ این موضوع بسیار مهم است. بارها خودم با دیدن یک آگهی با آن تماس گرفتهام و شخصی که گوشی را برمیدارد از فروش ویژه شرکت خبر ندارد و حتی تبلیغ را ندیده است!
۱۱. آیا میتوانید در تبلیغ یک پیشنهاد بدون ریسک بدهید؟ هدف آن است افرادی که هنوز آمادگی خرید ندارند یک درخواست کوچکتر بدهند. مثلا درخواست دریافت کاتالوگ رایگان، نمونه رایگان یا هر مورد مشابه.
۱۲. آیا باید باز هم در همان مجله آگهی بدهم؟ بهتر است دو یا سه بار آگهی بدهید و هر بار برخی از پارامترهای تبلیغ را عوض کنید. اگر پاسخ مناسبی نگرفتید بهتر است به فکر یک رسانه دیگر باشید.
نمونه کارت ويزيت خوب،ويژگيهاي يک کارت ويزيت خوب،خصوصيات يک کارت ويزيت خوب،مشخصات کارت ويزيت خوب،مشخصات يک کارت ويزيت خوب،ويژگي کارت ويزيت خوب،کارت ويزيت خاص کاشت ناخن،کارت ويزيت خدمات کامپيوتري،کارت ويزيت خدمات فني،کارت ويزيت خدمات کشاورزي، کارت ويزيت پرستاري،کارت ويزيت خدمات برق،کارت ويزيت خدمات کامپيوتر
برچسب های مهم
آگهیدهندههای با تجربه دائم تلاش میکنند تا از ماهیت خود خارج شوند و دنیا را با چشم و قلب مشتریانشان ببینند.
اصول زیرمجموعهای از باورها و روشهایی است که برای افزایش شانس موفقیت در تبلیغات، اثباتشدهاند.
رفتار انسان نسبی است نه مطلق. انسانها آزاد هستند و در موقعیتهای متفاوت رفتارهای مختلفی دارند که موقعیتها هم به طور غیرمنتظرهای تغییر میکنند و هیچگاه نمیتوانید از انسان انتظار داشته باشید کاری که میخواهید را انجام دهد.
اگر نتایج گذشته را بررسی کنید میتوانید بفهمید که در گذشته چه رخداده و چه چیزی کارایی داشته است ولی تضمینی برای اینکه برای امروز یا فردا هم موثر باشد وجود ندارد.
آگهیدهندگان دوراندیش میدانند که بازاریابی همواره یک سرمایهگذاری برای آینده است آن هم به وسیله متغیرهایی که بیشتر آنها قابلکنترل نیستند.
پس میتوان گفت بازاریابی یک سرمایهگذاری بدون تضمین بازگشت سرمایه است. میتوان این عدم قطعیت را کاهش داد اما حذف کلی ریسک آن غیرممکن است. آگهیدهندگان دوراندیش در هر تصمیمی که میگیرند این ریسک را در نظر دارند.
یکی از راههای مقدم کردن مردم، استفاده از تحقیقات بازار است. اگر فکر میکنید ارتباطات بازاریابی راهی برای گفتوگو با مشتریان است، پس تحقیق کنید مردم در کجا دوست دارند چه چیزی را بشنوند یا نشنوند و آیا محصول و ارتباطات شما همان چیزی است که میخواهند بشنوند. اگر باهوش باشید، محصول و ارتباطات شما متاثر از خواسته بازار هدف خواهد بود.
مشتریان یکدستی را دوست دارند. دوست دارند به قولی که دیروز دادید امروز و فردا هم وفادار باشید. به دنبال برندهایی هستند که به چیزی که ارائه میکنند اعتماد داشته باشند.
بنابراین باید همهچیز را یکی کنید. محصول، قیمت، تبلیغ، وعدههای بازاریابی، پیامی که از طرف رسانهها و اشخاص مختلف ارسال میکنید و… را یکی کنید.
امروزه بازاریابی بسیار پیچیده شده است. بازار به هزاران گروه کوچک تقسیم میشود. ممکن است رقبا از کشورهایی دیگر یا صنایعی کاملا بیربط باشند. رسانهها همه جا هستند از موبایل گرفته تا دیوارهای شهر.
یک ابزار ساده برای پرداختن به همه این پیچیدگیها وجود دارد به نام تئوری «الاکلنگ باری کالن در مورد رفتارهای انسانی» که از این تئوری برای سادهتر کردن تصمیمات پیچیده بازاریابی استفاده میشود این تئوری بیان میکند رفتار انسانی همچون الاکلنگی از ترس و نیاز است. وقتی نیاز سنگینتر از ترس باشد عمل میکنیم. وقتی ترس سنگینتر باشد، عمل نمیکنیم.
تیپر کورولاری میگوید: وظیفه ما به عنوان آگهیدهنده این است که ترس را کنار بگذاریم و به نیاز بپیوندیم. سپس الاکلنگ کار میکند و مشتری میلیونها دلار خرید میکند یا به دنبال خرید بیشتر میرود.
پس وظیفه شما به عنوان آگهیدهنده، افزایش نیاز مشتری به کمک ابزارهای بازاریابی است که در اختیار دارید: طراحی محصول، آگهی و پیام. همچنین وظیفه شما کاهش ترس آنها با درخواست انجام عملی کم ریسک است.
اگر تمام پولها و وقتهای دنیا را دارید دیگر نیاز نیست استراتژی داشته باشید؛ اما اگر بودجه محدودی دارید لازم است استراتژی داشته باشید.
برای یک شخص عادی کمتر از نیم ثانیه طول میکشد تا تصمیم بگیرد به آگهی شما توجه کند یا نکند؛ یعنی اینکه، جذابترین موضوع را به گونهای به کار ببرید تا اولین چیزی باشد که دیده یا شنیده میشود. مطالعات نشان میدهد حتی وقتی تصمیم گرفتید به یک آگهی توجه کنید، هنوز هم آن را سطحی میخوانید تا به نقطه موردعلاقه برسید، ابتدا تیتر یا تصویر اصلی، سپس عکسهای جانبی و توضیحات عکس، سپس لوگو با شعار تبلیغاتی؛ آن هم درصورتی که اینها جذابیت داشته باشند؛ آن وقت متن اصلی آگهی را میخوانید.
مردم سطحی میخوانند تا در زمان و انرژی صرفهجویی کنند. ارائه فهرست بلندی از نقطه نظرات، برای خوانندگان یا بینندگان کار نادرستی است؛ هر آگهی فقط باید یک ایده اصلی داشته باشد.
هدف شما به عنوان یک آگهیدهنده یا شرکت این است که چنان تفاوت مهمی ایجاد کنید که موجب شود مشتری شما را به رقبای دیگر ترجیح دهد؛ یعنی چیزی که انتظارش را دارید.
آگهیها باید برای مخاطبین مرتبط و غیرمنتظره باشند. مرتبط بودن موجب مفید بودن و غیرمنتظره بودن موجب موردتوجه قرار گرفتن میشود. تنها تعداد کمی از آگهیها مرتبط و غیرمنتظره هستند. شما باید هر دو باشید.
سودآورترین بازار هدفی که میتوانید داشته باشید، مشتریان کنونی شما هستند. اسم شما را میشناسند، اعتبارتان را باور دارند، از شما تجربه خوبی دارند، به شما وفادار هستند و خرید از شما را کم ریسک میدانند.
در بسیاری از کسبوکارها، ایجاد بانک اطلاعات مشتریان به شرکتها این امکان را میدهد تا با ارزشترین آنها را شناسایی کنند. حتی میتوانید بانک اطلاعاتی درست کنید که پیشبینی کند کدامیک از مشتریان، کالاهای دیگر شما را هم خریداری خواهند کرد.
آزمایشهای مکرر تبلیغات نشان میدهد، مشتریان در معرض کلمات مهم، ادعاهای غلو شده و عکسهای غیرواقعی هستند.
امروزه برطرف کردن شک مردم تقریبا غیرممکن شده است. آنها برای باورکردن پیام شما به دلایل قدرتمند نیاز دارند نه مزخرفاتی که موجب باور نکردن آنها شود.
اولین و بهترین راه برای اجتناب از چرندگویی، غلو نکردن است. کمتر تعهد بدهید بیشتر ارائه کنید. تبلیغات با وعده دادن موجب انتظار میشود. وقتی بیشازحد وعده میدهید درواقع در حال ناامید کردن مشتریان و آسیب زدن به اعتبار ارتباطات آینده هستید. همیشه ادعاهای تبلیغی خود را بررسی کنید تا فراتر از توانایی شما نباشد.
کارت ويزيت خام+دانلود،کارت ويزيت خالي،کارت ويزيت خاص،کارت ويزيت خام رايگان،کارت ويزيت خوب،کارت ويزيت خبرنگاري،کارت ويزيت خبرنگار،کارت ويزيت خبرنگاري لايه باز،کارت ويزيت خبر،نمونه کارت ويزيت خبرنگاري،کارت ويزيت کارشناس خبره،کارت ويزيت سايت خبري،دانلود کارت ويزيت خبرنگاري،کارت ويزيت خوب،خصوصيات کارت ويزيت خوب،ويژگي يک کارت ويزيت خوب،ويژگيهاي کارت ويزيت خوب
برچسب های مهم
قدرت متوقف کردن یعنی اینکه بتوانید با تبلیغ و سایر ارتباطات بازاریابی مردم را از رفتن بازدارید و آنها را وادار کنید که بنشینند و به شما توجه کنند.
ارتباطات دارای قدرت متوقف کنندگی، واکنشهایی از این قبیل به وجود میآورد: «چه گفتی؟» یا «آن را دیدی؟» این نوع ارتباطات میزان توجه را بالا میبرند. برخلاف اغلب ارتباطات بازاریابی که حتی برای یکلحظه هم نمیتوانند جلبتوجه کنند.
مشتریان هرروز با هزاران پیام بازاریابی، علاوه بر پیام شما، بمباران میشوند. این تراکم بالای پیامهای ارسالی در حیطهی بازاریابی باعث میشود که اغلب تلاشها برای برقراری ارتباط ناکام بماند و به اکثر تبلیغات هیچ توجهی نشود.
از مردم بخواهید ۵ مورد از آگهیهایی را که شب پیش از تلویزیون دیدهاند، به یادآورند (اگر تلویزیون تماشا کرده باشند، حتماً تبلیغات زیادی دیدهاند). به واکنشهایشان دقت کنید. وقتی با درماندگی سعی میکنند به یادآورند که چه چیزهایی باید دیده باشند، نگاهی سردرگم بر چهرهشان نقش میبندد. کمی بعد احتمالاً میگویند: «بله… آن آگهی بامزه که مرده…» و به همین شکل چندین آگهی را به خاطر میآورند. البته اگر مجموعه آگهیهای دیشب جالب بوده باشد؛ و از میان اینها شاید نام یک یا دو محصول تبلیغشده را نیز به یاد داشته باشند؛ اما بهندرت تمام نامها را به یاد دارند.
اگر همینطور ادامه بدهید و این بار دربارهی تبلیغات چاپی سؤال کنید، مثلاً در مورد مجله، روزنامه، بروشور، یا نامههای الکترونیکی، بسیار احتمال دارد که فهرستتان کاملاً خالی بماند. خیلیها حتی یک آگهی تبلیغاتی در مجلهای که دیروز خواندهاند را به یاد نمیآورند. مگر آنکه فعالانه آنها را به پاسخگویی ترغیب کنید. اگر در مورد تبلیغات رادیو هم بپرسید، با همین مشکل مواجه میشوید.
این فعالیت ساده اهمیت قدرت متوقف کردن را آشکار میکند. تبلیغات شما باید بیشتر از تبلیغات دیگران قدرت متوقف کردن داشته باشد، زیرا حتماً میخواهید افراد بسیار زیادی به محصول شما فکر کنند و آن را در خاطر نگهدارند!
بنابر نظر هانلی نوریس، کسی که زمان زیادی را به تعلیم کارکنان «یونگ و روبیکام» برای تهیهی تبلیغات بهتر، گذرانده است، با هفت اصل میتوانید یک آگهی تبلیغی یا هر ارتباط بازاریابی را به یک متوقفساز واقعی تبدیل کند. من این هفت اصل را بر اساس تجربهی خودم تعدیل کردهام و به فهرست زیر رسیدهام:
۱.تبلیغ باید درونمایهای ذاتی داشته باشد تا هرکسی را بهسوی خود بکشد. همچنین باید افراد زیادی خارج از حیطهی مخاطبان موردنظرش را جلب کند. اگر بچهها تبلیغی را که هدفش بزرگسالان است دوست دارند و بالعکس، معلوم میشود که در ساخت این تبلیغ از اصل قوی پیروی شده است.
۲. تبلیغ باید مخاطبان را به مشارکت و همکاری وادارد. همچنین باید مردم را به انجام دادن فعالیتی بکشاند، چه آن فعالیت گرفتن یک شماره باشد، چه رفتن به فروشگاه، یا قهقهه زدن و یا صرفاً به فکر چیزی افتادن. یک آگهی، باقدرت متوقفسازی، هرگز اجازه نمیدهد مخاطب نقش منفعلی داشته باشد.
۳.تبلیغ باید واکنشی احساسی برانگیزد. این اصل باید حتماً لحاظ شود، حتی اگر جذابیت شما از نوع عقلانی باشد. تبلیغ همیشه باید دارای نیازهای بنیادی آدمی باشد و احساسات افراد را برانگیزد.
۴. تبلیغ باید کنجکاوی را تحریک کند. مخاطبان باید طالب شوند که بیشتر بدانند. این میل آنها را متوقف میکند و به بررسی تبلیغ وامیدارد و باعث میشود به دنبال اطلاعات بیشتری باشند.
۵. تبلیغ باید مخاطبان را شگفتزده کند. عنوانی تکاندهنده، تصویری غیرمنتظره، ترفندی غیرعادی در افتتاحیهی عرضهی محصولات یا داشتن ویترینی عجیب در فروشگاه همه این قدرت را دارند که مردم را بر جای خود میخکوب کنند و به شگفت آورند.
۶. تبلیغ باید اطلاعات بدیهی را منتقل کند- به شکلی هرظتنم ریغ. (نکته: سعی کنید این کلمهی عجیب را برعکس بخوانید). پیچشی خلاقانه یا راهی جدید برای بیان یا دیدن یکچیز باعث میشود که مسئلهای بدیهی به امری غیرمنتظره تبدیل شود. اطلاعات بدیهی یعنی اینکه مارک محصول شما چیست؟ چگونه و برای چه کسانی مفید است؟ اما اگر این کار را به شکلی بدیهی انجام دهید ارتباطی برقرار نمیشود و توجه کسی را جلب نمیکند و مخاطبان تبلیغ شما را نادیده میگیرند.
۷. گاهی لازم است تبلیغ از قواعد و شخصیت محصولتان و مقولهای که در آن میگنجد فراتر رود. محصول باید برجسته باشد. توجه مردم به اموری جلب میشود که خارج از الگوهای رایج باشد (و در بازاریابی هم بیشک الگوهایی وجود دارد). پس یک راه این است که تبلیغی درست کنید که بسیار متمایز از آن چیزی باشد که مشتریان دربارهی مقولهی محصول شما انتظار دارند. برای مثال اگر شما برای خدمات نظافت ادارات بازاریابی میکنید، حتماً تبلیغات صفحات زرد را بخرید و آگهیهایی تهیه کنید و فهرست قیمت خود و نظر مثبت و رضایتآمیز مراجعهتان را در آن بگنجانید. برای تکمیل این تلاشهای معمول بازاریابی، با پست برای مشتریان احتمالیتان اسفنجی بفرستید که یکطرف آن نام و شماره تلفن شما و طرف دیگر آن این پیام نوشته شده باشد: البته اگر هنوز معتقدید که بدون کمک ما باید نظافت کنید، این اسفنج به دردتان میخورد.
برای تبلیغی که داستان داشته باشد و این داستان باعث شگفتی افراد شود، از الگوهای مرسوم تجاوز کند و مسایل بدیهی را به شکلی غیرمنتظره مطرح کند، شما به خلاقیت نیاز دارید. این راز موفقیت شماست و فقط به اتکای خلاقیت است که قدرت متوقف کردن پیدا میکنید.
کارت ويزيت حوله،کارت ويزيت حيوانات،کارت ويزيت حيوانات خانگي،کارت ويزيت حيات وحش،نمونه کارت ويزيت فروش حيوانات،کارت ويزيت خياطي،کارت ويزيت خاص،کارت ويزيت خلاقانه،کارت ويزيت خام،کارت ويزيت خياطي زنانه،کارت ويزيت خاص وکلا،کارت ويزيت خاص،کارت ويزيت خدمات کامپيوتري،کارت ويزيت خلاقانه لايه باز،کارت ويزيت خارجي،کارت ويزيت خاص،کارت ويزيت خام،کارت ويزيت خاص وکلا،کارت ويزيت خارجي،کارت ويزيت خاص لايه باز
برچسب های مهم
۱- تقویمی تولید کنید و بر روی آن نام و آدرس و تلغن فروشگاهتان را نوشته و آنرا به مشتریان هدیه دهید.
۲- در طرف دوم کارت ویزیت فروشگاه ، محصولاتی را که می فروشید نام ببرید.
۳- همیشه کارت ویزیت به همراه خود داشته باشید و آنرا به آسانی به دیگران بدهید.
۴- سعی کنید آدرسهای پستی خریداران را جمع آوری نمایید.
۵- بروشوری تهیه کرده و کلیه محصولات و خدمات فروشگاه را در آن توضیح دهید.
۶-برای فروشگاه یک وب سایت درست کنید و به مشتریان توضیه کنید ، برای آگاهی از محصولات جدید به سایت مراجعه کنند.
۷- توصیه های مشتریان را بر روی کاغذی نوشته و در داخل فروشگاه نصب نمایید.
۸-در مجلات ونشریات مقاله بنویسید ، اینکار اعتبار شما را بعنوان فروشنده حرفه ای ، چندین برابر خواهد ساخت.
۹- با نصب سیتم پاسخگوی خودکار تلفنی ، مشتریان بعد از ساعات کاری را از دست ندهید.
۱۰- مشخصات فروشگاه را در کتاب اول درج کنید.
۱۱- با آمارگیری منظم ، کم فروش ترین روز هفته را بیابید و در آن روز ، حراج یک روزه برگزار نمایید.
کارت ويزيت حليم،کارت ويزيت آش و حليم،کارت ويزيت حمل بار،کارت ويزيت حمل و نقل،کارت ويزيت حمل اثاثيه،کارت ويزيت حمل مصالح ساختماني،کارت ويزيت حمل بار وانت،کارت ويزيت حمل و نقل لايه باز،کارت ويزيت حمل بار لايه باز،کارت ويزيت حمل شن و ماسه،کارت ويزيت حمل کالا،کارت ويزيت حمل و نقل بار،کارت ويزيت حنا،کارت ويزيت نقش حنا،کارت ويزيت براي حنا،کارت ويزيت حوله فروشي
برچسب های مهم
این موضوع بسیار حیاتی و ضروری است. سریعترین راه برای از دست دادن مشتریان ، آن است که تماس با آنان را فراموش کرده و برای تجدید بیمه تماس نگیرید. راه سنتی تماس با مشتریان ، تماس تلفنی است. اگر به فناوری علاقه مندید ، می توانید از روشهای پیشرفته تر استفاده نمایید. در ایران سیستم ارسال پیامک از طریق وب ، توسط شرکتهای بسیاری راه اندازی شده است. شما می توانید شماره تلفنهای همراه مشتریان را در آرشیو اطلاعات ثبت کرده و شماره ها را در نرم افزار ارسال پیامک وارد نموده و مثلا از یک هفته قبل از انقضای تاریخ بیمه، هر روز یک پیامک برایشان بفرستید. البته بسیاری از سرویسها، امکان ارسال اتوماتیک را دارند. کافی است شماره و پیام و تاریخهای دلخواه را وارد نمایید، و بقیه کارها را به نرم افزار بسپارید.
وقتی مشتری، مجبور به انتخاب یک شرکت از بین چندین شرکت بیمه باشد که قیمتهایی نزدیک به هم دارند، آن شرکت را انتخاب خواهد کرد که با آن احساس راحتی بیشتری داشته باشد. مردم همواره ترس از صحبت با یک فرد غریبه و مخصوصا خرید از او دارند. عکس شما بر روی کارت ویزیت و کاغذهای تبلیغاتی و حتی تابلوی شرکت ، تاثیر فراوانی خواهد گذاشت و این ذهنیت را به وجود می آورد که مشتری با یک شخص واقعی در تماس است و نه فقط با یک شرکت.
مزیت کار بیمه آن است که اطلاعات زیادی درمورد مشتریان در اختیار دارید. از این اطلاعات بطور مفیدی برای حفظ رابطه خود با مشتریان استفاده کنید. از هر فرصتی استفاده کرده و نامه هایی برای مشتریان بفرستید که به شرایط خاص آنها بستگی داشته باشد. مثلا اگر مشتری خانه ای جدید خریداری نموده است و آنرا بیمه نموده ، پس از چند روز طی نامه ای ، به او تبریک بگویید و در انتهای نامه ، انواع بیمه های دیگر را که شاید مورد توجه قرار گیرد معرفی نمایید.
مشاغل کوچک ، معمولا بودجه ثابتی به بازاریابی اختصاص نمی دهند. و این باعث می شود که رشد نکنند و یا رشد بسیار محدودی داشته باشند. بودجه مشخصی را بطور ماهانه به آزمودن روشهای جدید بازاریابی اختصاص دهید و پس از مدتی نتایج آنرا مشاهده خواهید کرد. روشهایی را بیازمایید که همکارانتان از آنها کمتر استفاده می کنند. اگر بازاریابی تلفنی بازده خوبی ندارد، در کنار آن بازاریابی اینترنتی را بیازمایید. بازاریابی از طریق نامه مستقیم نیز باعث می شود به طیف دیگری از مشتریان دسترسی پیدا کنید. اگر برای استفاده از روشهای نوین بازاریابی به کمک نیاز دارید با مدیر سبز تماس بگیرید تا به شما کمک کنند.
خرید از شرکتهای بسیار موفق جهان بسیار آسان است. اگر روال کمی سخت و ناخوشایند باشد، مشتریان براحتی از شما دور خواهند شد. اگر برای تکمیل مدارک نیاز به کپی مدارک دارید، اینکار را خودتان انجام دهید. اگر حتی پر کردن فرمها برای بعضی از مشتریان ناخوشایند است، اینکار را به آنها واگذار نکنید. تمام تلاش خود را بکنید که مشتری یک خرید راحت و خوشایند داشته باشد و مطمئن باشید نه تنها خود بارها نزد شما بر خواهد گشت بلکه شما را به دیگران نیز معرفی خواهد کرد.
کارت ويزيت سيستم هاي حفاظتي و امنيت،نمونه کارت ويزيت سيستمهاي حفاظتي،نمونه کارت ويزيت سيستم حفاظتي،کارت ويزيت حقوقي،کارت ويزيت حقوق،کارت ويزيت حقوقي لايه باز،کارت ويزيت حق العمل کاري،کارت ويزيت موسسه حقوقي،کارت ويزيت مشاوره حقوقي،نمونه کارت ويزيت موسسه حقوقي،نمونه کارت ويزيت مشاور حقوقي،نمونه کارت ويزيت حقوقي،کارت ويزيت موسسات حقوقي،کارت ويزيت حکاکي
برچسب های مهم
همانطور که می دانید بسیاری از مصرف کنندگان دلایل معقولی برای انتخاب یک محصول ندارند و بیشتر براساس ذائقه خود محصولی را مورد آزمایش قرار می دهند و چنانچه رضایت اولیه از آن محصول برایشان حاصل شود، مشتری دائمی آن محصول خواهند شد. شکی نیست در این میان عوامل زیادی وجود دارند که در جذب اولیه توجه مشتری نقش بسزایی دارند و او را در قدم اول متوجه خود می سازند. از این رو یکی از موثرترین راه های ارتقای نام تجاری و همین طور برخورداری از یک سهم بازار مناسب که مطمئناً ذهن مصرف کننده را با هویت سازمانی محصول درگیر می سازد، استفاده از یک لوگوی ماندگار است.
به طور کلی چهار نوع لوگو تعریف شده است که عبارتند از:
لوگوی تصویری، لوگوی متنی، لوگوی متنی – تصویری و لوگوی شعاری.
بر این اساس لوگوی تصویری به لوگویی اطلاق می شود که تنها از یک تصویر گرافیکی تشکیل شده باشد. برجسته ترین مثال این نوع لوگو، نشان المپیک است که از پنج حلقه رنگی درهم آمیخته به وجود آمده است. لوگوی متنی، لوگویی است که تنها از چند حرف شکل گرفته و در طراحی آن از هیچ تصویری استفاده نشده است. مثال بارز این نوع لوگو را می توان در لوگوی مایکروسافت دید. لوگوی متنی – تصویری که شاید متداول ترین لوگو در نزد شرکت ها باشد از ترکیب یک تصویر با یک نام تجاری حاصل شده است. معمولاً با گذشت زمان هر دو بخش این نوع لوگو یادآور نام تجاری خواهد بود. نمونه بارز لوگوهای متنی – تصویری را می توان در نایک دید که به یک لوگوی ماندگار تبدیل شده است.
لوگوی شعاری نوع دیگری از لوگو است که در کنار تصویر یا نام تجاری، شعار سازمانی را نیز یادآوری می کند. یکی از نمونه های برجسته این نوع لوگو را می توان در لوگوی نوکیا با شعار «ارتباط با همدیگر» مشاهده کرد. به عقیده بسیاری از بزرگان کسب و کار، لوگو همان برند سازمانی است. آنها معتقدند هر چه شرکت ها در طراحی لوگوی خود از تعابیر روشنی برای ارتباط با مشتری و ثبت نام تجاری خود در ذهن او استفاده کنند، شانس بیشتری برای توفیق در بازارهای رقابتی امروز خواهند داشت. فراموش نکنید هیچ لوگویی در ابتدا دارای اعتبار نبوده است و گذشت زمان تنها بر میزان اعتبار آن افزوده است البته به شرط آنکه نام تجاری در راستای رسیدن به رضایت اکثریت مشتریان گام برداشته باشد. اگر بگوییم لوگوها به میزان ارزش تجاری شان به شخصیت افراد شکل می دهند، چندان گزاف نگفته ایم، چرا که به ندرت می توان فردی را دید که تمایل به استفاده از محصولی بی نام و نشان را داشته باشد لذا بیشتر افراد به دنبال استفاده از محصولاتی هستند که ارزش نام تجاری و لوگوی آنها برای همگان شناخته شده باشد.
حال که با مفهوم کلی لوگو و اهمیت آن در ارتقای نام تجاری یک محصول آشنا شدیم به ۱۰ راهکار قابل توجه در طراحی هر چه بهتر لوگوها اشاره می کنیم:
شاید مهم ترین توصیه در طراحی یک لوگو همین عبارت باشد. فراموش نکنید شما می خواهید نشان سازمانی خود را در ذهن همگان ثبت کنید و قرار نیست که چارت سازمانی تان را در قالب یک لوگو بگنجانید. لوگوهای پیچیده و ابهام برانگیز شانس زیادی در جذب توجه اولیه مشتریان نخواهند داشت و توفیق کسب و کار شما را به مخاطره می اندازند پس همیشه در معرفی یک لوگو اصل ساده نگاری را در نظر داشته باشید.
توجه داشته باشید یک لوگو علاوه بر سادگی باید در جذب نگاه مشتری موثر عمل کند. لوگوهای موفق همیشه حامل پیامی بشردوستانه هستند. کم نیستند شرکت های بزرگی که در معرفی لوگوی خود به اهمیت ارتباطات انسانی می پردازند و در قالب تصویری کوچک، ارزش های بیشماری را به مصرف کننده القا می کنند. اگر رسالت یک شرکت براساس ارزش آفرینی بنا شده باشد، پس به راحتی می تواند با استفاده از تکنیک های گرافیکی مدرن مفهوم ارزش را از طریق لوگو در ذهن مشتریانش حک کند.
قبل از معرفی لوگوی خود ابتدا به بررسی لوگوی رقبا و ویژگی های غالب صنعت خود بپردازید. اگر رقبای اصلی شما از اشکال یا رنگ های مشابهی استفاده کرده اند و سهم بازار خوبی را در اختیار گرفته اند پس لوگوی آنها توانسته ارتباط لازم با مصرف کنندگان را برقرار کند. حال این هنر شماست که با بهره گیری از ایده های نو و ترکیب آنها با تجربیات رقبایتان به خلق یک لوگوی ماندگار نائل شوید. در این خصوص توصیه می شودکه هرگز به تقلید کورکورانه از رقبایتان تن ندهید که در این صورت بیشتر به ارتقای نام تجاری آنها کمک و تنها نقش یک حامی را در بازار ایفا کرده اید.
رنگ ها نقش مهمی را در جذابیت یک لوگو ایفا می کنند و می توانند واکنش ها و رفتارهای متفاوتی را بر ما تحمیل کنند. به یاد داشته باشید رنگ ها بسته به سن، جنسیت و شاخص های فرهنگی مصرف کنندگان بازار هدف، تفاسیر متفاوتی دارند پس لازم است با آگاهی کامل از ویژگی های محصول و مشتریان بازار هدفتان، از رنگ های مناسب در طراحی لوگوی سازمانی تان استفاده کنید. بررسی ها نشان داده است بیشتر صنایع با یک رنگ غالب در نزد مشتریان معرفی شده اند. اگر دقت کرده باشید رنگ لوگوی بیشتر شرکت های بیمه ای، آرایشی- بهداشتی، خطوط هواپیمایی، بانک ها و موسسات مالی اعتباری آبی است چراکه آبی القا کننده آرامش و امنیت در نزد مشتریان است. بالعکس رستوران های زنجیره ای، صنایع غذایی، پوشاک و لوازم خانگی از رنگ قرمز در لوگوی خود استفاده می کنند و از این طریق سعی در جلب توجه اولیه مشتریان خود دارند. جالب است بدانید رنگ غالب لوگوی اتومبیل سازان در سرتاسر جهان رنگ طوسی است که مفهوم استحکام و قدرت را همچون رنگ فلز تداعی می کند.
همانطور که گفته شد لوگوی بیشتر شرکت ها متنی- تصویری است اگرچه این نوع لوگوها در صنایع پوشاک و اتومبیل سازی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. استفاده از اشکال هندسی در طراحی لوگوها به منزله القای مفاهیم مشخصی به مصرف کنندگان است. مثلاً لوگوهای دایره شکل مفاهیمی چون برقراری ارتباط، امنیت، تکامل، تداوم و راحتی را منتقل می کنند یا لوگوهای مثلثی شکل بیشتر بیانگر مفهوم انرژی، قدرت، تعادل، نظم و حتی شاخصه های مذهبی هستند. جالب است بدانید لوگوهای چهارگوش تصویری از منطق، اعتبار و دقت را تداعی می سازند البته برخی شرکت های معتبر هم در کنار نام تجاری خود تنها از یک خط منحنی استفاده می کنند که دلیل عمده آن انتقال مفهوم تحرک، شادی و لذت در نزد مشتریان است.
همانطور که شرکت ها با گذشت زمان دچار تغییراتی در نظام سازمانی خود می شوند. لوگوها نیز باید با توجه به تغییرات محیطی و همینطور پیشرفت های سازمانی دستخوش تغییراتی جزئی شوند از این رو اگر لوگوی شما قابلیت تغییرپذیری نداشته باشد، ممکن است با توجه به تحولات بازار و ورود رقبای سرسخت جدید، توفیق چندانی در حفظ جایگاه گذشته خود نداشته باشید ضمناً لوگوهای انعطاف پذیر این امکان را برای شرکت ها مهیا می سازند که با گسترش زمینه های کاری خود به راحتی لوگوهای جدیدی را با رعایت قالب همان لوگوی قدیمی طراحی و در نزد مشتریان بازار هدف خود ترویج کنند. یادتان باشد اگر تغییرات جزئی در لوگوی جدید لطمه چندانی به قالب قدیمی آن وارد نکند، به راحتی می توانید مشتریان خود را با تصویر لوگوی جدیدتان همراه سازید البته به یاد داشته باشید تحول لوگوها تنها برای شرکت هایی جایز است که درصدد بازآفرینی دوباره خود نیستند. جالب است بدانید شرکت های بزرگی نظیر نایک از ابتدا تاکنون به طور متوسط در هر دهه از عمر خود تغییراتی جزئی در لوگوی خود داشته اند.
به گفته بسیاری از بزرگان کسب و کار طول عمر یک برند ممکن است بیشتر از طول عمر یک محصول باشد لذا اگر شرکت بزرگی تصمیم به خارج کردن یک محصول از چرخه تولید خود گرفت، مطمئناً نام تجاری آن شرکت همچنان در نزد مشتریان معتبر خواهد بود پس لوگوها با افول یک محصول فراموش نمی شوند از این رو توصیه می شود از تصاویر و واژگان ساده و قابل انتقال در طراحی لوگوی سازمانی خود به درستی استفاده کنید و به دنبال برقراری ارتباط دائمی با مشتریان بالقوه خود از طریق ثبت یک لوگوی ماندگار در ذهن آنها باشید. فراموش نکنید شما تنها کسی هستید که باید در تمامی مراحل بازاریابی خود از تولید تا فروش، شرایط لازم برای ترویج هر چه بهتر نام تجاری تان را برای مصرف کنندگان مهیا سازید. از آن پس این مشتریان هستند که خود به ترویج نام تجاری شما و ثبت لوگوی ارزشمندتان در ذهن، قلب و حتی روی لباس هایشان می پردازند.
یکی از مهم ترین ویژگی های یک لوگوی موفق، انطباق پذیری آن با تمامی ابزارهای تبلیغاتی در سازمان است. فراموش نکنید شما می خواهید از لوگو در سربرگ، بروشور، کارت ویزیت، وب سایت، استندها، بیلبوردها، بنرها، هدایای تبلیغاتی، آگهی های روزنامه ای، دعوتنامه ها و… استفاده کنید پس باید لوگوی مورد نظرتان در تمامی این ابزار بازاریابی به خوبی قابل رؤیت باشد ضمناً لوگوهای رنگی نیز باید از قابلیت رؤیت در رنگ های سیاه و سفید برخوردار باشند چرا که بیشتر اوقات سربرگ های ارسالی از طریق فکس به صورت سیاه و سفید به دست مشتریان می رسند.
بدون شک یکی از وظایف مهم هر شرکتی، یادآوری نوع فعالیت و زمینه های کاری خود در تمامی ابزارهای ترویجی و مشتریان بالقوه بازار هدفش است. اگرچه یک لوگوی خوب باید به یادماندنی و
قابل انتقال باشد اما نباید از نمادهای شناخته شده صنعت مورد فعالیتش فاصله بگیرد پس به یاد داشته باشید لوگوی شما یادآور همان کسب و کاری است که در حال عرضه به مصرف کنندگان هستید مثلاً اگر در صنعت ارتباطات فعالیت می کنید بهتر است از لوگوهای مدور یا کروی استفاده کنید چراکه به طور نامحسوس در حال القای مفهوم ارتباط با دیگران هستید یا اگر زمینه فعالیت شما نشر کتب و مجلات است، بهتر است از تصاویر قلم و کتاب به شکلی جذاب و منحصر به فرد در لوگوی خود استفاده کنید. فراموش نکنید نوآوری به معنای زیرپا گذاشتن مفاهیم ارزشمند نیست.
امروزه برندها، لوگوها و نام های تجاری به دوست صمیمی مصرف کنندگان تبدیل شده اند. اگر کمی به اطراف خود نگاه کنید، آدم های زیادی را می بینید که در معرفی هویت و شخصیت خود به نام های تجاری محبوبشان اشاره می کنند پس یک لوگوی ماندگار باید دوست صمیمی یک مشتری باشد و او را تا پایان عمر همراهی کند البته فراموش نکنید آدم ها تا زمانی که به طرف مقابلشان اطمینان نکنند، بنای دوستی با او را پیش نمی کشند در نتیجه برای رسیدن به مفهوم دوستی با مشتریانتان بهتر است از واژگان و اشکال اطمینان بخش در معرفی لوگوی سازمانی تان استفاده کنید.
کارت ويزيت کامپيوتر،کارت ويزيت کامپيوتر و موبايل،کارت ويزيت کامپيوتر رايگان،کارت ويزيت رايگان،دانلود کارت ويزيت،کارت ويزيت حسابداري،کارت ويزيت حسابدار،کارت ويزيت حسابداري لايه باز،کارت ويزيت حسابرسي،کارت ويزيت حسابداران،کارت ويزيت حسابداري و حسابرسي،کارت ويزيت حسابدار شخصي،نمونه کارت ويزيت حسابداري،نمونه کارت ويزيت حسابدار،کارت ويزيت خط کش،کارت ويزيت حق العمل کاري،کارت ويزيت حفاري،کارت ويزيت حفاظتي،کارت ويزيت حفاظ
برچسب های مهم
دیگر سالهاست زمان آن گذشته که در دفتر کار خود بنشینید تا مشتری به سراغ شما بیاید . در بازار پر رقابت امروز که حتی نانوایی ها که روزگاری مجبور بودید در صف های طولانی آنها نوبت بگیرید هم به فکرراه هایی برای جذب مشتری هستند ، چاره ای نیست جز مجهز شدن به توانمندی های بازاریابی و فروش.
اگر دقت کرده باشید و یا سری به نیازمندیها زده باشید شرکت ها و موسسات، بیش از هر نیروی کار دیگری، به دنبال فروشنده و بازاریاب هستند . دائما با آگهی های این گونه مواجه هستیم :” بازاریاب حرفه ای با در آمد عالی” و یا ” کارشناس فروش با حقوق و پورسانت بالا “
نکته جالبی که مشخصا با آن درگیر بوده ام این است که پیدا کردن کارشناس فروشی که کارش را بلد باشد بسیار سخت است .من مصاحبه های شغلی زیادی با افراد متقاضی کار در این رشته داشته ام که متاسفانه بسیاری از آنها الفبای بازاریابی و فروشندگی راهم نمی دانند ، خیلی از آنها تا کنون حتی یک جلد کتاب هم در این زمینه نخوانده اند و بسیاری از آنان ازآن جهت که کار دیگری گیرشان نیامده به سراغ این کار آمده اند.!
این مطلب را از این جهت می نویسم که هم مرجعی باشد برای مدیران که بر اساس آن بتوانند به نکات با اهمیت در زمان مصاحبه بپردازند و نیز سوالات مناسبی در فرم استخدامی خود قرار دهند و همینطور منبع مناسبی باشد برای کارشناسان فروش که ویژگی های شخصی خود را بر این اساس محک زده و در صورت لزوم وضعیت خود را اصلاح نمایند.
پس بیایید به برخی ازمهمترین ویژگی های یک کارشناس فروش حرفه ای اشاره ای داشته باشیم .
بدترین کاری که یک کارشناس فروش (و یا بازاریاب ) می تواند انجام دهد تجویز بدون معاینه است!
من به دلیل نوع کارم با دقت زیادی به رفتار بازاریاب ها و فروشندگان توجه می کنم .در جلسات زیادی شاهد این بوده ام که بازاریاب ، بلافاصله در ابتدای جلسه وارد مرحله ارائه محصول (presentation) شده و لیستی از خدمات و محصولات و قیمت های آنها ارائه کرده بدون اینکه به این توجه کند که آیا اساسا محصولات وخدماتش به کار این مشتری می آید یا خیر .در یک جلسه که خودم در آن حضور داشتم من و همکارم برای ارائه توضیحاتی به یک مشتری که کارش ساختمان سازی بود با وی مشغول صحبت بودیم که ناگهان بازاریابی از راه رسید .من زیرچشمی حرکات و رفتار او را رصد می کردم. با کمی توجه می شد فهمید که ضعف های زیادی از لحاظ ارتباط اجتماعی دارد ولی بدتر ازهمه اینکه در زمانی که قرار شد صحبت کند از ابتدا در مورد ویژگی های محصولاتش که کلید های برق هوشمند بود توضیحات مفصلی داد، ازمرغوبیت و کیفیت جنس گرفته تا لیسانس ها و گواهینامه های مربوط به آن ، به هر حال آنقدرحرف زد که کم کم مشتری را بی حوصله کرد و وقتی مشتری در جائی حرفش را قطع کرد که :”خوب چطور می شود در این ساختمان از آنها استفاده کرد؟” بازاریاب با نگاهی به دیوارهای اطراف به وی جواب داد :”البته برای ساختمان شما دیگر دیر شده و باید زودتر از این سیستم نصب می شد !”
خوب ، این بازاریاب حداقل یک ساعت وقت و انرژی اش را برای کسی هدر داد که حتی اگر خواهان محصولش بود نیز نمی توانست از آن استفاده کند . بنابراین یک کارشناس فروش ابتدا شناخت کافی از مشتری و مسائلش پیدا می کند و سوالهای موثری می پرسد و با گوش دادن به مسائل او در نهایت راه حل مناسبی به وی پیشنهاد می نماید.دقیقا مثل یک پزشک که ابتدا معاینه می کند و جواب آزمایش ها را بررسی می کند ، آنگاه به ارائه راه حل و تجویز دارو می پردازد.
بعضی ها هنر فروش کردن را ” بازی اعداد” و ” بازی نه شنیدن ” هم نامیده اند .یک کارشناس فروش ابتدا به تهیه بانکی از مشتریان بالقوه می پردازد، سپس با آنها تماس می گیرد ، بعضی از این افراد حاضر به ملاقات وی می شوند و از بین افرادی که حاضر به ملاقات با او می شوند چند نفر خرید می کنند .حال تصور کنید شما به ۵۰ نفر زنگ می زنید ۲۰ نفر در همان ابتدا می گویند که به خدمات شما نیازی ندارند .۳۰ نفر به توضیحات شما گوش می دهند ، از این دسته نیز ۲۵ نفر به شما نه می گویند و ۵ نفر حاضر می شوند به شما وقت ملاقات دهند وبعد از چند ملاقات حضوری و صرف وقت ۱ نفر از شما خرید می کند . بنابراین شما ۴۹ نه و ۱ بله شنیدید !بنابراین اگر کسی تحمل نه شنیدن را نداشته باشد به درد این شغل نمی خورد و باید حرفه اش را تغییر دهد .
یک کارشناس فروش حرفه ای نه شنیدن را بخشی از فرایند فروش دانسته و روحیه اش را از دست نمی دهد و به اصطلاح به او بر نمی خورد .
نکته جالب این است که این مدل در ایران سخت تر اجرا می شود چون با توجه به نوع فرهنگ ما و وجود تعارفات و احترام بیشتر بین افراد ، خیلی ها ممکن است در ابتدا به شما نه نگویند و پس از مدتی طولانی و پیگیری های مکرر متوجه می شوید که خریدار خدمات شما نیستند و شما چاره ای ندارید جز اینکه شناخت خود را از مشتریان بیشتر کرده و بدانید بیشترین وقت خود را صرف کدام دسته از آنها بکنید واز طرفی باید از آنهایی که به راحتی به شما نه می گویند و وقتتان را تلف نمی کنند، سپاسگزارهم باشید !
برای خودم اوقات زیادی پیش آمده که به عنوان خریدار همزمان باخرید، مشغول معرفی کسب و کار خودم نیز بوده ام .
یک کارشناس فروش حرفه ای هر فرصتی را غنیمت شمرده و به هر کس به عنوان مشتری بالقوه نگاه می کنند.همیشه کارت ویزیت به همراه داشته باشید شاید زمانی که در صف نانوایی و یا کارواش هستید فرصتی پیش بیاد تا یک مشتری بالقوه را به سیستم کسب و کار تان اضافه کنید .
من فروشندگان زیادی را دیده ام که فرصت ها را به راحتی از دست می دهند مثلا در یک کلاس ۲ روزه در مورد بازاریابی شرکت می کنند اما در این ۲ روز حتی با بغل دستی خود هم وارد صحبت نمی شوند .در صورتی که شاید می توانستند در همان فرصت کوتاه استراحت و با معرفی خود چند مشتری جدید جذب کنند .شخصا بعضی از مشتریانم را از همین طریق پیدا می کنم در مجامع اجتماعی مختلف حضور داشته باشید ، بگذارید دیگران شما را بشناسند و بدانند در چه زمینه ای فعالیت می کنید..بنابراین یک کارشناس فروش حرفه ای خود را محدود به دفتر کارش نمی کند بلکه از هر فرصت ایجاد شده برای ارتباط با مشتریان بالقوه به بهترین شکل ممکن استفاده می کند .
به شما شدیدا توصیه می کنم به هیچ وجه از سر اجبار این شغل را انتخاب نکنید . کسی که وارد این حرفه می شود باید با تمام وجودش شغلش را دوست داشته باشد و گرنه رشد و پیشرفتی در کار نخواهد بود . من معمولا در مصاحبه های استخدامی که در آن قصد جذب نیروی فروش و بازاریابی دارم ، بخشی از انرژی خود را صرف کشف این موضوع می کنم که آیا متقاضی واقعا این حرفه را دوست دارد و یا از سر اجبار آن را انتخاب کرده است و معتقدم افرادی که علاقه ای به این حرفه ندارند نمی توانند فرد مفیدی برای سازمان شان باشند و تحمل سختی های این حرفه را نخواهند داشت و در نهایت باعث هدر رفت سرمایه سازمان شده و خودشان هم در دراز مدت بهره چندانی نخواهند برد . از طرفی به مدیران پیشنهاد می کنم در هنگام استخدام توجه خاصی به این موضوع نشان داده و وقت کافی برای کند و کاو پیرامون آن صرف نمایند و صرف اینکه فردی مدرک مرتبط داشته و یا سابقه فعالیت در این زمینه را دارد، دلیل خوبی برای جذب محسوب نمی شود.
شخصا در هنگام استخدام کارشناس فروش روی دو موضوع مختلف متمرکز می شوم . اعتقاد دارم که متقاضی این شغل از دو جنبه باید سنجیده شود .اولین مساله نوع نگرش اوست و مساله دوم تخصص او در زمینه فروش است .اما اگر فردی نگرش مثبتی نداشته باشد تخصص هایش در درازمدت آنچنان به کار نمی آید.کارشناس فروش خود باید از گروه عقاب ها باشد و نه مرغابی ها!..فردی با نگرش مثبت و انگیزه بالا هم برای خودش مفید است و هم برای سازمانش.من به کارشناس فروشی که به درآمدهای بالا می اندیشد بهای بیشتری می دهم، چون در این صورت می تواند سازمان را به سود بیشتر برساندو در این مورد به مدیران عزیز پیشنهاد می کنم حداقل برای این بخش به دنبال افراد ارزان قیمت نباشند زیرا عددهای بزرگتری را در پایان سال از دست خواهند داد. بنابراین داشتن یک نگرش مثبت که پایه و اساس روحیه و رفتارشخص می باشد،.جزو لازمه های وجودی یک کارشناس فروش حرفه ای است.افکار مثبت تولید ارتعاشات مثبت می کند و این ارتعاشات در جذب اهداف تاثیر بسزایی دارد . همانگونه که اشاره شد تعداد نه شنیدن ها در فرایند فروش معمولا بیشتر از جواب های بله است .بنابراین یک نگرش مثبت ابزاری است قدرتمند در دست یک کارشناس فروش حرفه ای تا به او کمک کند انگیزه هایش تحت الشعاع این نه شنیدن ها قرار نگیرد و به صورت خود انگیزشی به سمت کسب موفقیت های بیشتر وبیشتر پیش برود.
پیگیری یکی از مهم ترین ویژگی های یک کارشناس فروش حرفه ای است . طبق تحقیقات انجام شده بسیاری از فرایندهای فروش پس از ۵ بار پیگیری به مرحله عقد قرار داد می رسند و بسیاری از فروشندگان قبل از رسیدن به این مرحله دست از پیگیری می کشند و تقریبا ۱۰ درصد از فروشندگان این مسیر را طی می کنند . یکی از اصولی که هر کارشناس فروش باید رعایت کند این است که در پایان جلسه ای که منجر به فروش نشده از مشتری بالقوه تعهدی بگیرد یعنی یا روز دیگری را برای جلسه بعدی مشخص کند یا زمانی را برای تماس مجددتعیین نماید . به هر حال بدون پیگیری تعداد فروش های نهایی کاهش خواهد یافت . کارشناس فروش هیچگاه نباید انتظار داشته باشد مشتری به او زنگ بزند و باید این اصل را در نظر داشته باشد که مردم آنقدر سرشان شلوغ است که به شما فکر نمی کنند و این شما هستید که باید پیگیری های لازم را انجام دهید . استفاده از نرم افزار CRM(مدیریت ارتباط با مشتری) متناسب با کار شما ، می تواند در هدایت این مسیر بسیار موثر باشد و در صورتی که چنین نرم افزارهایی در اختیار شما نیست می توانید از فرمی استفاده کنید که در آن روند پیگیری مشخص باشد . مکتوب کردن مکالمات ( چه روی کاعذ و چه ثبت در نرم افزار ) فرایند پیگیری را تسهیل می نماید . نمونه چنین فرمی را می توانید در وب سایت www.saeedvafaee.com ملاحظه نمایید .
طبق فرمول های جدید فروش حداقل ۴۰% از انرژی شما باید در راستای برقراری ارتباط موثر و ایجاد اعتمادصرف گردد . اهمیت ارتباطات در ایران بیشتر از غرب می باشد فرهنگ ارتباطی در کشور ما نسبت به کشورهای غربی شکل دیگری دارد . بنابراین یک کارشناس فروش در ایران می بایستی اهمیت زیادی برای این موضوع قائل شده و در این زمینه آموزشهای لازم را دیده باشد . صرف داشتن یک محصول یا خدمت مناسب تضمینی برای فروش ایجاد نمی کند بلکه علاوه بر آن ، ایجاد اعتماد در مشتریان و درک و همدلی با آنان است که تسهیل کننده فرایند فروش بوده و نیز باعث می شود که سهم شما از هر مشتری بیشتر و بیشتر شود . یعنی مهارت های ارتباطی هم در فروش اولیه و هم در تکرار آن بسیار اثرگذار است . اگر یک کارشناس فروش یک ارتباط ساز حرفه ای نباشد مجبور است انرژی زیادی را برای متقاعد کردن هر مشتری و نهایی کردن فروش صرف نموده و بدون تردید فروش بالایی هم نخواهد داشت. هر چه رقابت سنگین تر می شود ترس مشتریان از اینکه در فرایند خرید مغبون شوند بیشتر می شود، بنابراین کسی در این عرصه موفق تر است که از طریق برقراری رابطه ای موثر و بادوام اعتماد مشتریان ارا به خود جلب کرده و کاری کند تا او را دوست خود و حافظ منافعشان بدانند . بنابراین یک کارشناس فروش باید دربخش های مختلفی مثل تاثیر گذاری در اولین برخورد، هنر گوش دادن ، مهارتهای پرسیدن ، آشنایی با زبان بدن و هرآنچه که به مهارتهای ارتباطی مربوط می شود خود را تقویت نماید.
شاید شما هم با کارشناس فروشی برخورد کرده باشید که به ظاهر سرش خیلی شلوغ است و دائم مشغول کار به نظر می رسد اما در پایان ماه فروشی انجام نداده است . این گونه افراد در گیر کارایی شده و به اثر بخشی کارهای خود نمی اندیشند . پیتر دراکر کارایی را” انجام درست کار” و اثر بخشی را” انجام کار درست” می نامد و بهره وری حاصل کارایی و اثربخشی می باشد..با این تعریف شما ممکن است کارا باشید اما اثر بخش نباشید . یعنی دائم مشغول کارهایی هستید که اساسا بخشی از آنها اضافی بوده و در راستای رسیدن به اهداف نمی باشند . یک کارشناس فروش حرفه ای انرژی خود را صرف کارهای موثری می کند که بهترین نتایج ممکن را برایش ایجاد کند ، با بهترین مشتری ها تماس می گیرد،خود را به تکنیک های روانشناسی مجهز می کند،با مطالعه کتب مربوط به کارش و افزایش دانش خود را به یک مشاور حرفه ای بدل می کند، نقاط ضعفش را پیدا کرده و روی آنها کار می کند تا آنها را به قوت تبدیل کندو…مثلا اگر احساس کرد که در بازاریابی تلفنی مشکل دارد و نمی تواند مشتری بالقوه را متقاعد کند که وقت ملاقاتی به وی بدهد تمام تلاشش را برای یادگیری تکنیک های موثر در این زمینه به خرج می دهد . اینگونه می تواند بهره وری خود را افزایش داده و در راستای کسب سود شخصی و سازمانی قدم بردارد.
یکی از بزرگترین بیماری هایی که انسان را به خود مبتلا می کند بیماری”من می دانم” ! است
هرگاه احساس کردید گوشتان به نکته های جدید بسته شده و یا فکر کردید که در هیچ زمینه ای نیاز به آموزش و مشاوره ندارید، بدانید که پایان رشد و پیشرفتتان است . یک کارشناس فروش حرفه ای نیاز دارد که در زمینه های مختلف اطلاعاتش را بالا ببرد و صرفا دانستن اطلاعات تخصصی در مورد محصول و خدماتی که ارائه می کند، کفایت نمی کند . به اصطلاح باید اقیانوسی از دانش باشد به عمق ۵ سانتی متر. اماعمق این اقیانوس در بخش های تخصصی خودش باید خیلی بیشتر باشد از آنجایی که یک کارشناس فروش با افراد زیادی به عنوان مشتری سرو کار دارد باید در زمینه های مختلف اطلاعاتی داشته باشد تا فضای مشترکی با مشتری خود ایجاد کند . بنابراین باید از هر فرصتی برای یادگیری و آموزش استفاده کند . این موضوع زمانی که صحبت از کار تخصصی وی یعنی فروش و بازاریابی می شود اهمیت دو چندانی پیدا می کند . باید در کلاس ها و سمینارهایی که در زمینه های مرتبط با فروش و بازاریابی برگزار می شود شرکت کند و جدیدترین کتاب های چاپ شده در این مقوله را مطالعه نماید . برای خود من اوقاتی که مشغول رانندگی هستم بهترین فرصت برای یادگیری است. CDِ های صوتی مختلفی را در زمینه فروش و بازاریابی تهیه کرده و به آنها گوش می دهم . این موضوع باعث شده که ترافیک هم کمتر مرا آزار می دهد چون احساس می کنم از وقتم به شکل مفیدی استفاده می کنم .
بارها با فروشندگانی برخورد کرده ام که دائم در مسند قضاوت نشسته و به انسانها برچسب می زنند :” چه آدم بی کلاسیه” ، “حالم از اون به هم می خوره “، “حوصله این یکی رو ندارم” ، ” هر چی آدم مزخرفه گیر من میفته” و چیز هایی از این قبیل که شاید به گوش شما هم آشنا باشد.اینها جملاتی هستند که از دهان آدمهای غیر حرفه ای بیرون می آید ، اما در کار فروش کسی موفق تر است که نگرش مثبتی نسبت به دیگر انسانها داشته باشد .
یکی از خصوصیات یک کارشناس فروش حرفه ای این است که در مجموع احساس خوبی به دیگران دارد . کسی که مشتریانش را دوست داشته باشد امکان ارتباط طولانی تری با آنها خواهد داشت و با افزایش سهم از هر مشتری در دراز مدت به سود بیشتری خواهید رسید .
من شخصا جزو خریدارانی هستم که اگر اشکالی در فروشنده ببینم به صورت دوستانه با او مطرح می کنم .مواردی پیش آمده که یک فروشنده رفتاری با من به عنوان یک خریدار داشته که گویی که من هیچگونه حق انتخابی ندارم و مجبورم از او خرید کنم و در جواب اعتراض من که : “این روش برخورد شما با اصول مشتری مداری سازگار نیست ! ” پاسخ داده : ” شما که مشتری نیستید ! ” آیا اگر شما به جای من باشید پولتان را به چنین فردی خواهید داد ؟ برای یک مشتری فقط کیفیت محصول و خدمات کفایت نمی کند و در شرایطی که حق انتخاب داشته باشد آن محصول و خدمت را از کسی می گیرد که احساس خوبی در او ایجاد کند و به شخصیت انسانی اش احترام بگذارد.بنابراین بدون شک کارشناس فروشی موفق تر خواهد بود که به مشتریانش به دیده احترام بنگرد و آنها را دوست خود فرض نماید.
کارت ويزيت حجازي،کارت ويزيت حج،کارت ويزيت براي حجامت،طرح کارت ويزيت حجاب،حذف کارت ويزيت ايرانسل،کارت ويزيت حرفه اي،کارت ويزيت حرفه اي لايه باز،کارت ويزيت حرارتي،کارت ويزيت حرفه اي psd،کارت ويزيت حرفه ايي،کارت ويزيت حرفه اي املاک،کارت ويزيت حرکات اصلاحي،کارت ويزيت حرفه اي بيمه،کارت ويزيت حرفه اي عکاسي،کارت ويزيت کامپيوتر،کارت ويزيت کامپيوتر لايه باز،کارت ويزيت کامپيوتر psd،کارت ويزيت کامپيوتر فروشي
برچسب های مهم
در این شماره مجله موفقیت تصمیم گرفتم بخشی از کتابم « شکستن مرزهای فروش» را با دوستان و خوانندگان خوبی که همیشه به من دلگرمی میدهند به اشتراک بگذارم. موضوعی که انتخاب شده درباره مشارکت انتفاعی است، یعنی کمک گرفتن از دیگران برای فروش محصولات و خدمات. بیایید باهم این موضوع را بررسی کنیم و ببینیم که آیا میتوان با این نوع مشارکت فروش را بیشتر کرد؟
اگر کسبوکاری شروع کرده یا محصولی جدید ارائه کردهاید، حتماً میدانید که بالاترین اولویت برای موفقیت، و در عین حال مشکلترین کار، یافتن مشتری و آنهم به تعداد کافی است. از طرف دیگر، بسیاری از کارآفرینان بودجه کافی برای بازاریابی و تبلیغات ندارند. آیا میتوان با هزینه و زمان محدود، به هزاران خریدار علاقهمند دسترسی پیدا کرد؟ یکی از راههای حل این مشکل، برقراری «مشارکت انتفاعی» است.
مشارکت انتفاعی یعنی همکاری دو یا چند نفر در یک فعالیت تجاری برای سهیم شدن در سود مشترک.
هزاران نفر مانند شما وجود دارند که با صرف زمان و هزینه زیاد توانستهاند مشتریانی را بهدست آورند. شما میتوانید از این فرصت استفاده کرده و با صاحبان کسبوکارهای دیگر، وارد معامله شوید.
صاحبان کسبوکار زیادی وجود دارند که با خوشحالی حاضر خواهند بود محصول شما را به مشتریان خودشان بفروشند و سود قابلتوجهی بهدست آورند.
بنابراین، مشارکت انتفاعی باعث میشود از زمان، هزینه و امکانات دیگران استفاده کرده و محصولتان را بفروشید و دیگران نیز از این معامله سود ببرند.
بهعبارت دیگر، «مشارکت انتفاعی» رابطه تجاری غیررسمی است که طی آن، دو طرف به ازای کسب سود حاضر میشوند امکانات تجاری خود را
به اشتراک بگذارند.
مشارکت سودآور این امکان را برایتان فراهم میکند که کسبوکار خود را با حداقل سرمایه توسعه دهید. این نوع همکاری همچنین باعث میشود بدون تولید محصولات زیاد، یا حتی کارمندان زیاد کار خود را توسعه دهید.
«مشارکت انتفاعی» بهمعنای خرید بخشی از کسبوکار شما یا طرف مقابل یا دخالت در کارهای یکدیگر نیست. شریک انتفاعی بهسادگی به شما در کسب درآمد بیشتر کمک میکند و شما سودی برای او درنظر میگیرید. شریکهای شما میتوانند رقیبان، ارائهکنندگان محصولات و خدمات مکمل یا کسبوکارهایی کاملاً نامرتبط با شغل شما باشند، درصورتی که نوع مشتریان هر دو کسبوکار یکسان باشند.
مثلاً اگر یک دوره آموزشی عکاسی ساختهاید، میتوانید از فروشندگان دوربین عکاسی بخواهید، آنرا برای شما بفروشند.
۱- شریکتان مشتریانی جدید به شما معرفی میکند و شما به ازای هر فروش، درصدی را به شریک اختصاص میدهید.
۲-شما و شریکتان بهطور مشترک محصولی جدید تولید میکنید و با کمک یکدیگر آنرا بهفروش رسانده و در سود حاصل سهیم میشوید.
۳- شریک شما به ازای دریافت مبلغی، محصولات شما را به مشتریانش معرفی کرده و شما را بهعنوان منبعی قابلاطمینان پیشنهاد میکند.
۴- شما و شریکتان در کنار فعالیت اصلی، کسب و کار جدیدی را بهوجود آورده و در تمامی فعالیتهای این هویت حقوقی همکاری کرده و سود را تقسیم میکنید.
۵-هرکدام از طرفین بخشی از امکانات و منابع و مهارتهای خود را در اختیار این شرکت جدید قرار میدهد.
یکی از عوامل مهم موفقیت یک شرکت ایرانی ارائهدهنده کارت اینترنت، آن بود که شروع به همکاری با سوپرمارکتها و فروشگاهها کرد و برای اولین بار، کارتهای اینترنت این شرکت توسط سوپرمارکتها ارائه شد. این مشارکت، باعث پیروزی بر تمامی رقیبان شد.
هنگام مذاکره برای مشارکت، همیشه بهخاطر داشته باشید، مشارکت درصورتی پایدار خواهد ماند که هر دو طرف معامله برنده باشند. پس هنگام درنظر گرفتن سود برای شریک، سخاوت به خرج دهید و سعی کنید طرف مقابل نیز کاملاً راضی و خوشنود باشد.
اگر طرف مقابل اصرار دارد که به اندازه شما سود ببرد، با دقت کافی تمامی هزینههای خود را محاسبه کرده و از مبلغ نهایی محصول کم کنید تا مقدار سود، معقولانه و درست باشد. در محاسبه هزینهها بستهبندی، ارسال، تخفیفهای دورهای، هزینه انبار و دیگر موارد را هم در نظر بگیرید.
یکی از روشهای ساده و مشخص مشارکت آن است که شما مطالب تبلیغاتی و محتوای مناسب را تهیه کرده و در اختیار شریک قرار دهید. شریک شما تبلیغات را بهعهده میگیرد. مثلاً تبلیغ شما را در وبسایت خود قرار میدهد. مشتریان با او تماس میگیرند و مبلغ سفارش را به او میپردازند و سفارش را ثبت میکنند. سپس شریک، سود خودش را برداشت کرده و مبلغ محصول را به حساب شما واریز کرده و مشخصات و آدرس مشتریان را برای شما ارسال میکند و شما محصول را برای مشتری نهایی ارسال میکنید. این روش دو مزیت دارد:
۱- مشخصات خریدار در اختیار شما قرار میگیرد و بعدها میتوانید از این اطلاعات برای فروش بیشتر استفاده کنید.
۲- شریک شما بلافاصله پول را به حساب شما واریز میکند، زیرا شما باید سفارش را برای مشتری بفرستید.
این نوع مشارکت با حداقل تداخل در کارهای طرفین و با یک توافق ساده امکانپذیر است.
بسیاری از صاحبان شرکتها از امکان «مشارکت انتفاعی» استفاده نمیکنند، در صورتی که در هر زمینه کاری حداقل چند هزار نفر وجود دارند که میتوانند با شما مشارکت کنند.
شاید بتوانید تبلیغاتی را برای مشارکت با افراد جدید انجام دهید و بهطور موقتی، بهجای تمرکز برمشتری نهایی، برجذب شریکهای جدید کار کنید.
شرکتهای رقیب میتوانند به شرکای انتفاعی تبدیل شوند. شاید ارائه پیشنهاد همکاری به رقیبان کار ناعاقلانهای بهنظر برسد. اما اینکار در برخی از موارد بهنفع شماست.
رقیبان نیز مانند شما به تبلیغات و جمعآوری اطلاعات تماس علاقهمندان مشغولند. آنها علاقهمندانی دارند که هیچگاه از آنان خرید نمیکنند. این موضوع میتواند دلایل متعددی داشته باشد، مثلاً محصول رقیب بسیار گران، بسیار ارزان یا شاید پیچیده است. بههرحال برای علاقهمندان به اندازه کافی جذاب نیست. این نوع افراد شاید حاضر باشند، محصولات شما را خریداری کنند.
شاید بتوانید با رقیبان مذاکره کرده و آنان را متقاعد سازید که با معرفی افرادی که از آنان خرید نمیکنند، میتوانند سود ببرند. شما باید بتوانید با مهارت تمام، طرح مشارکتی را تنظیم کنید که سود و منافع طرفین درنظر گرفته شده و برای رقیب توجیهپذیر باشد.
فروشندگان فراوانی وجود دارند که زمینه کاری آنها از زمینه فعالیت شما کاملاً متفاوت است، اما یک وجه مشترک دارید؛ مشتریان آنها طوری هستند که میتوانند مشتریان شما شوند.
فرض کنید کار شما فروش آیفون تصویری است. بهترین مشتریان شما میتوانند سازندگان ساختمانها و مجتمعهای تجاری باشند.سازندگان ساختمان، خود مشتری چه کسانی هستند؟ فروشندگان مصالح ساختمانی، لوازم لولهکشی، سیستمهای تهویه، در و پنجره، سرامیک و … آیا فکر میکردید که یک فروشنده سرامیک میتواند شریک انتفاعی خوبی برای فروشنده آیفون تصویری باشد؟
آیا قبلاً چنین تصوری از مشارکت داشتید؟ میبینید که فرصتهای فراوانی برای همکاری وجود دارد و باید با دید وسیعتری به موضوع مشارکت انتفاعی بنگرید.
انواع کسبوکارهایی که میتوانید با آنها مشارکت داشته باشید، عبارتند از: تولیدکنندگان، ارائهدهندگان خدمات، فروشندگان مغازهها، آموزشگاهها، نشریات و روزنامهها، سازمانها، دارندگان وبسایت و …
برای این اطلاعات میتوانید از جستوجو در اینترنت، بررسی کتاب راهنمای مشاغل و مشاهده آگهی روزنامهها استفاده کنید. همچنین شرکت در سمینارها و نمایشگاههای مختلف میتواند در پیدا کردن شرکای جدید کمک کند. راه دیگر یافتن شرکای مناسب، مشورت با کارمندان، فروشندگان و خریداران است. پس از مدتی خواهید دید که تا بهحال چه فرصتهای بزرگی را برای همکاری با دیگران و افزایش فروش نادیده گرفته بودید.
پس از تهیه فهرست افراد و شرکتهای مناسب برای همکاری، نوبت به برقراری تماس با آنان میرسد. اینکار شاید بسیار دشوار بهنظر برسد، اما فراموش نکنید که پیشنهاد شما همواره بهگونهای است که طرف مقابل نیز سود میبرد. بنابراین هنگام تماس کاملاً با انگیزه صحبت کنید. به آنان نشان دهید که چگونه از همکاری با شما سود خواهند برد.
قبل از شروع برقراری تماسهای تلفنی، متن کوتاه و مناسبی تهیه کنید. تمامی سؤالات احتمالی را درنظر گرفته و جوابهای مناسب و قانعکنندهای برای آنها بیابید. خود را کاملاً آماده کنید. شاید تحت فشار و استرس نتوانید جوابهای خوبی ارائه دهید. پس قبل از شروع تماسها و در آرامش تکلیف خود را بهخوبی انجام داده و سپس کار را شروع کنید. هنگام تماس سعی کنید بهطور مستقیم با شخص تصمیمگیرنده صحبت کنید که معمولا همان صاحب کسبوکار است.
مهمترین جنبه مشارکت برای شما، علاوه برکسب سود آن است که موردتأیید یک شرکت دیگر قرار میگیرید. این جنبه ارزش بسیار زیادی برای شما دارد. یک شرکت با صرف تلاش فراوان توانسته است اعتماد مشتریان خود را بهدست آورد. شاید شما بهراحتی نتوانید به مشتریان آن شرکت محصولی بفروشید. ولی آن شرکت با استفاده از اعتبار خود محصولات شما را معرفی میکند.
در بازاریابی همواره توصیه یک شخص دیگر، از قدرت فوقالعادهای برخوردار است. اگر از شخصی خرید میکنید و آن شخص شرکت دیگری را معرفی کند، به احتمال زیاد شما به توصیه آن شخص عمل خواهید کرد، زیرا به او اعتماد دارید.
شما میتوانید به روشهای متعددی، از قبیل ایمیل، نامه، تماس تلفنی و … پیشنهادهای خود را ارائه دهید. اما همواره بهیاد داشته باشید که در مرحله اول این محتوای پیشنهاد شما است که موفقیت در فروش را تضمین میکند.
در فصل پنجم به روشهای ساخت تبلیغات پرفروش خواهیم پرداخت و در آنجا بهصورت قدم به قدم، مراحل ساخت تبلیغات پرفروش را مورد بحث قرار خواهیم داد. اگر شریک شما موافقت میکند که نامهای برای مشتریانش بفرستد تا محصولات یا خدمات شما معرفی شوند، بهترین گزینه آن است که خودتان نوشتن این نامه را به عهده بگیرید.
نامه تاییدشده از طرف شریک را با بروشور کاملی از محصولات خود همراه کنید. در بروشور مزایای محصولات و همچنین قیمت آنها را قید کنید.همچنین متنی تهیه کرده و در آن توضیح دهید که چرا شما توصیه شدهاید و مشتری با خرید از شما چگونه راضی و خوشحال خواهد بود.
در بروشور، نظرات متعددی از مشتریان راضی که از همکاری با شما لذت میبرند و مزایای محصولات و خدمات شما را به دیگران توصیه میکنند، قرار دهید. حال تمامی این اطلاعات را از طریق پست به آدرس مشتریان شریک خود ارسال کنید.
آسانترین و سریعترین راه فروش به مشتریان شریک، بازاریابی از طریق ایمیل است. این روش بهظاهر ساده تأثیر عمیقی بر بازاریابی نوین گذارده و سالانه میلیونها نفر از طریق تبلیغات ایمیلی، با محصولات آشنا شده و آنها را خریداری میکنند.
البته بسیاری از مدیران برداشت اشتباهی از بازاریابی با ایمیل دارند. بازاریابی با ایمیل، ارسال پیام تبلیغاتی به انبوهی از افراد که ما را نمیشناسند نیست. این نوع ایمیلها هرزنامه نامیده میشوند و معمولا ذهنیت نامناسبی نسبت به کسبوکارمان ایجاد میکنند. دراینباره در فصل ششم صحبت خواهیم کرد.
اگر از روش ایمیل مارکتینگ استفاده میکنید بهتر است بهجای نوشتن متن طولانی و کامل، مشتریان را به دریافت اطلاعات بیشتر دعوت کنید. سپس اطلاعات اصلی را در وبسایت خود قرار دهید. با ایجاد امکان پرداخت آنلاین از طریق کارتهای بانکی، مشتریان خواهند توانست در هر ساعت از شبانه روز خرید خود را تکمیل کرده و منتظر دریافت محصول باشند. اگر وبسایت ندارید از آنان بخواهید تا با شما تماس بگیرند تا اطلاعات کامل از طریق ایمیل دیگر یا بهصورت پستی در اختیارشان قرار گیرد.
یکی از آسانترین و کمهزینهترین روشها برای رساندن پیام تبلیغاتی به مشتریان شریک، ساخت تبلیغ کوچک یکصفحهای است. اندازه آن میتواند حدود چهار برابر یک کارت ویزیت یا کمی بزرگتر باشد. مزیت این نوع تبلیغ آن است که شریک شما میتواند بهراحتی همراه تحویل سفارشهای خود یک یا چند برگ از تبلیغ شما را هم در جعبه ارسال سفارش قرار دهد.
در این تبلیغ بهطور مختصر به ارائه یک پیشنهاد فروش ویژه بپردازید و شماره تلفن و اطلاعات تماس را روی آن بنویسید. حتی میتوانید یادداشتی از طرف شریک تهیه کنید که به مشتری توصیه میکند که فرصت خرید از شما را از دست ندهد.
کارت ويزيت خلاقانه،کارت ويزيت هاي لايه باز،کارت ويزيت هايپر مارکت،کارت ويزيت هاي حرفه اي،کارت ويزيت هنري،کارت ويزيت هاي آماده،کارت ويزيت هاي خارجي،کارت ويزيت هاي سه بعدي،کارت ويزيت هاي خاص،کارت ويزيت هاي مدرن،کارت ويزيت حبوبات،نمونه کارت ويزيت حبوبات،کارت ويزيت لايه باز حبوبات،کارت ويزيت برنج و حبوبات،کارت ويزيت حجامت،کارت ويزيت حجامت
برچسب های مهم
با خواندن عنوان، شاید بلافاصله با خود بگویید که عنوان این مقاله صرفا تبلیغاتی و جذاب انتخاب شده تا شما را جذب کند. شاید بگویید چنین چیزی امکانپذیر نیست. در این شرایط که فروش هر روز کمتر میشود و هزینهها بیشتر، ۱۰ برابر کردن درآمد فقط رویاپردازی است. من هم با شما موافقم! شاید ۱۰ برابر کردن فروش در این شرایط و برای کار شما غیرممکن باشد، البته شاید هم امکانپذیر باشد. در این مقاله میخواهم درباره دیدگاهی صحبت کنم که توسط مایکل گربر نویسنده کتاب پرفروش «افسانه کارآفرینی» حدود ۲ سال پیش مطرح شد. او دیدگاه ۱۰ هزار برابر را مطرح کرد. او میگوید: «زمانی میتوانید به یک کارآفرین واقعی تبدیل شوید و ادعا کنید که کسبوکار دارید که هرکاری را با دیدگاه ۱۰ هزار برابر انجام دهید.»
فرض کنید کار شما تعمیر اتومبیل است و درآمد کنونی شما ۲ میلیون تومان در ماه است. از این لحظه تصمیم میگیرید از دیدگاه ۱۰ هزار برابر استفاده کنید. اگر حجم کار شما ۱۰ هزار برابر بیشتر میشد چه اتفاقی میافتاد؟ آیا میتوانستید در روز بهجای تعمیر ۵ اتومبیل، ۵۰۰۰۰ اتومبیل تعمیر کنید؟! چنین کاری برای یک تعمیرکار امکانپذیر نیست. پس باید بهفکر تغییراتی در کسبوکار خود باشید.
یک ایده آن است که تعمیرکارانی را بیابید که با قیمتی کمتر از شما، حاضرند کار را انجام دهند و شما از هر تعمیر سود ببرید. شاید به این نتیجه برسید که به ۱۰ هزار تعمیرکار حرفهای نیاز دارید، ولی چنین افرادی پیدا نمیشوند و خیلی از آنها حرفهای نیستند. بنابرین شاید راهحل آن باشد که خودتان به آنها آموزش دهید. ولی آموزش ۱۰ هزار نفر کار سادهای نیست و شاید به سالها وقت نیاز باشد. ناگهان بهفکرتان میرسد که یکبار آموزش کاملی ارائه کنید و از آن آموزش فیلمبرداری شود و به تعمیرکاران دیگر عرضه شود. باخود فکر میکنید چگونه میتوان مطمئن شد آن تعمیرکاران مطالب را بهخوبی فرا گرفتهاند. بهفکر برگزاری آزمونی میافتید که مهارت آنها را بسنجید.
نکته دیگر آن است که تعمیرکاران باید برخورد خوبی داشته باشند و کاملا حرفهای عمل کنند، آنها باید با مشتری دوست شوند و دلسوز باشند. امروزه مشتریان سراغ تعمیرکاران عبوس و بداخلاق نمیروند. بنابرین به این فکر میافتید که برای استخدام آن تعمیرکاران معیارهایی تعریف کنید و حتی سوالاتی طراحی کنید تا انتخاب افراد با دقت بیشتری انجام شود. چون خودتان فرصت ندارید با ۱۰۰۰۰ نفر مصاحبه کنید، جزوهای تهیه میکنید که روش دقیق استخدام در آن توضیح داده شده است. شاید افرادی استخدام شوند ولی کار مشتری را خوب انجام ندهند و باعث شوند یک مشتری خوب برای همیشه شما را ترک کند. راهحل چیست؟ شاید بتوان سیستم نظرسنجی سادهای طراحی کرد که مشتری پس از تعمیر شدن اتومبیلش آنرا پر کند. ولی باخود فکر میکنید: من خودم هیچگاه فرمهای نظرسنجی را پر نمیکنم. پس مشتریان من هم شاید اینگونه باشند. پس باید راهی بیابید تا مشتریان را ترغیب کند، فرم را پر کنند. شاید شستشوی رایگان اتومبیل گزینه خوبی باشد، ولی با توجه به وقت لازم برای اینکار و هزینه آن اجرای این ایده عملی نباشد. شاید یک بسته دستمالکاغذی رایگان مخصوص اتومبیل، عملیتر باشد. و این داستان همینطور ادامه پیدا میکند…
دیدید چگونه با یک تغییر دیدگاه ساده ۱۰ هزار برابر، ایدههای جدیدی به ذهنتان میرسد؟ حال شاید هیچگاه نتوانید کسبوکارتان را ۱۰ هزار برابر کنید. ولی میتوانید همین کسبوکار کنونی خود را طوری طراحی کنید که قابلیت رشد ۱۰ هزار برابر را داشته باشد. فرض کنید میخواهید ساختمان ۱۰ هزار طبقهای بسازید و اکنون پول کافی دراختیار ندارید و بعدها مایلید کار را ادامه دهید. بنابرین هماکنون باید پیریزی ساختمان را برای ۱۰ هزار طبقه انجام دهید و نه برای یک طبقه.
مشکل بسیاری از کارآفرینان و مدیران هم دقیقا همین است. آنها کسبوکار خود را طوری طراحی نمیکنند که بهراحتی قابلرشد باشد. بخش مهمی از وقت یک مدیر باید به سیستمسازی اختصاص داده شود و نه انجام خدمات و کارهای موردی و کمارزش. البته شاید فکر کنیم ساخت جزوه استخدام تلف کردن وقت است. ما فقط میخواهیم یکنفر را استخدام کنیم و اگر تمامی کارها بهطور شفاهی انجام شود وقت بسیار کمتری تلف خواهد شد. با اینکار پیریزی ضعیفی انجام میدهیم که بعدها اضافه کردن طبقات را سختتر خواهد کرد.
حال پس از آشنا شدن با ایده ۱۰ هزار برابر، به موضوع مقاله خودمان برگردیم. چگونه میتوان درآمد را حداقل ۱۰ برابر کرد؟ نکته مهم آن است که این رشد معمولا با تغییرات کوچک در فرایندهای کنونی حاصل نمیشود. بلکه باید تغییراتی پایهایتر و ساختاریتر در کارمان ایجاد کنیم. فرض کنید در یک مجله تبلیغ میکنیم. حال میخواهیم فروش را ۱۰ برابر کنیم. راهحل آن نیست که تبلیغ خود را کمی بهتر کنیم یا حتی در یک مجله دیگر هم تبلیغ کنیم. راهحل معمولا ایجاد تغییرات ساختاریتر و پایهایتر است. در ادامه مقاله به ۷ نکته مشخص میپردازیم که اجرای آنها میتواند درآمد ما را ۱۰ برابر یا حتی بیشتر کند:
شاید اغراق نباشد بگویم هر روز با مدیرانی برخورد میکنم که بههیچ وجه وقت ندارند! آنها میدانند باید مشکلات اساسی کارشان را حل کنند. ولی وقت ندارند! آنها میدانند یکی کارکنانشان به مجموعه لطمه وارد میکند و حتی انگیزه دیگر کارکنان را هم از بین میبرد. ولی وقت ندارند! اگر وقت داشتند یک فرد مناسب را استخدام میکردند. آنها در مجلات تبلیغ میکنند، ولی وقت ندارند! اگر وقت داشتند، یک طرح خوب و متن مناسب تهیه میکردند.
چطور ممکن است مدیر برای چنین کارهای مهمی وقت نداشته باشد؟ چون وقتش با کارهای بسیار پیشپا افتادهتر پر شده است. استفان کاوی نویسنده کتاب «هفت عادت مردان موثر» فعالیتها را از نظر اهمیت و فوریت به چهار دسته تقسیم میکند. نکته مهم آن است که اغلب مدیران برای کارهای مهم و غیرفوری وقت اختصاص نمیدهند. ۱۰ برابر شدن درآمد فقط زمانی امکانپذیر است که برای کارهای مهمی که هیچ فوریتی ندارند و شاید هیچگاه کسی از ما نخواهد آنها را انجام دهیم، وقت کافی بگذاریم. در مثال تعمیرکار اتومبیل، تمامی کارهایی که به ساخت سیستم مربوط است، مانند ساخت فیلم آموزشی تعمیر برای تعمیرکاران جدید، ساخت جزوه استخدام و … جزو کارهای مهم و غیرفوری هستند که معمولا تمایل داریم تا حد ممکن آنها را بهتعویق بیاندازیم.
یکی از کارهای مهم و فوری شاید طراحی وبسایتی حرفهای برای توسعه کارمان باشد، حتی بسیاری از شرکتها برای برگزاری جلسه با اعضای تیم و بررسی راهکارهای رشد کارشان، وقت اختصاص نمیدهند. کار دیگر میتواند بهبود تواناییهای تیم فروش باشد.
رفتن برق شاید برای خیلی از شرکتها فاجعه محسوب شود، ولی گاهی میتواند نعمت بزرگی باشد! وقتی برق میرود دیگر نمیتوانیم خودمان را با کامپیوتر و اینترنت سرگرم کنیم. درواقع نمیتوانیم خودمان را با کارهای غیرمهم و فوری مشغول کنیم. دیگر بهانهای نداریم. پس کاغذی برمیداریم و شروع به نوشتن کارهای مهم و برنامهریزی میکنیم. ما حتی فکر کردن در محل کار را فراموش کردهایم و وقتی برقها قطع میشوند یادمان میآید که گزینه مهمی بهنام فکر کردن و گرفتن تصمیمات مهم وجود دارد.
از این خودفریبی دوری کنیم که اگر در تلاش و فعالیت هستیم، پس حتما درحال پیشروی هستیم. از وقت روزانه خود برای کارهای باارزش استفاده کنیم. معمولا فعالیتهای کمی وجود دارند که شاید خیلی لذتبخش هم نباشند، ولی بهطور مستقیم با میزان درآمد ما و رشد کارمان ارتباط دارند.
مجموعهای از کارمندان معمولی با تواناییهای معمولی، کسبوکاری معمولی را شکل میدهند. برای داشتن کسب و کاری خارقالعاده باید کارمندانی خارقالعاده داشت. یک کارمند بسیار توانمند و باانگیزه شاید بهاندازه مدیر و یا حتی بیش از او در توسعه کسب و کار تاثیر بگذارد. برای ۱۰ برابر کردن فروش لازم است در تیم خود بازنگری کنیم. تیم باید از افرادی تشکیل شده باشد که بیش از حد معمول انگیزه دارند، خوشبین و مثبت هستند، عاشق یادگیری و پیشرفت هستند و مسئولیت تمام کارهای خود و حتی دیگران را بهعهده میگیرند..
یکی از مشکلات بزرگ شرکتهایی که رشد نمیکنند کارکنانی بیانگیزه هستند که این حس را بلافاصله به مشتری نیز منتقل میکنند. اگر کارمندان نامناسبی دارید منتظر نمانید تا اتفاق خاصی پیش بیاید و آنها کارتان را ترک کنند. خودتان اقدام کنید. با این بهانه خود را فریب ندهید که هیچ فردی بهعنوان جایگزین پیدا نخواهد شد و کارمان با مشکل مواجه خواهد شد. به استخدام بهدید سرمایهگذاری نگاه کنید و نه تلف کردن وقت. جمله معروف بیل گیتس را بیاد آورید که میگوید: « شاید برای خیلی از کارها وقت نداشته باشم، ولی برای استخدام افراد خارقالعاده همیشه وقت دارم.»
جیم کالینز در کتابش «از خوب به عالی» توضیح میدهد که یکی از رازهای شرکتهای جهشی آن است که در شرایطی که تحت فشار نیستند اقدام به استخدام افراد مناسب میکنند. نکته جالب دیگر آن است که اغلب شرکتهای جهشی فرد را برای سِمتی خاص استخدام نمیکنند. آنها فردی را استخدام میکنند که یک فعالیت اصلی دارد و باید در چند ماه دریابد چگونه و در کدام قسمتها میتواند باعث رشد شرکت شود. شاید فردی که بهعنوان منشی استخدام شده پس از مدتی دریابد میتواند بخش پشتیبانی را متحول کند. پس به او فرصت داده میشود تواناییهای خود را محک بزند.
وقتی مطمئن شدیم تمامی تیم از افراد بسیار خارقالعاده و قدرتمندی تشکیل شده، باید راهکاری بیابیم که تیم همواره در حال یادگیری باشد. مثلا کتابهایی تهیه کنیم و کارمندان در ساعت کار بخشی از آنرا مطالعه کنند و در جلسهای خاص مطالب را برای همدیگر توضیح دهند.
اگر از کارمندان خود رضایت کامل نداریم احتمالا یا در استخدام مهارت کافی نداریم، یا در آموزش مداوم کارکنان کوتاهی میکنیم.
بسیاری از آنان معنی واژه استراتژی را هم نمیدانند. اگر به لغتنامه مراجعه کنیم تعریف استراتژی چنین است: چیدن نیروهای خودی، بهنحوی که نسبت به دشمن در شرایط برتری قرار بگیرند. استراتژی واژهای است که از جنگ آمده است. اگر خیلی ساده بگوییم داشتن استراتژی یعنی: داشتن روشی برای استفاده از منابع و امکانات موجود برای پیروزی بر رقیبان. در جنگ کسی نمیتواند ادعا کند بسیار قدرتمند است ولی چون سربازانش خسته بودند شکست خورد. درهرصورت نتیجه مهم است و نه دلایل و بهانهها.
اگر استراتژی مناسبی نداشته باشیم شاید انرژی و منابع زیادی تلف کنیم و نتیجه مناسبی از تلاشهایمان دریافت نکنیم. فرض کنید محصولی داریم و آنرا در شهرمان که شهری بسیار کوچک است عرضه میکنیم. رقیبان بسیار زیادی داریم و شبانهروز تلاش میکنیم تا اثبات کنیم کار ما از رقیبان بسیار بهتر است. این عملیات فرسایشی ما را کاملا خسته و ناتوان کرده است. شاید با خود فکر میکنیم باید بیشتر تلاش کنم، یا بهجای ۸ ساعت کار باید ۱۰ ساعت کار کنم و بالاخره موفق خواهم شد. شاید وقت و انرژی زیادی اختصاص دهید تا در بازاریابی که اشباع شده است محصول یا خدمتی را بفروشید.
ولی اگر استراتژی خود را عوض کنید شاید بتوانید با منابع و امکانات کم به موفقیتهای بسیار بزرگتری برسید. مثلا شهر دیگری را در اطراف خود بیابید که متقاضیان بسیار بیشتری دارد و رقیبان بسیار کمتری در آنجا حضور دارند. بنابرین استراتژی مناسب برای شما ورود سریع به بازاری جدید است که در آن مدعیان زیادی وجود ندارند. با تلاش بیشتر شاید نتوانید فروش خود را ۱۰ برابر کنید، ولی با انتخاب استراتژی مناسب اینکار شاید امکانپذیر باشد.
بنابرین دیدگاه استراتژیک داشته باشید. راز شرکتهای موفق در پیدا کردن راهکارهای موردی نیست. بسیاری از دوستان میپرسند در کدام سایتها تبلیغ کنیم تا بازخورد بهتری دریافت کنیم؟ یا چگونه در روز ۱۰۰ هزار ایمیل بفرستیم؟ اگر استراتژی مشخصی نداشته باشیم، دانستن پاسخ این سوالات هیچ کمک پایداری به توسعه کارمان نخواهد کرد.
آقایی بهنام ارل نایتینگل جمله بسیار جالبی دارد که جای تامل دارد. او میگوید: شاید در اطراف شما مشتری وجود داشته باشد که اگر بتوانید او را بیابید و قانع کنید که از شما خرید کند، هر خریدش بیشتر از کل فروش ماهانه شما باشد. اگر یادتان باشد در ابتدای مقاله گفتم اگر میخواهیم فروش را ۱۰ برابر کنیم، بهبودهای کوچک شاید نتواند ما را به چنین هدفی برساند.
فرض کنید کتابی نوشتهاید و به یک شرکت پخش واگذار کردهاید و کتاب در فروشگاههای انقلاب و جاهای دیگر پخش شده است. یک کتاب نسبتا جذاب با تیراژ ۳۰۰۰ نسخه شاید در حدود ۶ ماه تا یک سال در کتابفروشیها فروخته شود. حال میخواهیم فروش را ۱۰ برابر کنیم. شاید ایده پخش بهتر کتاب در فروشگاههای بیشتر، ما را به این هدف نرساند. بنابرین یک راهحل یافتن مشتری خاصی است که قادر است چند هزار نسخه از کتاب را سفارش دهد. احتمالا باید سراغ شرکتها و سازمانهای بزرگ برویم. مذارکره با چنین مجموعههایی کار آسانی نیست. ولی اگر بتوانیم پخش سنتی کتاب در فروشگاهها را ادامه دهیم و ۹ مشتری بیابیم که هرکدام برای سازمانشان ۳۰۰۰ نسخه سفارش دهند، فروش را ده برابر کردهایم. بنابرین یکی از راههای ۱۰ برابر کردن فروش آن است که بر مخاطبان جدیدی تمرکز کنیم که شاید تابهحال به فکر فروش به چنین افرادی نبودهایم.
از سال ۲۰۰۸ بهبعد کتابهای زیادی با موضوع بازاریابی به ثروتمندان منتشر شده است. دلیل آن است که با بدتر شدن شرایط اقتصادی، فروش سختتر شده است، ولی هنوز ثروتمندان زیادی وجود دارند که بهراحتی قادرند خریدهای بزرگی انجام دهند. پس بهدنبال مشتریان سخت و بزرگ باشید.
فردی در آمریکا همایشهای بازاریابی بزرگی برگزار میکند که مبلغ ثبتنام آن ۱۰ هزار دلار است! او سالن ۱۰ هزار نفره با پر میکند. یکی از رازهای کارش آن است که از حدود ۴۰ رسانه مختلف بازاریابی برای تبلیغ همایش استفاده میکند. ما هم میتوانیم از رسانههای همزمان بیشتری استفاده کنیم. افراد عادتها و سلیقههای متفاوتی دارند.
عدهای از جوانان اهل کامپیوتر و اینترنت ترجیح میدهند تا حد ممکن خریدهای خود را از طریق اینترنت انجام دهند. بنابرین این افراد را در اینترنت میتوانیم بیابیم و محصولات و خدمات خود را عرضه کنیم. عده دیگری وجود دارند که هر روز، روزنامه مطالعه میکنند و در عمرشان از اینترنت استفاده نکردهاند. بنابرین دسترسی به این افراد از طریق روزنامه امکانپذیر است.
تا اینجا درباره دو رسانه یعنی اینترنت و روزنامه صحبت کردیم. حال کاغذی بردارید و ۳۸ رسانه دیگری که به ذهنتان میرسد را یادداشت کنید و از ۴۰ رسانه برای انتقال پیام خود استفاده کنید. مجلات، رادیو، دیوار محل کارمان، کارت ویزیت، پاسخگوی خودکار تلفنی، نمایشگاهها، همایشها، بستهبندی محصولات، بیلبوردها، بنرهای تبلیغاتی، ایمیل، نرمافزارهای موبایل و … همگی میتوانند بهعنوان رسانه بازاریای بهکار روند.
با مشارکت انتفاعی میتوانیم افرادی را بیابیم که هرکدام میتوانند فروشهای زیادی ایجاد کنند. بنا بر تعریف بخش انگلیسی ویکیپدیا: مشارکت انتفاعی یعنی همکاری دو یا چند نفر در یک فعالیت تجاری برای سهیم شدن در سود مشترک.
هزاران نفر مانند شما وجود دارند که با صرف زمان و هزینه زیاد توانستهاند مشتریانی را بهدست آورند. شما میتوانید از این فرصت استفاده کرده و با صاحبان کسبوکارهای دیگر، وارد معامله شوید.
صاحبان کسبوکار زیادی وجود دارند که با خوشحالی حاضر خواهند بود محصول شما را به مشتریان خودشان بفروشند و سود قابلتوجهی بهدست آورند.
بنابراین، مشارکت انتفاعی باعث میشود از زمان، هزینه و امکانات دیگران استفاده کرده و محصولتان را بفروشید و دیگران نیز از این معامله سود ببرند.
بهعبارت دیگر، «مشارکت انتفاعی» رابطه تجاری غیررسمی است که طی آن، دو طرف به ازای کسب سود حاضر میشوند امکانات تجاری خود را به اشتراک بگذارند.
مشارکت انتفاعی این امکان را برایتان فراهم میکند که کسبوکار خود را با حداقل سرمایه توسعه دهید. این نوع همکاری همچنین باعث میشود بدون تولید محصولات زیاد، یا حتی کارمندان زیاد کار خود را توسعه دهید.
«مشارکت انتفاعی» بهمعنای خرید بخشی از کسبوکار شما یا طرف مقابل یا دخالت در کارهای یکدیگر نیست. شریک انتفاعی بهسادگی به شما در کسب درآمد بیشتر کمک میکند و شما سودی برای او درنظر میگیرید. شریکهای شما میتوانند رقیبان، ارائهکنندگان محصولات و خدمات مکمل یا کسبوکارهایی کاملاً نامرتبط با شغل شما باشند، درصورتی که نوع مشتریان هردو کسبوکار یکسان باشند.
مثلاً اگر یک دوره آموزشی عکاسی ساختهاید، میتوانید از فروشندگان دوربین عکاسی بخواهید، آنرا برای شما بفروشند.
یکی از عوامل مهم موفقیت یک شرکت ایرانی ارائهدهنده کارت اینترنت، آن بود که شروع به همکاری با سوپرمارکتها و فروشگاهها کرد و برای اولین بار، کارتهای اینترنت این شرکت توسط سوپرمارکتها ارائه شد. این مشارکت، باعث پیروزی بر تمامی رقیبان شد.
هنگام مذاکره برای مشارکت، همیشه بهخاطر داشته باشید، مشارکت درصورتی پایدار خواهد ماند که هر دو طرف معامله برنده باشند. پس هنگام درنظر گرفتن سود برای شریک، سخاوت به خرج دهید و سعی کنید طرف مقابل نیز کاملاً راضی و خوشنود باشد.
اگر طرف مقابل اصرار دارد که به اندازه شما سود ببرد، با دقت کافی تمامی هزینههای خود را محاسبه کرده و از مبلغ نهایی محصول کم کنید تا مقدار سود، معقولانه و درست باشد. در محاسبه هزینهها بستهبندی، ارسال، تخفیفهای دورهای، هزینه انبار و دیگر موارد را هم در نظر بگیرید.
تخصصی کار کردن باعث رشد سریعتر کسبوکارتان خواهد شد. اگر دامنه فعالیتهای خود را افزایش دهیم و وارد زمینههای نامرتبط با کار اصلی خودمان شویم، معمولا هزینههای جانبی افزایش مییابد. فرض کنید فروشگاهی دارید که سختافزار کامپیوتر میفروشید. اگر بخواهید تخصصی کار کنید شاید تصمیم بگیرید بر فروش لپتاپ متمرکز شوید و فروش تمامی لوازم نامربوط دیگر را کنار بگذارید. بنابرین لازمه تخصصی کار کردن، حذف برخی از محصولات و خدمات کمسود یا دردسرساز است تا بتوانیم بر محصولات و خدمات سودآورتر و بهتر متمرکز شویم. هرچه دامنه فعالیتهای خود را محدودتر کنید، تیم شما میتواند خدمات بهتر و تخصصیتری ارائه دهد. در این تله نیافتید که همه چیز برای همگان باشید. شرایط رکود شاید بهترین فرصت است کار خود را محدودتر، تخصصیتر و عمیقتر سازیم. با جسارت تمام برخی از محصولات و خدمات را حذف کنیم و بر سودآورترین گزینهها تمرکز کنیم.
بههرحال حقیقت آن است که شاید بتوانیم فروش را ۱۰ برابر کنیم و شاید هم موفق به اینکار نشویم. ولی داشتن دیدگاه ۱۰ برابر ما را از تلاشهای کمارزش و بیهوده رها میسازد و ما را در مسیر رشد سریعتر قرار میدهد.
درهر صورت رکورد اقتصادی حقیقتی انکارناپذیر است و تمام جهان را فرا گرفته است. ما در این شرایط دو گزینه داریم: خود را در گروه بازندهها ببینیم، ناامید شویم، فعالیتهای ارزشمند را متوقف کنیم و مرتب از شرایط نامناسب گلایه و شکایت کنیم و سرانجام منتظر نابودی کسب و کارمان باشیم.
گزینه دوم آن است که بهانهگرفتن را برای خودمان ممنوع کنیم . بهجای شِکوه و شکایت همواره این سوال را از خود بپرسیم: در شرایط کنونی چهکاری میتوان انجام داد و چگونه میتوان رشد کرد. سپس دست بهکار شویم و هر کار ممکن برای بهتر شدن شرایط کسب و کارمان انجام دهیم. کار من ارائه مشاوره به شرکتها است و به شرکتهای زیادی میروم که با خوشبینی و کارهای حساب شده در همین شرایط کنونی در حال رشد و پیشرفت هستند و انگار خبر ندارند که جهان در شرایط رکود اقتصادی بهسر میبرد! امیدوارم شما گزینه دوم را انتخاب کنید.
کارت ويزيت جگرکي،کارت ويزيت جين،کارت ويزيت جين فروشي،کارت ويزيت دي جي،جاي کارت ويزيت جيبي،کارت ويزيت پرشين جي اف ايکس،کارت ويزيت شلوار جين،کارت ويزيت ديجي لايه باز، نمونه کارت ويزيت دي جي،کارت ويزيت حسابداري،کارت ويزيت حرفه اي،کارت ويزيت حرفه اي لايه باز،کارت ويزيت حقوقي،کارت ويزيت حمل بار،کارت ويزيت حسابدار،کارت ويزيت حجامت،کارت ويزيت حمل و نقل،کارت ويزيت حرفه اي،کارت ويزيت حبوبات
برچسب های مهم
اگر قبلا یا همین الان کسبوکاری داشته باشید، میدانید که به دست آوردن مشتری چه چالش بزرگی است. این کار از لحاظ تئوری آسان است، اما در عمل؟ خیر، کار سختی است. شانس هیچ نقشی در موفقیت بازاریابی و فروش شما ندارد. تنها راهی که دارید این است که ایدههای خلاقانهای را در استراتژیهای بازاریابی خود بگنجانید.
اینترنت گزینههای زیادی در دسترس کارآفرینانی قرار داده که میخواهند کسبوکار جدیدشان را به طور گسترده به مشتریان معرفی کنند. علاوه بر این روشهای سادهتر و ارزانتری در اختیار آنها قرار داده است. با یک جستوجوی ساده در گوگل میتوانید مطالعات موردی بسیاری را در مورد استارتآپهای موفق بخوانید. برخی از کسبوکارها توانستهاند با بودجهای محدود هزاران مشتری را به سوی خود بکشانند. با این حال این داستانهای موفقیتآمیز از پشت صحنه موفقیتهایشان و خلاقیت به کار برده شده برای جذب مشتری چیزی نمیگویند.
چه کسبوکاری آنلاین داشته باشید،چه حضوری، میتوانید از ایدههای زیر کمک بگیرید و مشتریان بیشتری جذب کنید. این برنامه به منظور باخبرکردن مشتریان از حضور کسبوکار شما در بازار است.
امروزه برندها برای افزایش میزان فروش، بیش از هر کانال دیگری از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند. اینستاگرام و فیسبوک دو پلتفورمی هستند که مشتریان برای کشف برندها و محصولات جدید از آنها استفاده میکنند. برندهایی که توانایی ویروسی شدن دارند، بهترین شانس ممکن برای دیده شدن را نیز از آن خود میکنند.
کسبوکاری که هشتگی محبوب ایجاد میکند، میتواند نزد کاربران شبکه اجتماعی جایگاه ویژهای به دست آورد.
میتوانید از طریق برقراری ارتباط با برترین وبسایتهای تخصصی حیطه کاریتان و نوشتن مطالبی به عنوان نویسنده مهمان، شهرت بیشتری نزد مردم پیدا کنید. به آنها پیشنهاد دهید که به ازای منتشر کردن نام و معرفی کسبوکارتان برایشان مطلب رایگان و مفید بنویسید. با این کار محتوای خود را به تعداد مخاطبان بیشتر نشان داده و باعث میشوید که میزان توجه بیشتری به شما بشود.
شاید تماس گرفتن با مشتریان احتمالی بدون پیشزمینه قبلی کمی ترسناک باشد، اما فروش تلفنی به این شکل روشی ثابتشده برای فروش مشتریانی است که حتی نمیدانستند به محصول یا خدمات شما نیاز دارند! فقط کافی است مشتریان هدف خود را در نظر گرفته و به سراغشان بروید. چیزی را که باید پشت تلفن به آنها بگویید آنقدر تمرین کنید تا در آن مسلط شوید.
مردم علاقه و کنجکاوی زیادی نسبت به کسبوکارهای جدید و پیشنهادهایشان دارند؛ به همین دلیل با شرکت در همایشها و سخنرانیهایی در این زمینه میتوانید خود و کسبکارتان را به آنها معرفی کنید. همچنین معمولا خبرنگاران زیادی در این گونه همایشها حضور دارند که همین موضوع میتواند به تبلیغات بیشتری برای شما در جراید و انتشارات بینجامد.
پرسوجو کنید که چطور باید غرفهای بگیرید یا سالنی اجاره کنید. محصولاتتان را به نمایش بگذارید، کارت ویزیت خود را به مردم بدهید و برای تبلیغ محصولات و خدماتتان تراکت پخش کنید. این شانس بزرگی برای گفتوگو با مردم، شبکهسازی و تبادل اطلاعات تماس با مشتریان بالقوهتان است.
وبلاگنویسی برای کسبوکار به وبلاگنویسی معمولی شباهتهایی دارد. اما تفاوتهای آنها اینجا است که باید اطلاعاتی در مورد محصولات و خدمات خود به مشتریان و خوانندگان وبلاگتان ارائه کنید.
وبلاگ کسبوکار شما پلتفورمی عالی برای پاسخدهی به پرسشهای مشتریان، ارائه تخفیف، اشانتیون و پیشنهادهای ویژه است. به اشتراکگذاری محتوایی باکیفیت، رقابتی و مفید برای مشتریانتان میتواند ترافیک زیادی در وبسایتتان ایجاد کند.
بنیانگذاران کسبوکارهای جدید میتوانند با سخنرانی کردن در همایشها خود را به دیگران بشناسانند. اگر هدف برگزاری همایش را به خوبی بدانید و بتوانید سخنرانی خوبی در حیطه کاریتان داشته باشید، میتوانید خود را به عنوان یک متخصص معتبر و بنیانگذار حرفهای و قابل اعتماد به مردم بشناسانید.
بازاریابی ایمیلی یکی از کارآمدترین روشهایی است که برای فروش مجدد به مشتریان قدیمی میتوانید از آن استفاده کنید. از وبلاگ کسبوکارتان به منظور گردآوری فهرست ایمیل مشتریان و تشویق آنها به عضویت در خبرنامه استفاده کنید. اگر مطالب خوبی برای مشترکان عضو ارسال کنید، آنها را به مشتریان آینده خود تبدیل خواهید کرد.
حالت ایدهآل این است که قبل از تولید و توزیع محصولات یا ارائه خدماتتان به گردآوری ایمیل بپردازید تا بتوانید خیلی زود با بازاریابی ایمیلی ارتباط خوبی با مشتریان احتمالی برقرار کرده و فرآیند فروش را هرچه سریعتر آغاز کنید.
کارت ويزيت جواهر فروشي،کارت ويزيت جواهرات،کارت ويزيت جوشکاري سيار،کارت ويزيت جوراب فروشي،کارت ويزيت جواهر سازي،کارت ويزيت جواهري لايه باز،کارت ويزيت جوشکار،کارت ويزيت جهانگري،کارت ويزيت جهيزيه،کارت ويزيت جهيزيه عروس،کارت ويزيت جهاد کشاورزي،کارت ويزيت جهان،بهترين کارت ويزيت هاي جهان،زيباترين کارت ويزيت هاي جهان،طراحي کارت ويزيت جخت کاشت ناخن،زيباترين کارت ويزيت جهان،کارت ويزيت نقش جهان،کارت ويزيت جير
برچسب های مهم
بازاریابی اینترنتی ترکیب دو فعالیت مشخص است: ترافیک و تبدیل، بدین معنا که ابتدا ترافیک ایجاد میکنیم و سپس بازدیدکنندگان سایت را به خریدار تبدیل میکنیم.
ایجاد ترافیک یعنی هدایت بازدیدکنندگان به سایتمان. این کار میتواند هم بهصورت آنلاین و هم آفلاین انجام شود. مثلا در رسانههای اجتماعی و سایتهای دیگر افراد را تشویق کنیم تا از سایت ما بازدید کنند. ترافیک همچنین میتواند با روشهای آفلاین ایجاد شود. مثلا در تمام تبلیغات، کارت ویزیت و حتی تماسهای تلفنی، علاقهمندان را ترغیب کنیم تا از سایت ما بازدید کنند. بسیاری از بازاریابهای اینترنتی تازهکار فکر میکنند ایجاد ترافیک کار بسیار سختی است، ولی اینطور نیست. فقط کافی است بودجه مناسبی اختصاص داده شود تا بازدیدکنندگان زیادی به سایت سرازیر شوند.
شما میتوانید با روشهای رایگان بازدیدکنندگانی را به سایت هدایت کنید. مثلا میتوانید از سایتهای آگهی رایگان، تبادل لینک، ویدئو، رسانههای اجتماعی و جستجو استفاده کنید. شاید بهترین نوع ایجاد ترافیک رایگان سئو باشد. سئو علمی است که کمک میکند با ایجاد تغییراتی در سایت و خارج سایت کاری کنید که افراد بیشتری شما را با جستجو پیدا کنند. مثلا از گوگل یا سایتهای دیگر به سایت شما هدایت شوند.
به روشهای مختلفی میتوانید ترافیک پولی ایجاد کنید.
تبلیغات کلیکی با Pay Per Click که گاهی بهاختصار PPC نامیده میشود یکی از بهترین روشهای ایجاد ترافیک پولی است. مزیت این روش در آن است که شما فقط زمانی به تبلیغکننده پول میپردازید که کسی بر تبلیغ شما کلیک کند و وارد سراچهتان شود. اگر کسی تبلیغ را ببیند و واکنشی نشان ندهد هیچ مبلغی پرداخته نمیشود. بهترین مثال تبلیغات کلیکی سایت گوگل است. شما میتوانید به گوگل تبلیغ کلیکی بدهید. وقتی علاقهمندان کلیدواژهای خاص را جستجو میکنند سایت شما در اولین نتایج گوگل ظاهر خواهد شد. البته جلوی اسم سایت شما عبارت AD اضافه میشود تا جستجو کنندگان بدانند این یک تبلیغ است!
در تبلیغات نمایشی (Pay Per Impression) شما به ازای تعداد نمایش تبلیغ پول میپردازید. در این روش تبلیغکننده هیچ تضمینی نمیدهد که چه میزان از بینندگان تبلیغ بر آن کلیک خواهند کرد ولی تضمین میکند تبلیغ شما مثلا ۱۰۰۰۰۰ بار نمایش داده شود. یکی از بهترین نمونههای تبلیغات نمایشی سایت بلاگفا است.
سومین نوع تبلیغات پولی تبلیغات مدتدار است. سایت تبلیغکننده فقط تضمین میکند که تبلیغ شما را برای مدت مشخصی در سایت به نمایش بگذارد. مثلا بنر تبلیغاتی شما را به مدت ۳۰ روز نمایش میدهد. اینکه این تبلیغ چند بار دیده میَشود و چه تعدادی از بازدیدکنندگان روی آن کلیک میکنند هیچ تضمینی ندارد. معمولا سایتهایی که بیننده کمتری دارند تبلیغات خود را با این مدل میفروشند.
خوب اگر ایجاد ترافیک کار آسانی است چرا بسیاری از وبمسترها و مدیران سایت رغبتی به ایجاد ترافیک ندارند؟ دلیلش آن است که از تبدیل سایتشان مطمئن نیستند. در بازاریابی اینترنتی منظور از تبدیل «تبدیل بازدیدکننده به خریدار» است. اگر مطمئن شویم بخشی از بازدیدکنندگان خرید خواهند کرد بهنحویکه سود مناسبی خواهیم کرد از ایجاد ترافیک ترسی نخواهیم داشت.
در بازاریابی اینترنتی بهترین روش تبدیل آن است که وقتی بازدیدکننده جدیدی وارد سایت شد، کاری کنیم تا او ایمیل خودش (یا اطلاعات تماسی مثل شماره موبایل) را در سایت وارد کند. سپس با ارسال چندین ایمیل متوالی او را ترغیب کنیم تا از سایت ما خرید کند. درواقع عملیات تبدیل سایت با ایمیل مارکتینگ انجام میشود که یکی از کلیدیترین کارها در بازاریابی اینترنتی است. در مقالات بعد درباره تبدیل و روشهای آن بیشتر توضیح خواهیم داد.
کارت ويزيت گل سرا،کارت ويزيت گلاسه يووي،کارت ويزيت گلد،کارت ويزيت گل رز،کارت ويزيت گل گلي،کارت ويزيت گلاسه uv،کارت ويزيت گلدار،کارت ويزيت گلاب،جملات کارت ويزيت،کارت ويزيت تخت جمشيد،چاپ کارت ويزيت جمهوري،کارت ويزيت رئيس جمهور،کارت ويزيت رياست جمهوري،کارت ويزيت جنيوس،کارت ويزيت جنرال،چاپ کارت ويزيت جنت آباد،کارت ويزيت جوشکاري،کارت ويزيت جواهري
برچسب های مهم
همانطور که می دانید نمایشگاه الکامپ ( الکترونیک و کامپیوتر ) که یکی از بزرگترین و مهمترین نمایشگاههای ایران است در روزهای دوم تا پنجم آذر برگزار شد. سعی کردم از تمام این چهار روز بخوبی استفاده کنم و در غرفه مان حضور پیدا کنم تا تحقیقاتی در زمینه مشتریان ، رفتار آنها ، چگونگی جلب توجه آنها و … انجام دهم. با بسیاری از مدیران شرکتها و سازمانها آشنا شدم ، شرکتهایی که درآمدهای قابل توجهی دارند. یکی از مواردی که خیلی توجهم را جلب کرد ، کارتهای ویزیتی بود که افراد مختلف به من می دادند.
کارت ویزیت یکی از مهمترین و ساده ترین ابزار بازاریابی به شمار می رود. توسط آن شما خود و کسب و کارتان را در کمترین زمان به دیگران معرفی می کنید. بنابرین برای طراحی آن باید وقت کافی اختصاص دهید. چند نقطه ضعف را که در اغلب کارتهای ویزیت مشاهده کردم ، با شما درمیان می گذارم تا از آنها بپرهیزید.
کارتهایی را دریافت کردم که بر روی آنها فقط نام شرکت ، نام شخص و سمت شخص نوشته شده بود. و نام شرکت زمینه کاری را مشخص نمی کند. فرض کنید نام شرکتی “فرافناوران روز” باشد. آیا می توانید حدس بزنید این شرکت چگونه می تواند برای شما مفید باشد؟ بنابرین بر روی کارت ویزیت به وضوح زمینه کاری را ذکر کنید.
کارت ویزیتی دریافت کردم که بیشتر شبیه به کارت ویزیت میوه فروشی ها بود! البته زمینه کاری شرکت واردات سخت افزار کامپیوتر بود، ولی طراح خلاق کارت ویزیت برای نمایش تفاوت آنها با دیگران از عکس چند میوه استفاده کرده بود که یکی از آنها رنگی متفاوت داشت. کارت ویزیت مکان مناسبی برای نمایش خلاقیتهای طراح نیست و صرفا جهت معرفی و بازاریابی کسب و کار بکار می رود.
بیایید شرکتهای جهان را به دو دسته تقسیم کنیم. شرکتهای بسیار معروف و شرکتهای معمولی. شرکتهای بسیار معروف نیازی به توضیح کسب و کار خود ندارد و اگر بر روی کارت خود بنویسند مایکروسافت ، همه می دانند که چه کاری انجام می دهد. شرکتهای معمولی، شرکتهایی هستند که غالب افراد آنها را نمی شناسند. چنین شرکتهایی باید کارشان را در یک یا دو جمله توضیح دهند. کارتی دریافت کردم که بر روی آن نوشته شده: شرکت … انجام پروژه های اتوماسیون. آیا با این عبارت دقیقا متوجه می شوید این شرکت چه کمکی به شما می کند؟ بجای آن می توان نوشت:” با نصب دستگاههای هوشمند در کارخانجات ، نیاز به کارگران کمتری خواهید داشت”. این جمله سرنخی ارائه می کند که نشان می دهد همکاری با این شرکت ، شاید نیاز به نیروی انسانی را کمتر سازد. بنابرین انگیزه بیشتری برای تماس و گرفتن اطلاعات بیشتر می دهد.
در طراحی کارت ویزیت از فونتهای بسیار کوچک استفاده نکنید. مدیر سالخورده ای کارتی را به من داد و بلافاصله توضیح داد که آدرس سایتشان را با حروف بزرگتر یادداشت کنم زیرا ناخوانا بود! در نوشتن آدرس سایت از فونتهای کوچک و همچنین از سایه و افکتهای فتوشاپ استفاده شده بود. شاید یک گرافیست ترجیح دهد کارتی با فضای خالی و نوشته های ریز طراحی کند، ولی یک بازاریاب به فروش می اندیشد و نه فقط به زیبایی کارت.
کارت ويزيت جذاب،کارت ويزيت جديد2016،کارت ويزيت جديد و لايه باز،کارت ويزيت جديد و شيک،کارت ويزيت جديد2017،کارت ويزيت جالب لايه باز،کارت ويزيت جديد آرايشگاه،کارت ويزيت جديد براي موبايل،کارت ويزيت جديد وکالت،کارت ويزيت جعبه سازي،کارت ويزيت جعبه کادويي،جعبه کارت ويزيت،جعبه کارت ويزيت چوبي،کارت ويزيت بته جقه،کارت ويزيت بته جقه،کارت ويزيت طرح بته جقه،طرح کارت ويزيت بته جقه،کارت ويزيت جگرکي،کارت ويزيت جک،طرح کارت ويزيت جگرکي،کارت ويزيت گل فروشي،کارت ويزيت گل و گياه
برچسب های مهم
هر کس باید این نکته را در به خاطر بسپارد که طراح یک کارت ویزیت خوب یعنی به تصویر کشیدن حس کار و نوع تجارت مشتری. یک کارت ویزیت خوب باید به گونه ای طراحی شده باشد که بتواند بلافاصله توجه بیننده را به خود جلب کند و او را ترغیب به خرید محصول نماید. یک کارت ویزیت خوب نباید به عنوان آیتمی برای معرفی در نظر گرفته شود که برای برقراری ارتباط با مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد. کارت ویزیت یکی از روش های تبلیغ و به نوعی ایستگاه اطلاعاتی در مورد شما و کاری که انجام می دهید می باشد. اگر کارت ویزیت نتوانست به مقاصد و اهداف شما در زمینه بالا بردن میزان فروش محصول و معرفی و شناساندن شما جامه عمل بپوشاند، این ثابت می کند که کارت ویزیت شما در سطح مناسبی برای تاثیر گذاری نبوده است.
اکثر افراد فکر می کنند کارت ویزیت روش موثر تبلیغات فروش است؛ این نوع تفکر در میان افرادی رایج است که به تازگی وارد عرصه تجارت شده اند. ایده کلی در مورد فلسفه کارت ویزیت این است که یک کارت ویزیت به قدری از یک طراحی خوب برخوردار باشد که با قرار گرفتن روی میز نظر هر بیننده را به خود جلب کرده و حرفه ای بودن طرح آن نیز باعث شود تا این حس در بیننده ایجاد شود که با یک مجموعه کاملا حرفه ای طرف است، بنابراین سعی می کند خرید خود را از این کمپانی خاص انجام دهد.
کارت های ویزیت از ابزارهای موثر و مفید هستند که تاثیر آنها اثبات شده است. داشتن یک کارت ویزیت خوب با طراحی منحصر به فرد و چشم گیر این امکان را برای مشتریان و مصرف کنندگان فراهم می کند تا خرید خود را به آسانی و با طیب خاطر انجام دهید.
در اینجا ۲۳ نکته اساسی و مفید را به شما خواهیم گفت که به شما کمک می کند که یک کارت ویزیت خوب طراحی کنید:
۱. از تصویری استفاده کنید که نمایانگر کار، محصول و کمپانی شماست.
۲. مطمئن شوید کارت ویزیت شما دارای جذابیت های لازم برای جذب و جلب توجه و ترغیب مشتری است.
۳. از رنگ های متنوعی استفاده کنید.
۴. از عکس هایی استفاده کنید که احساسات افراد را تحریک کند، البته با توجه به این که برخی از تصاویر ممکن است برای محیط تجاری مناسب نباشد.
۵. از کارت هایی که مواد پلاستیکی در آنها بکار رفته استفاده نکنید. از کارت های رنگی و کارت هایی استفاده کنید که دارای طرح های غیر معمول و غیر عادی است، به این طریق طرح کارت در ذهن بیننده باقی مانده و دیرتر فراموش می شود.
۶. کارت خود را در سایزهای مختلف تجسم کنید. شما می توانید کارت خود را به گونه ای طراحی کنید که فقط محصولی که قصد فروش آن را دارید به نمایش بگذارد.
۷. کارت را به صورتعمودی طراحی کنید تا مطمئن شوید بیشتر مورد توجه قرار می گیرد.
۸. کارت ها ویزیت دو لت و سه لت می تواند نقش یک کاتالوگ را ایفا کند.
۹. کارت های ویزیتی با طرح های مختلف طراحی کنید. با این روش افراد در کلکسیون کارت های ویزیت شان تعداد بیشتری کارت از شما خواهند داشت.
۱۰. به اضافه کردن یک فایل آهنگ یا موزیک به کارت خود فکر کنید. این گونه می توانید مطمئن باشید هر کس با هر سلیقه ای از داشتن کارت شما امتناع نمی کند.
۱۱. شما باید مطمئن باشید کارت شما از روش ها و راه های لازم برای ارتباط برقرار کردن با افراد برخوردار است، مثلا نام کمپانی، آدرس، شماره تماس، فاکس، آدرس وب سایت و همچنین آدرس ایمیل. فراموش نکنید بودن نام خود شما به اندازه نام کمپانی در کارت ویزیت اهمیت دارد.
۱۲. نگران هزینه ای که باید برای کارت ویزیت بپردازید نباشید. با کمی بیشتر هزینه کردن برای چات کارت ویزیت بعدا می توانید درآمد بیشتری داشته باشید. با داشتن یک کارت ویزیت خوب با تعداد بالا تعداد افرادی که با شما تماس می گیرند نیز بیشتر شده، در نتیجه میزان فروش محصول شما نیز افزایش پیدا می کند.
۱۳. داشتن دو کارت متفاوت می تواند میزان فروش محصول شما را تا حد باور نکردنی بالا می برد.
۱۴. مطمئن شوید کارت ویزیتی که طراحی می کنید به خوبی برند یا نام تجاری شما را تصریح و توصیف می کند.
۱۵. سعی کنید مشخصات کلی خلاصه و در یک خط قابل خواندن و فهمیدن باشد از نوشتن متن های طولانی اجتناب کنبد فراموش نکنید کارت ویزیت با برشور یا تراکت تبلیغاتی فرق دارد پس هرچه مختصر تر و کوتاهتر باشد برای مخاطب قابل لمس تر است
۱۶. نوشته ای انتخاب نکنید که مردم قادر به فهم آن نباشند چون باعث می شود برخی از مشتریان خود را از دست بدهید.
۱۷. از کارت ویزیت هایی استفاده نکنید که حاوی اطلاعات ارتباطی قدیمی، آدرس پستی و … است چون باعث می شود یک فرد غیر حرفه ای و اماتور به نظر برسید.
۱۸. سعی کنید به جای نوشته های طولانی از نوشته ها و عبارات کوتاه و مختصر استفاده کنید. نوشته های بلند و طولانی باعث کمم شدن علاقه فرد به خواندن مطالب می شود.
۱۹. پشت کارت شما باید حاوی نکات مهم و ضروری در مورد نوع فعالیت و سرویس دهی شما باشد. این باعث می شود مردم شما را بهتر و زودتر به یاد آورند.
۲۰. اگر می دانید در یک سال بیشتر از ۱۰۰۰ کارت استفاده نمی کنید مطمئن باشید در کار و تجارت خود شکست خواهید خورد. بنابراین روش خود را تغییر داده و کاری کنید که کارت ویزیت بیشترین نفع را به شما برساند.
۲۱. بهترین روش برای اینکه ببینید آیا کارت ویزیت شما یک کارت ویزیت به یادماندنی هست یا نه این است که کارت ویزیت خود را بین تعداد زیادی کارت دیگر قرار دهید و آن ها را از یک تابلو آویزان کنید، سپس به آن ها نگاه کنید. اگر کارت شما در نگاه اول نظرتان را به خود جلب کرد مطمئن باشید کارت ویزیت خوبی است. اما اگر این اتفاق نیفتاد بدانید در یک قسمت از کار اشتباه کرده اید.
۲۲. اگر کارت خود را به مشتری ارائه کردید و او با دیدن آن چیزی در مورد اینکه چقدر کارت خوبی دارید صحبت نکرد و یا اصلا چیزی در مورد کارت نگفت، این ها نشانه هایی است که نشان می دهد کارت شما از فاکتور WOW برخوردار نیست بنابراین چیزی هم برای گفتن در مورد آن وجود ندارد.
۲۳. وقتی کارت ویزیت تان را به مشتریان خود می دهید از آنها نیز بخواهید کارت شان را در اختیار شما قرار دهند. با این روش می توانید با آنها در ارتباط باشید بنابراین مطمئن باشید کار و شغل خود را در سطح وسیعی گسترش داده اید.
کارت ويزيت جشن،کارت ويزيت لوازم جشن تولد،طرح کارت ويزيت جشن تولد،جشنواره کارت ويزيت،کارت ويزيت خاص،کارت ويزيت خاص وکلا،کارت ويزيت خاص عکاسي،کارت ويزيت خاص مشهد،کارت ويزيت خاص معماري،کارت ويزيت خاص وکالت،کارت ويزيت خاص کاشت ناخن،کارت ويزيت خاص خياطي،کارت ويزيت خاص لايه باز،کارت ويزيت خاص اصفهان،کارت ويزيت جديد
برچسب های مهم