ویزیت شاپ

کارت ویزیت لایه باز، ست اداری، تراکت، کاتالوگ، بروشور، بنر، لوگو و ..

بازاریابی 5 بعدی روش جدید بازاریابی برای فروش بیشتر محصولات شماست


آقای مارتین لیندستروم که دو کتاب درباره بازاریابی عصبی نوشته است در کتاب «بازاریابی حسی» توضیح می‌دهد که چگونه در عملیات بازاریابی حواس پنج‌گانه را درگیر کنیم.

با اینکه در اغلب تبلیغات از صدا و تصویر استفاده می‌شود، مردم علاوه بر آن می‌توانند به بوها، چیزهایی که لمس می‌کنند مانند جعبه محصول و مزه‌ها نیز واکنش نشان دهند. همچنین می‌توانند هر محرک را با احساسات یا تجارب مختلف مرتبط کنند. اغلب عملیات بازاریابی دو بعدی است یعنی فقط از بینایی و شنوایی استفاده می‌شود. شاید بتوان عملیات بازاریابی طراحی کرد که بر ۵ حس مخاطب تاثیر بگذارد. حال تاثیر هرکدام از این موارد را بررسی می‌کنیم.

بوی خوش و بازاریابی

شاید تا به حال فکر نکرده باشیم که حس بویایی در رفتار خرید مشتری چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد. ۷۵ درصد احساسات ما به بویی که حس می‌کنیم بستگی دارد. اگر صاحب فروشگاه هستید شاید بویی که از فروشگاه شما به مشام می‌رسد به اندازه دکوراسیون فروشگاه در خریدها تاثیرگذار باشد.

قدرت بویایی ده هزار بار موثر‌تر از چشایی است، با این حال کمتر از ۳ درصد شرکت‌های موفق دنیا از این حس در تبلیغات و برندسازی خود استفاده می‌کنند.

بسیاری از مردم به طور شفاف بوی ماشین نو را به خاطر دارند. آیا فکر می‌کنید این موضوع اتفاقی است؟ خودروسازان باهوش در آخرین مرحله تولید اسانس خاصی را در داخل خودرو پخش می‌کنند تا خریدار در اولین هفته‌های استفاده از آن خودرو حس خوبی داشته باشد.

حتی برخی از شرکت‌ها بوی خاصی را به عنوان بخشی از برند خود ثبت می‌کنند! فرودگاه سنگاپور از یک بوی ثبت‌شده برای معرفی برند خود استفاده می‌کند.

بو یکی از مهم‌ترین مواردی است که می‌تواند بخشی از حافظه را فعال کند. گاهی به یک میهمانی می‌رویم و احساس می‌کنیم بوی آن خانه بسیار آشنا است. مثلا دقیقا بوی خانه مادربزرگمان است که سال‌ها قبل به آنجا می‌رفتیم. شاید عطر چای، بوی قالی و یا هر چیز دیگری مشابه با بویی است که قبلا در خانه مادربزرگ استشمام کرده‌ایم. این بو به سرعت خاطرات مربوط به زمان‌های گذشته را برای ما زنده می‌کند و شاید به یاد اتفاقاتی بیفتیم که به فراموشی سپرده شده بود.

در یک نظرسنجی که در سال ۱۹۳۵ انجام شد ۸۰ درصد آقایان و ۹۰ درصد خانم‌ها با استشمام بوی یک عطر خاص به یاد خاطره‌ای شفاف و واضح از سال‌های دور می‌افتند.

تحقیق مجله Business Research نشان داده است که بوها و رایحه‌های مختلف پیوند عمیقی با خاطرات ما دارند. اگر فروشگاه‌ها بتوانند روی خاطره درستی دست بگذارند، احتمالا تمایل بیشتری برای خرج کردن پول نشان خواهیم داد. بوهایی که در یک فروشگاه استشمام می‌شوند می‌تواند به صورت ناخودآگاه احساس ما را نسبت به یک محصول عوض کند و اگر به درستی استفاده شوند، در کل تجربه خرید بهتری را فراهم می‌کند.

یک فروشگاه لباس تصمیم گرفت از بوی وانیل استفاده کند و فروشش در چند ماه دو برابر شد! آیا دلیلش را می‌دانید؟ روش خرید ما طوری است که بارها تا آستانه خرید پیش می‌رویم و منصرف می‌شویم. وقتی در فروشگاه در حال مشاهده لباس هستیم، زمان حضور بیشتر در آنجا احتمال خرید ما را بیشتر می‌کند، چون در یک لحظه خاص شاید از نظر احساسی در شرایطی قرار بگیریم که تصمیم نهایی را بگیریم.

یک رایحه خوب می‌تواند جزوی از هویت کارمان باشد. اگر همیشه از یک اسانس خاص استفاده کنیم، پس از مدتی مشتریان با استشمام آن بوی خاص به یاد کار ما می‌افتند.

بوی قهوه

تحقیقات زیادی در مورد بوی قهوه انجام شده که نشان می‌دهد باعث فعال‌تر شدن حافظه کوتاه مدت می‌شود و همچنین احساس خوب و لذت‌بخشی در شخص ایجاد می‌کند. اگر قرار است مذاکره مهمی انجام دهید سرو قهوه باعث می‌شود مطالب گفته شده در ذهن طرف مقابل بهتر ثبت شود.

استفاده از صدا

صدا نیز از قدرت تداعی و تاثیرگذاری بالایی برخوردار است. آیا تا به حال توجه کرده‌اید که لحظات حساس و تعیین‌کننده در فیلم‌های سینمایی همیشه با صدایی اثرگذار همراه است. کافی است آخرین فیلمی که مشاهده کرده‌اید را یک‌بار دیگر نگاه کنید و آزمایش کنید که اگر در لحظه حساس فیلم، صدا را قطع کنید اثرگذاری آن چقدر تغییر می‌کند.

شرکت کیلاگ صدای خوردن کرنفلکس را به نام خود ثبت کرده است. در نتیجه محصول این کارخانه یک رابطه قوی‌تری از طریق تصویر، صدا و حس لامسه با مشتری خود ایجاد کرده است.

شرکت دیملر کرایسلر نیز یک واحد مجزا برای تحقیق صدای باز و بسته شدن خودرو تاسیس کرده است. شرکت اینتل نیز لحن آگهی خود را همانند نشان تجاری‌اش به یادماندنی ساخته است. اما با وجود این موفقیت تنها ۴ درصد از۵۰۰ شرکت پردرآمد جهان از صوت در نام تجاری خود استفاده می‌کنند.

شرکت نوکیا در سال‌های گذشته با صدای زنگ خاص خودش بازاریابی انجام داد. با اینکه اکنون نوکیا پیشتازی بازار را از دست داده ولی هنوز با شنیدن زنگ خاص گوشی نوکیا بلافاصله به یاد نوکیا می‌افتیم. اگر آن زنگ را بشنویم ناخودآگاه فرض می‌کنیم گوشی شخص نوکیا است با اینکه می‌توان همین زنگ را در گوشی‌های دیگر نیز استفاده کرد. نوکیا به طور همزمان از همین زنگ در تمامی تبلیغات تلویزیونی خود استفاده می‌کرد.

در ایران هم شرکت ایرانسل کار مشابهی انجام داده و دقیقا از یک ملودی خاص در تمام تبلیغاتش استفاده می‌کند. اگر فقط آن ملودی پخش شود خیلی‌ها به یاد این برند می‌افتند، بدون اینکه تبلیغ را ببینند.

تمام این مثال‌ها مربوط به شرکت‌های بزرگ و برندهای معروف بود. حال ما چگونه می‌توانیم از این ایده در کارمان استفاده کنیم؟

صدا در کسب‌و‌کارهای کوچک

حتی گذاشتن یک موسیقی لذت بخش در محیطی که افراد برای خرید مراجعه می‌کنند می‌تواند باعث شود احتمال تصمیم‌گیری خرید بالاتر برود.

تحقیقی در ژورنال تحقیقات علمی اروپا نشان داده است که موسیقی با صدای بلند باعث می‌شود مردم در فروشگاه سریع‌تر حرکت کنند، اما موسیقی ملایم‌تر و آرام‌تر زمان حضور در فروشگاه را افزایش می‌دهد. موسیقی پاپ با ریتم آرام باعث می‌شود تمایل به خریدهای ناگهانی بیشتر شود و تاثیر این ریتم حتی ممکن است به اندازه‌ای روی حالت روحی شما تاثیر بگذارد که به تغییر انتخاب‌های خرید منجر شود!

رنگ و شکل ظاهری

بسیار مهم است که محصولات ما وقتی دیده می‌شود چه حسی به مخاطب منتقل می‌کند. بسیاری از شرکت‌ها اهمیت بسته‌بندی را دست‌کم می‌گیرند. اطلاعاتی که از طریق بینایی منتقل می‌شود تاثیر قابل‌توجهی بر احساس مخاطب از محصول یا خدمت شما دارد.

انتخاب رنگ مناسب نیز اهمیت دارد. رنگ‌ها می‌توانند بر نحوه خرید ما تاثیر بگذارند. مقاله‌ای که در سایت «لایف هکر» منتشر شده نشان داده است که پیشخدمت‌هایی که لباس قرمز می‌پوشند، اغلب انعام بیشتری دریافت می‌کنند و رنگ قرمز حتی بر میزان خریدهای آنلاین هم تاثیر می‌گذارد!

البته موضوع مقاله ما روانشناسی رنگ نیست و نمی‌خواهیم برتری یک رنگ را بر رنگ‌های دیگر نشان دهیم. موضوع مهم آن است که از انتخاب رنگ برای محیط کار، جعبه محصولات و … به راحتی نگذریم و به اندازه کافی تحقیق کنیم.

رنگ یکی از مواردی است که بعید است از یاد مشتری برود. با شنیدن واژه «ایرانسل» چه رنگی در ذهنتان تداعی می‌شود؟ برند «رایتل» چطور؟ نکته مهم آن است که وقتی رنگی را انتخاب کردیم در تمامی تبلیغات و اقلام بازاریابی از آن رنگ به عنوان رنگ غالب استفاده کنیم تا پس از مدتی آن رنگ بخشی از هویت کسب‌و‌کار ما شود.

رنگ باید با نوع محصولات یا خدمات ما همخوانی داشته باشد. مدتی قبل یک شرکت تولید آب معدنی در ایران از رنگ قرمز استفاده کرده است. قرمز رنگی گرم است و نمی‌تواند سرد و خنک بودن را تداعی کند.

حس لامسه

حس لامسه نیز در تصمیمات خرید ما نقش دارد. آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا مردم به کتاب کاغذی علاقه دارند و هیچگاه کتاب الکترونیکی جایگزین کامل کتاب نمی‌شود؟ یک دلیل آن است که مردم دوست دارند کتاب را در دست بگیرند و آنرا ورق بزنند.

آقای پاکو آندرهیل روانشناس محیطی درباره این موضوع تحقیق کرده و به این نتیجه رسیده است که فروشگاه‌هایی که به مشتریان اجازه می‌دهند محصولات را در دستشان بگیرند و سپس انتخاب کنند، فروششان بیشتر از فروشگاه‌هایی است که محصولات در ویترین قرار دارند و امکان لمس محصولات وجود ندارد.

حس چشایی

مشخص است که نمی‌توان همواره از این مورد استفاده کرد. ولی حتی یک پذیرایی ساده و مناسب در شرکت یا فروشگاه می‌تواند شرایط حسی بهتری برای مخاطب ایجاد کند.

بازاریابی پنج بعدی

آقای مارتین لیندستروم در کتابش در اصطلاح «بازاریابی ۵ بعدی» را مطرح کرده است. منظور او این است که در عملیات بازاریابی سعی کنیم تمامی ۵ حس مخاطب را درگیر کنیم که البته همیشه امکان‌پذیر نیست. ولی می‌توانیم تا جای ممکن حواس بیشتری را دخیل کنیم.

برای انجام بازاریابی ۵ بعدی باید به موارد جزئی نیز توجه کنیم. حتی دمای محیط، سیستم تهویه و … تاثیرگذار هستند.

قوانین برندسازی ۵ بعدی

اگر به فکر استفاده از بازاریابی ۵ بعدی هستید به این چند مورد توجه کنید.

۱. مشخص کردن نقاط تماس

بسیاری از نام‌های تجاری تمامی حواس را تحریک می‌کنند ولی بیشتر آن‌ها مرتبط با ۲ یا ۳ مورد هستند. نقاط به کارگیری حواس را شناسایی کنید.در چه شرایطی این فرصت را دارید تا حس خوبی ایجاد کنید. مثلا اگر شرکتی دارید که اتاق میهمانان یا اتاق انتظار دارد، از آن مکان برای بازاریابی ۵ بعدی استفاده کنید. شرکت هاینز از یک شیشه ضخیم برای سس گوجه‌فرنگی استفاده کرد تا نشان دهد محصولی با کیفیت عرضه می‌کند.

۲. تقویت بازاریابی با درگیر کردن همزمان حواس

هواپیمایی سنگاپور از موسیقی آسیایی، مهمانداران آموزش دیده، عطر و لباس هماهنگ و مناسب برای ارائه یک تجربه لذت‌بخش استفاده می‌کند. در اتاق جلسات همزمان از رایحه مناسب، موسیقی دلپذیر و دمای هوای مناسب و … استفاده کنید.

۳. استفاده از بازاریابی ۵ بعدی در اولین تماس

فرض کنید وارد شرکتی می‌شوید که اتاق انتظار بسیار نامناسبی دارد. هوا گرم است، سر و صدای زیادی وجود دارد و حس خوبی ایجاد نمی‌کند. سپس وارد اتاق جلسات می‌شوید که در آن به بازاریابی ۵ بعدی توجه شده و همه چیز عالی است. این‌کار اثر مثبتی ندارد، زیرا در اولین تماس حس خوبی ایجاد نشده است.

شرکت‌های خودروسازی برای موفقیت بیشتر باید به اولین تماس توجه بیشتری کنند، یعنی ظاهر اتومبیل و همچنین دستگیره در که شخص از آن طریق وارد اتومبیل می‌شود. سپس صندلی و ظاهر بخش روبروی راننده اهمیت ویژه‌ای دارد.

۴. حفظ رویه یکسان برای افزایش وفاداری در مشتری

ثبات در بازاریابی ۵ بعدی منجر به کسب نتایج مطلوب می‌شود. پس از شروع کار تغییرات بزرگی ایجاد نکنید. پس از مدتی بویی که استفاده می‌کنید را تغییر ندهید. برای ایجاد حس خوب و تجربه لذت‌بخش باید از تغییرات بزرگ بپرهیزید.

۵. بازنگری و بهبود پیوسته نقاط تماس

با توجه به واکنش مشتری به بازاریابی ۵ بعدی همواره در حال بهبود تدریجی باشید. البته همانطور که گفتیم از ایجاد تغییرات بزرگ بپرهیزید. کافی است رنگ سازمانی خود را تغغیر دهید تا اثر فعالیت‌های قبلی از بین برود.

بازاریابی ۵ بعدی و درگیر کردن حواس شخص باعث ایجاد تجربه‌ای لذت‌بخش برای مشتری می‌شود و فروش شما را افزایش می‌دهد.

 

کارت ويزيت قلم،کارت ويزيت قم،کارت ويزيت قماش،کارت ويزيت فوري قم،طراحي کارت ويزيت در قم،سفارش کارت ويزيت قم،قيمت کارت ويزيت قم،کارت ويزيت ارزان قم،چاپ کارت ويزيت فوري قم،کارت ويزيت قم،کارت ويزيت قماش،کارت ويزيت قنادي،کارت ويزيت قنادي لايه باز،کارت ويزيت قنادي رايگان،کارت ويزيت قناري،کارت ويزيت لوازم قنادي،طرح کارت ويزيت قنادي،نمونه کارت ويزيت قنادي،طراحي کارت ويزيت قنادي،کارت ويزيت قوانين،کارت ويزيت قوه قضاييه

مغز مشتری چگونه برای خرید یک محصول تصمیم می گیرد؟؟


مهم‌ترین موضوعی که با توجه به علم بازاریابی عصبی زیر سوال می‌رود تصمیم‌گیری مخاطبان است. در مدل‌های قدیمی همیشه فرض بر این بوده که تمام تصمیمات خرید به صورت منطقی گرفته می‌شوند و احساسات نیز تاثیری ناچیز بر این تصمیم دارد. پیش‌فرض بسیاری از مدیران کسب‌و‌کارهای کوچک آن است که اگر محصولی مناسب با قیمت مناسب داشته باشیم مخاطبان از ما خرید خواهند کرد، ولی در واقعیت چنین اتفاقی به ندرت پیش می‌آید.

برای موفقیت در بازاریابی باید دیدگاه خود را درباره مشتری تغییر دهیم. در دیدگاه سنتی مشتری وارد یک فروشگاه می‌شود، تمام محصولات را مقایسه می‌کند، قیمت‌ها را هم بررسی می‌کند و با توجه به تبلیغاتی که از قبل دیده و اطلاعاتی که دارد بهترین تصمیم را می‌گیرد. در این رویکرد فرض می‌کنیم تصمیمات خرید مشتری تدریجی، منطقی و با توجه به اطلاعات عمیقی است که کسب کرده است.

ولی در واقعیت اغلب تصمیمات خرید به صورت لحظه‌ای انجام می‌شود و دلایل منطقی قدرتمندی هم برای این تصمیمات وجود ندارد و حتی مشتری اطلاعات عمیقی درباره محصول ندارد.

با این دیدگاه جدید بیایید به بررسی مغز قدیم بپردازیم و ببینیم چه مواردی باعث جلب توجه مغز قدیم می‌شود و چگونه می‌توان اثرگذاری بازاریابی را افزایش داد.

ورود به دنیای مغز قدیم

همان طور که گفته شد اغلب تصمیمات خرید ما با مغز قدیم انجام می‌شود. پس بسیار مهم است که با عملکرد این بخش مغز بهتر آشنا شویم.

مغز قدیم با احساسات ترغیب می‌شود!

اغلب تصمیمات ما به صورت احساسی گرفته می‌شود و سپس با منطق توجیه می‌شود.

احساسات در واقع پاسخ‌های خودکار بدن به محرک‌های حسی هستند. بوی قهوه یا صدای دریا به طور خودکار در ما احساساتی ایجاد می‌کند. با زیاد شدن گزینه‌های خرید، مشتری محصولی را می‌خرد که احساس بهتری نسبت به آن داشته باشد.

حواس پنجگانه و احساسات

موضوع مهم‌تر آن است که احساسات ما تحت‌ تاثیر چه مواردی هستند؟ یک عامل مهم و تاثیرگذار اطلاعاتی است که توسط حواس پنج‌گانه ما وارد مغز می‌شود. آمار، ارقام و دلایل منطقی توجه مغز قدیم را به خود جلب نمی‌کند. شرکت‌های موفق سعی می‌کنند حواس مختلف شخص را در محصول و همین طور در بازاریابی خود لحاظ کنند. آنتونیو داماسیو در کتابش می‌گوید: «ما ماشین‌های تفکری نیستیم که احساس داریم، بلکه ماشین‌هایی احساسی هستیم که تفکر می‌کنیم».

فرض کنید می‌خواهیم تبلیغی بسازیم تا رانندگان را به بستن کمربند ایمنی هنگام رانندگی ترغیب کند. یک راهکار کلیشه‌ای آن است که به رانندگان آمار و ارقامی ارائه دهیم که خطرناک بودن رانندگی بدون کمربند ایمنی را نشان می‌دهد.

راه بهتر آن است که احساسات را درگیر کنیم تا بر مغز قدیم اثر بگذارد. در ژاپن تبلیغ کوتاهی ساخته ‌شده که فقط بر جنبه احساسی موضوع تاکید می‌کند. در این تبلیغ اثرگذار به جای اینکه بر خطرات نبستن کمربند تاکید کند یا افراد را به جریمه شدن تهدید کند از روش دیگری استفاده می‌کند. کمربند ایمنی وسیله‌ای است که نمی‌گذارد همسر و دختر کوچکتان شما را از دست بدهند! این تصور که عزیزانمان، ما را از دست بدهند و زندگی را بدون توجه و کمک ما ادامه دهند بسیار تاثیرگذار است

وقتی در همایش‌ها فیلم این تبلیغ را نمایش می‌دهیم چشمان اغلب حاضران پر از اشک می‌شود و همین موضوع نشان می‌دهد تبلیغ بر احساسات آن‌ها اثر گذاشته و احتمالا تا سال‌ها این تبلیغ را فراموش نخواهند کرد.

شرکت اپل حتی بر بسته‌بندی محصولات کار می‌کند تا باز کردن جعبه محصول، احساس خوشایندی بر مخاطب بگذارد، مثلا صدای باز شدن جعبه صدایی دل‌پذیر باشد. آزمایش‌های مختلفی در فروشگاه‌ها انجام شده و نتایج نشان می‌دهد که پخش یک موسیقی خاص بر تصمیمات خرید مشتریان تاثیر می‌گذارد. حتی رایحه‌های مختلف باعث افزایش یا کاهش فروش می‌شوند. مثلا در یک لباس فروشی استفاده از بوی وانیل باعث دو برابر شدن فروش ماهانه شد! البته می‌توان به طور مفصل درباره دلیل این امر صحبت کرد، ولی اگر خیلی خلاصه بگوییم: هر عاملی که باعث ایجاد احساس بهتری در ما شود می‌تواند فرایند تصمیم‌گیری خرید را ساده‌تر کند و باعث شود فرد راحت‌تر تصمیم خود را بگیرد.

ایجاد شرایط احساسی مناسب

یکی از مهم‌ترین کارهای بازاریاب‌ها قرار دادن مشتری احتمالی در شرایط احساسی مناسب است تا بتواند بر ترس خود غلبه کرده و تصمیم خرید را بگیرد.

بسیاری از ما به عنوان مدیر و بازاریاب به شرایط احساسی مشتری توجهی نشان نمی‌دهیم. با توضیحات طولانی و خسته‌کننده فقط به ارائه دلایل منطقی می‌پردازیم و سعی نمی‌کنیم ترس خرید را در مشتری کاهش دهیم تا بتواند در آرامش تصمیم مناسب را بگیرد.

شاید تصور کنیم فرایند تصمیم‌گیری خرید کاملا خطی است، یعنی تمایل ما به خرید یک محصول رفته‌رفته بیشتر می‌شود و به جایی می‌رسد که تصمیم خرید گرفته می‌شود، ولی دستگاه‌هایی که عملکرد مغز را بررسی می‌کند نشان می‌دهند تصمیم‌گیری خرید اینطور نیست و بسیار پیچیده‌تر از چیزی است که بازاریابان فکر می‌کنند.

آستانه احساسی خرید

بیایید اصطلاحی با نام «آستانه احساسی خرید» تعریف کنیم. همان طور که قبلا اشاره شد اغلب خریدها برای مشتری ترسناک و دردناک است. شخص در لحظه خرید احساس عدم امنیت می‌کند. البته این موضوع درباره همه خریدها صدق نمی‌کند. ولی به خصوص در خریدهایی که برای ما تبدیل به عادت نشده یا تسلط کافی بر محصول نداریم این حس بسیار رایج است.

آستانه احساسی خرید شرایطی است که اگر از لحاظ احساسی در آن قرار بگیریم شجاعت به خرج می‌دهیم و خرید را انجام می‌دهیم. در واقع زمانی به آستانه احساسی خرید می‌رسیم که از نظر احساسی آن قدر شجاع می‌شویم که به خود می‌گوییم خرید را انجام دهیم.

موضوعی که بسیاری از بازاریابان از آن اطلاع ندارند آن است که وقتی یک خرید انجام می‌شود معمولا قبل از آن شخص بارها به آستانه احساسی خرید نزدیک شده و از آن دور می‌شود و در لحظه‌ای خاص ناگهان تصمیم خرید گرفته می‌شود.

فرض کنیم برای محصول خود تبلیغی طراحی کرده‌اید و آن تبلیغ در مجله‌ای پرمخاطب چاپ شده است. با گذشت چند روز آمار فروش را بررسی می‌کنید و در نهایت نا امیدی می‌بینید آن تبلیغ حتی یک فروش هم ایجاد نکرده است. بلافاصله نتیجه‌گیری می‌کنید تبلیغ مناسب نبوده یا شاید آن مجله مکان مناسبی برای تبلیغ نیست. ولی از کجا می‌دانید چند نفر مایل به خرید بوده‌اند؟ شاید صد نفر با خواندن تبلیغ تا آستانه احساسی خرید نزدیک شده‌اند و یک مورد کوچک باعث انصراف آن‌ها شده است.

در بازاریابی تنها بررسی نتایج نهایی کافی نیست، مثلا در این مثال فقط تعداد فروش ایجاد شده را معیار قرار دهیم. اگر به روشی بتوانیم افرادی که مایل به خرید بوده‌اند ولی خریدی انجام نداده‌اند را شناسایی کنیم اطلاعات ارزشمندی از شرایط واقعی کسب کرده‌ایم. برای مثال اگر به مخاطبان یک پیشنهاد بدون ریسک بدهیم و بگوییم برای اطلاعات بیشتر فایلی را دانلود کنید، افراد علاقه‌مند شناسایی خواهند شد.

تصمیمات خرید عوض می‌شود!

موضوع جالب دیگر آن است که تصمیمات خرید می‌تواند در عرض چند ثانیه تغییر کند. تصور کنید برای خرید یک پخش‌کننده MP3 به فروشگاهی مراجعه کرده‌اید. قبل از مراجعه در اینترنت به اندازه کافی تحقیق و دستگاه خود را انتخاب کرده‌اید. سپس وقتی وارد فروشگاه می‌شوید چشمتان به پخش‌کننده دیگری می‌افتد که بلافاصله توجهتان را جلب می‌کند. نظرتان عوض می‌شود و تصمیم می‌گیرید همان را بخرید. در چند ثانیه تمامی آن تحقیقات و تصمیم قبلی شما بی‌اثر می‌شود.

بنابراین شرایط احساسی مشتری بسیار اهمیت دارد و می‌تواند باعث خرید یا انصراف او از خرید شود.

 

کارت ويزيت قفل سازي،کارت ويزيت قفل و کليد،کارت ويزيت قفل و کليد سازي،کارت ويزيت قفل،کارت ويزيت سقف کاذب،کارت ويزيت سقف شيبدار،کارت ويزيت سقف،کارت ويزيت ققنوس،چاپ کارت ويزيت ققنوس،کارت ويزيت قلب،کارت ويزيت قليان،کارت ويزيت قليان سرا،کارت ويزيت قلمزني،کارت ويزيت قليان فروشي،کارت ويزيت قلم چي،کارت ويزيت قليون،کارت ويزيت قلهک،کارت ويزيت قلب و عروق

استراتژی هایی کاربردی برای هوشمندانه کار کردن بجای زیاد کار کردن!!


بیشتر افراد این توصیه را شنیده‌اند که باید هوشمندانه‌تر کار کنند و نه زیادتر ولی تعداد کمی واقعا از این توصیه پیروی می‌کنند.
این روزها بیشتر صاحبان تجارت و مدیران اجرایی برای دستیابی به اهدافشان ساعت‌های طولانی مشغول کار هستند. اگر شما مجبور شوید ساعت‌های زیادی از یک روز عادی را برای تکمیل کارتان کارکنید سپس کار را اشتباه انجام می‌دهید! در اینجا ۵ استراتژی برای کمک به شما در هوشمندانه‌تر کار کردن به جای بیشتر کارکردن ارائه می‌شود:

۱) استراتژی اول: تمرکز

فکر می‌کنید چند دقیقه ازیک ساعت کاری به طورکامل تمرکز دارید؟ ممکن است این امر شما را متعجب کند که این زمان چقدر کم است. تحقیقات نشان داده است که بیشتر افراد می‌توانند بین ۵ تا ۱۰ برابر در هر ساعت کاری مولدتر باشند. اگر فکر می‌کنید که این گفته اغراق آمیز است می‌توانید این آزمایش ساده را انجام دهید. یک دفترچه یادداشت و یک خودکار در کنار خود قرار دهید و شروع کنید به آگاه شدن از سطح تمرکزتان. هر وقت که تشخیص دادید که روی کارتان تمرکز کامل ندارید مدت زمانی را که حواستان پرت بوده است یادداشت کنید. اگر این تمرین را به‌خوبی انجام دهید بعد خودتان را کاملا شوکه خواهید کرد. اگر شما بتوانید مهارت ایجاد تمرکز کامل در ساعت‌های کاریتان را ارتقا دهید، از میزان تولیدتان متعجب می شوید.

۲) استراتژی دوم:اهرم

اهرم هنر استفاده از ابزارها جهت افزایش کیفیت کار یا بهره‌وری است. این ابزارها می‌تواند تکنولوژی باشد مثل: نرم افزار‌های کامپیوتری یا می‌تواند استراتژی‌های سازمانی نظیر سیستم‌های بهتر باشد. شما معمولا از چه ابزارهایی برای حداکثر کردن نتایج کارتان استفاده می‌کنید؟ برای مثال فروشنده‌ای که از طریق سمینارها یا کنفرانس‌های تلویزیونی فروش می‌کند، مشخص است نسبت به کسی که فرد به فرد می‌فروشد میزان فروش بیشتری داشته باشد. چه کاری می‌توانید انجام دهید تا زمان، دانش یا مهارت‌هایتان اهرم شما باشند؟

۳) استراتژی سوم:تفویض اختیار

یک بخش خاص اهرم عبارت از تفویض اختیار است. یعنی بکارگیری افراد دیگر جهت انجام قسمت‌هایی از کار شما تا وقتتان برای فعالیت‌های سودآورتر آزاد شود. بیایید دوباره به مثال فروشنده نگاهی بیاندازیم. اگر فروشنده خاصی در انعقاد قراردادهای فروش متبحر باشد ممکن است دست به تفویض و واگذاری ‌امور اجرایی فروش زده تا بتواند به عنوان یک فروشنده زمان بیشتری را برای قراردادها اختصاص دهد. اگر سود حاصل از افزایش فروش بیشتر از هزینه واگذاری باشد پس شما سیستم مناسبی دارید. همیشه شنیدن این نکته در بین شکایت‌های صاحبان تجارت که فروشندگان آنها از آینده نگری متنفرند و واقعا در مورد آن احساس بدی دارند باعث تعجب من می شود. در فعالیت‌های تجاری خودم من همیشه افراد آینده نگر حرفه‌ای را استخدام کرده‌ام که در این زمینه قوی بودند و با این کار زمان را برای تیم فروش آزاد کرده تا آنها کاری را که در آن توانمند هستند انجام دهند. فروشندگی! البته این استراتژی سودآور است و همه خوشحال هستند.

۴) استراتژی چهارم: مدیریت زمان

من اغلب می‌شنوم که صاحبان تجارت می‌گویند که تعداد کارکنان بخش ‌خصوصی خیلی زیاد است زیرا آنها همیشه ساعت‌های زیادی را تلف می‌کنند تا کار را انجام دهند. نظر من مخالف این موضوع است. اگر شما نمی‌توانید در یک روز عادی کاری، کارتان را انجام دهید پس شما احتمالا فاقد مهارت‌های تمرکز، اهرم و تفویض اختیار(واگذاری) هستید یا یک مدیر که در استفاده از زمان ضعیف است. مدیریت زمان هنر سازماندهی خودتان است تا بتوانید تمام کارهایتان را در یک روز کاری استاندارد انجام دهید. اگر شما مدیریت زمان را با مهارت‌های دیگرتان ترکیب کنید(رئوس مطالب فوق الذکر) سپس شما می‌توانید بهره وری بالایی در یک روز کاری بدست آورید و نیازی به ساعات اضافی ندارید.
سازماندهی یک روز از پایان روز قبلی شروع می‌شود. اگر شما این‌کار را هنگام استراحتتان انجام دهید مغزتان به شما کمک خواهد کرد که کارآمدتر باشید. تخمین زده شده که ۵۰درصد از زمان استراحت وقف سازماندهی مغز و ساختار دادن به دانش و تجربیات به دست آمده در طول روز می‌شود.
اگر شما کارهای روز بعدتان را برنامه‌ریزی کنید متوجه می‌شوید که فرایند‌های طبیعی ذهن در زمان استراحت با شما کار می‌کنند تا به شما در تحقق برنامه‌هایتان کمک کنند. مبانی مدیریت زمان را یاد بگیرید و هر روز از آنها استفاده کنید.

۵) استراتژی پنجم: تمایز قائل شدن بین فعالیت‌ها

من مطمئن هستم که شما قانون۲۰/۸۰ را می‌دانید; ۸۰% از نتایج کارتان از ۲۰% تلاش‌هایتان بدست می‌آید. دلیل اینکه این مساله در مورد افراد زیادی صادق است، این است که آنها نمی‌دانند که کدام تلاششان بهترین نتایج را به همراه می‌آورد. اگر شما نتایج خوب را ثبت کنید، سپس شما می توانید قاعده ۲۰/۸۰ را تغییر دهید تا برای شما به طور موثرتری کار کند. اگر شما می‌دانستید که کدام ۲۰% از فعالیت شما بهترین نتایج را تولید می‌کند سپس شما می‌توانستید خودتان را سازماندهی کنید تا وقت بیشتری را صرف آن کارها بکنید و بنابراین سود‌تان در هر ساعت افزایش می‌یافت. اگر شما خصوصیات ۲۰% از مشتریانتان را که ۸۰% تجارت شما را پوشش می‌دهند می‌دانستید پس شما می‌توانستید آن گروه از مشتریان را مورد هدف قرار دهید. فرانک بتگر با استفاده از قانون ۲۰/۸۰ از یک نماینده بیمه ورشکسته به پردرآمدترین شرکت بیمه در آمریکا تبدیل شد. کتاب او هنوز در دسترس است و ارزش زیادی برای خواندن دارد.

استراتژی شما قرار دادن این ۵استراتژی برای کار در تجارتتان است.
شما الان ۵ استراتژی دارید، همه کاری که شما باید انجام دهید این است که نگاه کنید به راه‌هایی که می‌توانید این استراتژی‌ها را برای خودتان و تجارتتان به کار گیرید.

 

کارت ويزيت سنگ قبر،اندازه کارت ويزيت قبل از برش،نمونه کارت ويزيت قلب،کارت ويزيت پزشک قلب،کارت ويزيت طرح قلب،کارت ويزيت نوار قلب،کارت ويزيت متخصص قلب،کارت ويزيت قم،کارت ويزيت قماش،طراحي کارت ويزيت قم،سفارش کارت ويزيت قم،قيمت کارت ويزيت قم،چاپ کارت ويزيت قم،قمار با کارت ويزيت،کارت ويزيت فوري قم،کارت ويزيت ارزان قم،کارت ويزيت قيمت،کارت ويزيت قيمت مناسب،کارت ويزيت قيمت طراحي،کارت ويزيت قيمت مشهد،کارت ويزيت قديمي

با این روش های به کسب و کار خود رونق دهید


ارزش کار خود را بالا ببرید و به همان اندازه شاهد رونق حرفه خود باشید. آدم‌های موفق در یک محیط کاری جدید به شغل خود همانند یک محصول مهم تجاری می‌نگرند، هرگز ارزش‌های آن را دست کم نمی‌گیرند و بخوبی آگاهند تا زمانی در محیط کارشان ارزشمندند که بتوانند سودآوری داشته باشند، چه برای خود و چه برای شرکت یا کارفرمایی که برای آن کار می‌کنند.

یک محصول، زمانی در بازار پرفروش می‌شود که از کیفیت خوب، تبلیغات، بازاریابی قوی و چندین فاکتور موثر دیگر در جلب توجه مشتری برخوردار باشد و افراد نیز زمانی می‌توانند شاهد رونق حرفه خود باشند که ارزش کار خود را بالا ببرند، برای بالا بردن توانایی‌های خود بکوشند، درباره توانایی‌های خود تبلیغ کنند و در محیط کار انعطاف‌پذیر باشند. برای نیل به همه این اهداف، آدم‌های موفق همچنین می‌دانند که تابع بازار خود هستند و این بازار جایی نیست جز سازمان، شرکت یا کارفرمایی که برای آن کار می‌کنند.

آنها باید از تمام جوانب کاری شرکتی که برای آن کار می‌کنند؛ آگاه باشند و به نوع مهارت‌های خود، تقاضا برای آن مهارت‌ها و توانایی‌های تغییر و تحولات مختلف در محیط کارشان و پروژه‌هایی که در ارتباط با شغلشان است، آشنا باشند. با آگاهی از همه این عوامل، آنها باید درصدد بالا بردن ارزش کار خود باشند.
برای این کار باید از همه مهارت‌های خود به‌نحو‌ عالی استفاده کنند، درصدد یادگیری مهارت‌ها و تجربه‌های جدید باشند و بتوانند خود را با شرایط جدید کاری و تغییر و تحولات سازمانی منطبق کنند.

● به ابزارهای خود اعتماد دارید؟

وقتی کسی را برای انجام کاری (همچون کارهای مختلف تعمیراتی و غیره) استخدام می‌کنید؛ دوست دارید که او از بهترین و روزآمدترین ابزارهای لازم در کارش استفاده کند تا پولی که به او می‌پردازید هدر نرود و حتی در آینده مشتری دایمی او شوید، چنین مثالی درباره شما نیز صدق می‌کند.

ابزار کار شما آن چیزی است که می‌دانید و چگونگی انجام کاری که به شما محول شده. دستمزد شما بر مبنای ارزش‌های فعلی دانش و مهارتتان است.امروزه مهارت‌ها و فناوری‌های جدید، با سرعتی بیش از گذشته، در حال ورود به بازار و معرفی به مشاغل مختلف هستند.

بنابراین مطمئن باشید که کس دیگری در جایی دیگر، مشغول یافتن راهی بهتر، موثرتر، سریع‌تر و حتی کم‌هزینه‌تر برای انجام کاری است که شما در حال حاضر آن را انجام می‌دهید.

به خاطر داشته باشید، اگر نتوانید از مهارت‌ها و تکنولوژی‌های جدید در کار خود استفاده کنید یا دانش خود را روزآمد کنید؛ همکاران و رقبای شما این کار را خواهند کرد و شما از قافله عقب خواهید ماند.

در این زمینه به مثالی خوب اشاره می‌کنیم. زمانی انجام کارهای مختلف گرافیکی به صورت دستی و با داشتن ذوق و سلیقه لازم از سوی گرافیست امکان‌پذیر بود، اما امروزه با ورود کامپیوتر در همه عرصه‌ها، کارهای گرافیکی راحت‌تر انجام می‌گیرد. در این میان، با توجه به برنامه‌های مختلفی که برای انجام کارهای گرافیکی با کامپیوتر به بازار عرضه شده، برگ برنده با کسی است که بیشترین احاطه را بر برنامه‌ها داشته باشد و بتواند از هر یک از آنها در جای لازم استفاده کند. به خاطر داشته باشید که مهارت‌ها، قابلیت‌ها و توانایی‌های ما تا زمانی با ارزش هستند که کسی حاضر باشد برای استفاده از آنها پول پرداخت کند. شرکت‌ها و کارفرمایان امروز در بازارهای جهانی برای روزآمدترین مهارت‌ها و دانش کار، پول پرداخت می‌کنند؛ بنابراین برای رقابت در عرصه بین‌المللی، باید بتوانید خود را «مجهزتر> کنید و نه فقط «مجهز
چرا که در غیر این صورت، فرد دیگری با شرایط بهتری نسبت به شما از راه خواهد رسید و جایگزین شما خواهد شد.

● چه ابزارهایی در دست دارید؟

در عصری که هر روز آن دستخوش تحولات مختلف است، باید خود را با تغییرات و تحولات جدید در محیط کار آماده کرد.

همه ما در محیط کار خود با چالش‌های مختلفی از جمله با تغییرات و تحولات جدید از جمله یافتن جایگزینی برای شغل فعلی خود مواجهیم و این چالش، زمانی جدی‌تر می‌شود که حس کنیم فقط در یک حوزه قادر به فعالیت هستیم و کار دیگری از دستمان بر نمی‌آید.

برخی‌ با چند مشاوره و تست روان‌شناسی و… براحتی به قابلیت‌های دیگر خود که البته بالقوه هستند پی می‌برند؛ در‌حالی‌که برخی دیگر به طور اتفاقی و حتی ناآگاهانه متوجه آنها می‌شوند. در هر دو حالت، افراد به این نتیجه می‌رسند که مهارت‌ها و علایق و قابلیت‌های بیشتری نسبت به آنچه فکر می‌کنند دارند و برای یافتن مهارت‌ها و علایق جانبی، چه برای آنهایی که حرفه‌ای هستند و چه برای آنهایی که به صورت تفننی کار می‌کنند؛ روش‌های مختلفی وجود دارد.

در مدرسه یا دانشگاه در چه درس‌هایی نمرات خوب می‌گرفتید؟ به چه کارهایی علاقه داشتید؟ در حال حاضر در چه کارهایی مهارت دارید، آیا کسی از شما در کار دیگری تعریف کرده است؟ فکر می‌کنید چه استعدادهای ذاتی‌ دیگری دارید؟ دست و دلتان به چه کار دیگری می‌رود؟ در پاسخ به سوال‌های فوق و سوال‌های مشابه، به فهرستی از فعالیت‌ها و کارهایی می‌رسید که از انجام آنها لذت می‌برید یا در گذشته لذت می‌بردید. مطمئنا این‌گونه فعالیت‌ها، نیازمند مهارت‌ها و توانایی‌هایی هستند که شما در خود دارید و از وجود آنها بی‌خبرید. پس معطل چه هستید؟ آنها را کشف کرده و به نحو بهینه از آن استفاده کنید.

● مهارت‌ها چقدر با ارزش هستند؟

برخی مواقع انسان‌ها بعضی کارها را بی‌دردسر انجام می‌دهند و به این‌که آن را چگونه انجام می‌دهند فکر نمی‌‌کنند. با این حال، در انجام همین کارهای ساده هم، فرآیندهای مختلفی دخیلند و برای انجام این فرآیندها، مهارت‌های مختلفی مورد نیاز است؛ مهارت‌هایی که با ارزش‌تر از آن چیزی است که شما فکر می‌کنید.
برای تعیین ارزش مهارت‌هایتان می‌توانید تمرین زیر را انجام دهید.

یک صفحه از آگهی روزنامه را جدا کنید (به صفحه خاصی توجه نکنید چون در هر حال دنبال یافتن یک شغل نیستید و این کار فقط یک نوع تمرین است.)

عنوان آگهی، یعنی شغل و پستی را که برای استخدام افراد آگهی می‌شود با یک تکه نوار نامرئی بپوشانید (طوری که بعدا بتوانید آن را جدا کنید و عنوان را بخوانید.)

حال به فهرست شرایط مورد نیاز داوطلبان مراجعه کنید. از یک ماژیک فسفری یا روشن، برای جدا کردن مهارت‌هایی که به آنها در مشاغل مختلف نیاز هست و شما آن را در خود می‌یابید، استفاده کنید. حال نوارهای چسبیده را بردارید و به عنوان آگهی‌ها توجه کنید. حتما غافلگیر خواهید شد؛ چون خواهید دید واجد مهارت در حوزه‌ها و مشاغلی هستید که هرگز به ذهنتان خطور نمی‌کرد. بنابراین به خاطر داشته باشید که مهارت‌های یک فرد کارآمد در زمینه‌های کاری مشابه، قابل استفاده‌ است (هر غذا ادویه خاص خود را می‌طلبد، اما برخی غذاها با ادویه مشابه تهیه می‌شوند.)

حال که متوجه مجموعه‌ای از حوزه‌های مختلف کاری شده‌اید که به چه مهارت‌هایی نیاز دارد؛ زودتر می‌توانید فهرستی از مشاغل مورد علاقه خود را به ترتیب اولویت فهرست کنید البته ممکن است نام برخی شغل‌ها را نشنیده باشید؛ این‌ها همان مشاغل جدید هستند که با پیشرفت و تکنولوژی تولید می‌شوند.

 

کارت ويزيت فيروزه اي،کارت ويزيت فيزيوتراپي در منزل،کارت ويزيت فيلمسازي،کارت ويزيت فيتس،کارت ويزيت قاليشويي،کارت ويزيت قالب دار،کارت ويزيت قالبي،کارت ويزيت قاب سازي،کارت ويزيت قابل ويرايش،کارت ويزيت قالب اختصاصي،کارت ويزيت قالب خاص،کارت ويزيت قارچ،کارت ويزيت قالب سازي،کارت ويزيت قالب،کارت ويزيت قلبي،کارت ويزيت قلب،کارت ويزيت قلب و عروق

چگونه برای شروع یک تجارت ترس و اضطراب نداشته باشیم؟


می خواهم تجارتی را شروع کنم اما …..
آیا این جمله شما را توصیف می کند ؟
چه عاملی شما را از عقب برگشتن جلوگیری می کند ؟
وقتی که از اکثر افراد می پرسیم که چرا اقدام به شروع یک تجارت نمی کنند آنها با عبارتهای مختلفی که در یک جمله خلاصه می شود می گویند: از شکست می ترسم ..
می ترسم از وضعیت کنونی که دارم پایین بیایم.

می خواهیم یک تجارت را شروع کنیم ،اما آیا مشتریانی اصلا” پیدا می شود ، که کالایی را که ما آنرا تولید می‌کنیم را بخرند ؟
یا می گویند من می خواهم یک تجارت را آغاز کنم اما آیا من می توانم اصلا” بازاریابی برای کالاهای تولید شده بکنم یا خیر ؟

یا عباراتی چون :
اگر تجارت را شروع کنم اصلا” پولی برای امرار معاش روزانه ام می ماند یا خیر ؟
ببینید اگر دقیقا” توجه کنید . مانع شروع تجارت دقیقا” محصول یا فروش یا پول نیست بلکه ترس است .


مقدمه

ترس بعضی مواقع خوب است و باعث می شود که شما را از صدمه خوردن از بعضی عوامل باز دارد مثلا” اینکه شما از یک سگی که در مسیرتان ایستاده بترسید یا اینکه از افتادن از آبشار نیاگارا بترسید . این نوع ترس مثبت است .اما ترس از شروع تجارت همواره مثبت نیست .

چگونه می شود بر این ترس غالب شد و اقدام به شروع تجارت کنید شما باید این دو قدم را بردارید:
▪ گام اول : موفقیت را فراهم کنید .
▪ گام دوم : نگرش خود را به شکست تغییر دهید.

گام اول:موفقیت را فراهم کنید

اولین قدم برای اینکه چگونه موفقیت را فراهم کنید . این است که بدانید چگونه می توانید موفقیت را فراهم کنید؟ شما معمولا” و به طور وضوح می دانید چگونه شکست بخورید . مثلا” اینکه اصلا” هیچ کاری را انجام ندهید یا اینکه کارهای نا مربوط انجام دهید . اما چگونه می توان موفق شد ؟

این کاررا می توانید با پیدا کردن اینکه دقیقا” چه عواملی می تواند در موفقیت شما دخیل باشد . و یا چه عواملی می تواند موفقیت شما را رقم زند؟ مطرح می شود .

اجازه بدهید این قسمت را با یک مثال عملی شروع کنیم:
مثلا”:فرض کنیم که ما می خواهیم یک تجارت کوچکی شروع کنیم و به کار فروش صابونهای گیاهی و لوازم بهداشتی مشغول شویم . برای موفقیت در این تجارت ما باید حایز ۳شرط زیر باشیم .
۱) افراد و مشتریان کافی که بخواهند لوازم بهداشتی تولیدی شرکت ما را بخرند .
۲) محصول تولیدی شرکت ما که دارای یک قیمت رقابتی در مقابل تولیدات شرکت های مشابه تولید ما باشد .
۳) یک روشی که بتوان این دو را به هم ربط دهد؛ یعنی مردم و محصول تولیدی ما را .
بنا براین اینها یکسری نیازهای اساسی هستند . که در ابتدای شروع یک تجارت باید مورد بررسی قرار گیرد، که چگونه به این ۳ موررد برسیم .

یکی دیگر از این گامها که در اینجا مهم این است که، یک طرح تجاری بنویسیم .
یک طرح تجاری باعث خواهد شد . که شما به عنوان یک شخص افتتاح کننده ، اولیتها را بدانید و از دوباره کاریها و اضافه کاریها که ممکن است در حین شروع تجارت با آنها مواجه شوید جلوگیری به عمل آید . و شروع کار با یک طرح تجاری باعث شود شکافهایی که در طی مسیر شروع تجارت ایجاد شود را در ابتدا پر کنید و جزئیات کارهایی که باید برای شروع و ادامه تجارت انجام شود را بنویسید و به کار گیرید. و همچنین مسیرهای بحرانی را در شروع و ادامه راه را بدانید و تمرکز خود را در تجارت بیشتر کنید .

گام دوم : نگرش خود را برای شکست تغییر دهید

چرا از شکست می ترسید؟
بیشتر مردم به دو دلیل از شکست می ترسند این دو دلیل عبارتند از :
۱) شکست باعث می شود که یک فرد بد تلقی شوید یا به عنوان یک بازنده که دیگران به شما نگاه می کنند .
۲) می ترسند که تمام پول خود را از دست دهند .
البته هر دوی اینها درک نادرست است .
شکست ژن و شخصیت شما راعوض نمی کند ، و باعث می شود که گاها” یک دید منفی توسط بعضی افراد دیگر ایجاد شود که اگر شکست بخورید بازنده اید ؟ در صورتیکه شکست به خودی خود بد نیست .
فقط زمانی که شما به خودتان اجازه شکست بدهید شکست خورده اید و الا خیر . پس هرگز به خودتان اجازه ندهید که شکست بخورید.
زیرا اولین قدم در شکست را خودتان برمی دارید .
شما مطمئن باشید که هرگز تمام پولتان را کلا” هدر نخواهید داد.
اصلا” چقدر مهم است که شما شکست بخورید ؟
جواب این سوال به نگرش شما بر می گردد .
به نظر بعضی ها اگر شکست هم بخورید؛ تجربه ای که آن از آن حاصل می شود ارزش خیلی بیشتری دارد .
شکست شاید نا پسند باشد . اما ویرانگر نیست ، باعث می شود . تجارب مفیدی حاصل شود .
در واقع شکست یک فرصت است . یک فرصتی که برای ما یک چیزبا ارزش را برای ما به ارمغان می آورد .
اینکه شما شکست را یک فرصت تلقی کنید برمی گردد به اینکه شما، رویکرد خود را به شکست تغییر دهید و آن را فرصت بنامید .

نتیجه گیری

اگر شما یک تجارت را شروع کنید ، باعث می شود که تجارب ارزنده ای را دراین راه به دست آورید و بر اندوخته های قبلی خود اضافه کنید . هرگز اجازه ندهید که ترس از شروع باعث شود که شما فرصت جمع آوری اندوخته ها و تجربیات را از دست بدهید .

حتی اگر به نظر بعضی ها، شما در تجارت شکست هم بخورید، این شکست باعث خواهد شد که تجارب جدیدی را بیاموزید که در شروع های بعدی برایتان بهتر و مفید خواهد بود پس هرگز این را فراموش نکنید و تا می توانید زودتر به شروع اقدام کنید.

 

کارت ويزيت فني و مهندسي،کارت ويزيت فنجان،کارت ويزيت دفتر فني مهندسي،کارت ويزيت دفتر فني،کارت ويزيت خدمات فني،کارت ويزيت دفتر فني چاپ،نمونه کارت ويزيت خدمات فني،کارت ويزيت فوري،کارت ويزيت فوري مشهد،کارت ويزيت اصفهان،کارت ويزيت تبريز،کارت ويزيت فوراور،کارت ويزيت فوري شيراز،کارت ويزيت فوري تهران،کارت ويزيت فوري کرج،کارت ويزيت فتوشاپ،کارت ويزيت فوري،کارت ويزيت فيزيوتراپي،کارت ويزيت فيلمبرداري،کارت ويزيت فيلمبرداري و عکاسي،کارت ويزيت فيلمبرداري لايه باز،کارت ويزيت فيزيوتراپيست،کارت ويزيت فينگر فود

راهنمای شرکت در نمایشگاه


در جهان امروز، صنعت نمایشگاه در ادبیات تجارت و امور بازرگانی جایگاه و اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. به استناد ارزیابی‌های گوناگون داخلی و خارجی می‌توان گفت شرکت‌ها و موسسات، موفقیت‌های خود را مرهون حضور مرتب ومکرر در نمایشگاه‌های گوناگون می‌دانند که طی آن به معرفی توانمندی‌ها، تولیدات و یا خدمات خود و رقابت با دیگر شرکت‌ها می‌پردازند.
از طرفی و با توجه به دستاوردهایی که حضور در نمایشگاه‌ها می‌تواند برای تولیدکنندگان و شرکت‌ها داشته باشد کسب مهارت‌ها و آموزش‌های لازم درخصوص نحوه حضور در نمایشگاه‌ها یک ضرورت انکارناپذیراست. چه بسا ممکن است شرکت‌ها بودجه سنگینی را صرف حضور در یک نمایشگاه نمایند. اما پس‌از پایان نمایشگاه چندان رضایت خاطری از شرکت در نمایشگاه نداشته باشند. از عمده دلایل این امر، عدم توانایی در برقراری ارتباطات موثر با مشتریان، عدم رعایت اصول و مهارت‌های لازم جهت انتخاب نمایشگاه مطلوب و مرتبط، چگونگی حضور از جمله نا‌ آشنایی با مقوله غرفه‌آرایی و آیین غرفه‌داری و عوامل موثر دیگری است که شرکت‌ها از آن غافل مانده‌اند.

تعریف نمایشگاه

واژه نمایشگاه از کلمه لاتین «Feira» به معنی جشن مشتق شده‌است. در روزگاران گذشته، مردم برگزاری نمایشگاه را جشن می‌دانستند که در آن ضمن برپایی مراسم و آداب خاص و پایکوبی، کالاهای خود را مبادله می‌کردند یا به فروش می‌رساندند. امروزه نمایشگاه از شکل ابتدایی گذشته‌اش بسیار فاصله گرفته‌است و جنبه‌های آموزشی، کارکرد اقتصادی، بازاریابی، تبلیغات مستقیم و تبادل اطلاعات و نوآوری‌های آن در کنار فروش و عرضه کالا و خدمات، بسیار مهمتر جلوه می‌کند.
نمایشگاه را می‌توان تبلیغ زنده نامید. زیرا در نمایشگاه عواملی چون تولیدکننده، توزیع‌کننده، مصرف‌کننده و کالا و خدمات در یک زمان و مکان مناسب گردهم می‌آیند. اغلب کارشناسان تبلیغات و بازاریابی، نمایشگاه‌های بین‌المللی را از مهمترین ابزارهای بازاریابی تلقی می‌کنند و با ذکر دلایلی ثابت می‌کنند که بازده مستقیم شرکت در یک نمایشگاه چندین برابر هزینه‌های انجام شده برای آن است و نتایج آن نیز بسیار چشمگیر‌تر از دیگر روش‌های تبلیغی است. در نمایشگاه شرکت‌ها فرصتی را برای دیدار حضوری با مشتریان پیدا می کنند وهمچنین فرصت‌های بیشماری برای تحقیق و بررسی وضعیت بازار، دیدار با رقبا و تماشای آخرین دستاورد‌ها در زمینه‌های گوناگون وجود دارد.
خریدار بالقوه‌ای که از نمایشگاه بازدید می کند، درواقع این فرصت را دارد تا محصولات را از نزدیک ببیند، لمس کند و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. یعنی کارهایی را انجام دهد که حتی با تلفن و یا اینترنت چنین امکانی را برای او بوجود نمی‌آورد.

عوامل موفقیت در نمایشگاه

۱-مهمترین عامل توفیق در یک نمایشگاه دارا بودن یک سیاست تبلیغاتی و از پیش تعیین شده‌است. این سیاست‌ها برای هر صنعت متفاوت است.
۲-کسانی را به عنوان راهنما و مسئول غرفه بگمارید که توانایی شناسایی و ارتباط بسیار بالا با مشتریان ناشناخته خود را داشته‌باشند. برخی از مدیران چندان به این موضوع اهمیت نمی‌دهند و به‌رغم انجام هزینه های سنگین جهت غرفه آرایی و دکوراسیون، چون فاقد طرحی از پیش تعیین شده هستند، تمامی زحمات آن‌ها به دلیل گزینش نادرست کارکنان غرفه به‌هدر می‌رود.
۳-بهره گیری از بروشور و کاتالوگ جهت تبلیغات بسیار اهمیت دارد و نکته مهم‌تر آن‌که غرفه داران نسبت به نحوه توزیع آن باید دقیق باشند. توصیه می‌گردد که در محل غرفه خود صدها بروشور و کاتالوگ مربوط به شرکت و محصولات خویش را آماده نمایید تا درصورت درخواست متقاضیان و بازدیدکنندگان، در اختیارشان قرار گیرد. در نمایشگاه بازدیدکنندگان فرصت زیادی ندارند تا با محصولات و کالاهای تمامی غرفه‌ها آشنا شوند، لذا در اختیار گذاشتن این کاتالوگ‌ها باعث می‌شود، تا بازدیدکنندگان پس‌از ترک نمایشگاه فرصت کافی برای مطاله تمامی محصولات شما از طریق کاتالوگ‌ها را داشته باشند.
۴-نمایشگاه صرفا محل فروش کالا نیست، بلکه مکانی جهت گفت‌و‌گو و انجام مذاکرات میان بازدیدکنندگان و غرفه‌داران و ایجاد ارتباط با شرکت‌ها و سازمان‌های دیگر و نیز شناسایی رقبای جدید و محصولات آن‌ها است. لذا سعی کنید از این مزیت نهایت بهره راببرید.
۵-نوع دکوراسیون غرفه باید متناسب با سیاست‌های تبلیغاتی شرکت باشد. شکل ظاهری غرفه شما نشانه هویت و ماهیت شرکت شماست. لذا در چیدمان وسایل و نمونه کالاها و نیز زیبایی و تمیزی غرفه خود کوشا باشید.
۶-سعی کنید در یک نمایشگاه به موقع ثبت‌نام کنید تا بتوانید فضای مناسبی را در سالن‌های نمایشگاه بگیرید. غرفه‌ای را انتخاب کنید که در مسیر ورود بازدیدکنندگان باشد. دراین خصوص با یک مشاور نمایشگاهی یا یک غرفه‌آرا مشورت کنید. نامناسب بودن فضای غرفه تاثیر زیادی در ناکامی شما در یک نمایشگاه ایفا می‌نماید. حتی اگر مبلغ اجاره غرفه مدنظر شما بیشتر بود، نگران نباشید و وجه آن را پرداخت کنید.
۷-سعی کنید برای مشتریان بالقوه خود کارت دعوت ارسال نمایید و از آن ها دعوت کنید از غرفه شما در نمایشگاه بازدید نمایند.
۸-برای حضور در نمایشگاه باید از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی کرد از جمله آماده کردن نمونه محصولات، آموزش و تععین کارمندان غرفه، طراحی غرفه، تنظیم بودجه برای شرکت در نمایشگاه، آماده کردن هدایا، تهیه بروشورهای لازم و کارت ویزیت و…
۹-بی‌تردید هرچه اعتبار و آوازه نمایشگاه بیشتر باشد، امکان موفقیت شرکت ها در آن بیشتر می‌شود. لذا سعی کنید در نمایشگاهی شرکت کنید که دارای اعتبار و آوازه خاصی باشد.
۱۰-با دیگران رفتار دوستانه‌ای داشته باشید. با توجه به اینکه بازدیدکنندگان غرفه شما ایستاده‌اند، شما نیز در غرفه خود بایستید.
۱۱-تا می‌توانید با دیگران ارتباط برقرار کنید. هر اندازه که با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنید، به همان اندازه امکان فروش شما بیشتر می‌شود.
۱۲-جسور باشید، سعی کنید کمرو نباشید، شما در نمایشگاه شرکت کرده اید که کالاهای خود را بفروشید و مشتریان تازه‌ای پیدا کنید.
۱۳-هریک از کالاها را به‌منظور راحتی مشتریان به‌طور واضحی قیمت‌گذاری کنید.
۱۴-در هر نمایشگاه، عکس‌های متعددی از غرفه خود بگیرید. از تمام زوایای غرفه عکس بگیرید. این‌کار نه تنها باعث می‌شود که سابقه‌ای از نمایشگاه برای شما باقی بماند، بلکه چنانچه عیب و ایرادی ازنظر غرفه‌آرایی و چیدمان وجود داشته باشد، کاملا مشخص و آشکار می‌گردد.
۱۵-تصور نکنید که با پایان پذیرفتن زمان برگزاری نمایشگاه کار شما نیز به اتمام رسیده‌است. بخش مهمی از کار تبلیغی شما هنوز باقی مانده‌است و آن پیگیری تماس‌ها و ارتباطاتی است که مربوط به بازدیدکنندگان غرفه شما در هنگام برگزاری نمایشگاه می‌باشد.

شیوه های ارتباط با بازدیدکنندگان و جذب آن‌ها

۱-کارکنان غرفه خود را از میان افرادی برگزینید که دارای روابط عمومی قوی و دانش کافی هستند.
۲-کارکنان غرفه باید افرادی صبور باشند و اطلاعات کافی در مورد محصولات در اختیار بازدیدکنندگان قرار دهند و درصورت امکان کارت برخی از بازدیدکنندگان را جهت تماس‌های بعدی دریافت کنند.
۳-استفاده از هدایا و اشانتیون نیز شیوه‌ای موثر جهت جذب بازدیدکنندگان است.
۴-ارائه فرم نظرسنجی به بازدیدکنندگان نیز از دیگر روش‌های ارتباط و ارزیابی کار شرکت به‌شمار می‌رود.

روش‌هایی جهت افزایش فروش در نمایشگاه

۱-بدون هیچ تاملی به بازدید‌کنندگان سلام کنید
البته مجبور نیستید به تعارفات بی‌جهت و بیهوده بپردازید و عباراتی چون: « می‌توانم به شما کمک کنم؟» را بکار ببرید. وقتی با بازدیدکننده‌ای روبه‌رو می‌شوید، آرام با او دست بدهید و پس‌از معرفی خودتان درباره شرکت و فعالیت‌های آن توضیحاتی به او ارائه دهید. با این کار گفت‌و گوی میان شما ادامه خواهد یافت و ارتباط نزدیکتری با بازدیدکننده برقرار خواهید نمود.
۲-فورا بازدیدکننده غرفه خود را بشناسید
مهم‌ترین نکته‌ای که شما باید بدانید این‌است که از شغل و مسئولیت‌های بازدید‌کننده غرفه خود اطلاع حاصل نمایید. این‌کار موجب می گردد که بدانید از او چه سوالاتی را بپرسید. سئوالات شما از یک مسئول و متخصص بسیار متفاوت از سوالاتی است که از یک فرد عادی می‌پرسید و نحوه برخورد و رفتار شما نیز به همین‌گونه خواهد بود.
۳-ارتباط خود را با بازدیدکنندگان بعداز پایان نمایشگاه حفظ کنید
همچنان که با بازدیدکنندگان مشغول گفت‌و‌گو درباره تولیدات خویش هستید، به‌طور غیر‌مستقیم از او بخواهید تا شماره تلفن تماس خود را در اختیار شما بگذارد. این‌کار موجب می‌گردد تا ارتباط خود را با او حفظ نمایید.

 

کارت ويزيت فرش فروشي،کارت ويزيت فروشگاه،کارت ويزيت فروشگاه ورزشي،کارت ويزيت فروشگاه اينترنتي،کارت ويزيت فروش،کارت ويزيت فروشگاه موبايل،کارت ويزيت فروشگاه لوازم خانگي،کارت ويزيت فروش عسل،کارت ويزيت فروش برنج،کارت ويزيت فست فود،کارت ويزيت فست فود لايه باز رايگان،کارت ويزيت فست فود لايه باز،کارت ويزيت psd،کارت ويزيت فسفري،کارت ويزيت فست فود رايگان،کارت ويزيت فست،کارت ويزيت فست فو،کارت ويزيت فشن،کارت ويزيت فضاي سبز،کارت ويزيت فضاي مجازي،کارت ويزيت طراحي فضاي سبز،طرح کارت ويزيت فضاي سبز،نمونه کارت ويزيت فضاي سبز،نمونه کارت ويزيت طراحي فضاي سبز،فعال سازي کارت ويزيت ايرانسل

با ایان دستورالعمل آسان حقوقتان را دو برابر کنید


بعضی‌ از کارمندان حقوق و ترفیع مناسبی دریافت نمی‌کنند در حالی که عده‌ای به سرعت رشد می‌کنند و کارهای مهم‌تر و کلیدی‌تری به آنها واگذار می‌شود و حقوقشان به سرعت افزایش می‌یابد. برایان تریسی که در کتاب جدیدش «درآمد رویایی» به این موضوع پرداخته است. بخشی از مطالب کتاب در این مقاله تقدیم کارمندان پرتلاش و علاقه‌مند به پیشرفت می‌شود.

نگرش مثبت داشته باشید

بیش از ۸۵ درصد موفقیت‌ کاری‌تان صرفنظر از استعداد و مهارت، به نگرش و شخصیت‌ شما بستگی دارد. موفقیت، میزان درآمد و سرعت پیشرفت‌تان وابسته به این است که مردم چقدر شما را دوست‌ دارند و برای کمک‌ به شما تمایل دارند.

دکتر دانیِل گُلمَن از دانشگاه هاروارد، کتاب‌های متعددی درباره هوش احساسی نوشته است. استنتاج او این است که هوش احساسی در موفقیت کاری بسیار تاثیرگذارتر از ضریب هوشی شما است.

انسان‌های مثبت، شاد و خوشبین همیشه محبوب‌تر و باارزش‌تر از افراد ایرادگیر، بدبین و منفی‌‌‌نگر هستند. یکی از موثرترین شاخص‌های موفقیت در کار این است که چگونه به‌عنوان بخشی از یک تیم عمل می‌کنید و این موضوع به نگرشتان بستگی دارد.

کنار آمدن با دیگران

بهترین کارکنان شرکت افراد شاد، مثبت و حامی‌ هستند. آن‌ها از حس همدردی و ملاحظه زیادی برخوردارند. دیگران دوست دارند در کنارشان باشند و به آن‌ها کمک کنند.

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد مثبت و خوش‌رو شانس بیشتری برای افزایش درآمد و پیشرفت دارند. این افراد سریع‌تر مورد توجه مدیران قرار می‌گیرند. علاوه ‌بر این افراد مثبت،از طرف همکاران و اطرافیان حمایت می‌شوند. به‌نظر می‌رسدفشاری به سمت بالا از سوی همکاران، فرد مثبت را به سرعت پیش می‌برد.

عامل تعیین‌کننده درنگرش مثبت این است که تحت استرس چقدر خوب عمل می‌کنید. وقتی همه‌چیز خوب است، هرکسی می‌تواند مثبت باشد. هنگام مواجهه با سختی‌ها و موانع است که هویت واقعی‌تان را به خود و دیگران نشان می‌دهید. در شرایط سخت مشخص می‌شود چه کسانی مستحکم هستند و پیش می‌روند.

فرد مثبت در هر موقعیت و هر فردی به دنبال خوبی‌ها است. او به دنبال نکته‌ای مثبت یا خنده‌دار است و بیشتر سازنده است تا مخرب. خبر خوب این است که نگرش مثبت‌ با تمرین روزانه قابل یادگیری است.


توجه به ظاهرتان

عجیب است که عده زیادی پیشرفت نمی‌کنند، زیرا هیچ‌کس تابه‌حال آنها را به کناری نکشانده تا بگوید ظاهر آنها در کسب درآمد مناسب چقدر مهم است.

من سال‌ها شخصا روی اهمیت تصویر بر کار مطالعه کردم. کتاب‌ها و مقالات بسیاری خواندم و به هزاران نفر آموزش دادم. می‌توانم با اطمینان بگویم که ظاهر شما تاثیر بسیار زیادی بر میزان و سرعت پیشرفت دارد.

اولین قانون این است که در کارتان همیشه برای موفقیت لباس بپوشید. به افراد برتر صنعت ‌و شرکت‌ خود نگاه کنید. در روزنامه‌ها و مجلات به تصاویر مردان و زنانی که در شغل‌شان پیشرفت کرده و به مدارج بالا و دستمزدهای زیاد رسیده‌اند توجه کنید. از افراد پیشرو الگوبرداری کنید.

در کسب‌و‌کار رنگ‌ها و ترکیب رنگ‌های خاصی نسبت به سایر رنگ‌ها پذیرفته‌تر هستند. کتاب مناسبی درباره ایجاد تصویر حرفه‌ای تهیه کنید، آنرا از اول تا آخر بخوانید و به پیشنهاداتش عمل کنید.

مانند افرادخوش‌آتیه لباس بپوشید

امروزه نظرات زیادی درباره لباس‌های غیررسمی و راحت وجود دارد. فقط افرادی اجازه دارند در محل کار لباس‌های غیر‌رسمی بپوشند که پشت صحنه هستند و با مشتری سر و کار ندارند وآینده شرکت به آن‌ها وابسته نیست. حتی در منطقه«سیلیکون ولی»که پوشیدن لباس غیررسمی معمول است، مدیران جوان در دفترشان یک دست کت‌و‌شلوار مرتب دارند تا زمان ملاقات با مشتری یا سرمایه‌گذار از آن استفاده کنند. آن‌هااهمیت لباس را می‌دانند.

اگر آینده درخشانی‌دارید، همانند افراد بدون‌آینده روشن، لباس نپوشید. طوری لباس بپوشید که نشان دهد در زندگی‌تان هدف دارید. اگر تمام اطرافیان لباس غیررسمی می‌پوشند، به نفع شما است. شما به چشم می‌آیید از دید افراد تاثیرگذار بر کارتان بهتر به‌نظر می‌رسید.

به یاد داشته باشید شرکت‌ها می‌خواهند کارمندانی را به مشتری‌ها و سرمایه‌گذاران معرفی ‌کنند کهمایه افتخارشان باشند. باید ظاهرتان طوری باشد که مدیرتان از معرفی شما به‌عنوان نماینده شرکت به مدیر دیگر افتخار کند.


سخت‌تر کار کنید

دیدگاه افراد پرکار را در خود ایجاد کنید. هیچ‌چیز نمی‌تواند توجه افراد مهم در کار‌تان را سریع‌تر از این جلب کند که به‌عنوان کارمندی بسیار پرکار و سخت‌کوش شناخته شوید.

همه افرادِ سخت‌کوشِ محل کارشان را می‌شناسند. افراد پرکار همیشه بیشترین ارزش و احترام را در شرکت کسب می‌کنند. آن‌ها همیشه درآمدو ترفیع بیشتری دریافت می‌کنند، زیرا عملکرد بهتری دارند، یعنی کار بیشتری را در زمان کمتر انجام می‌دهند.آنها برای شرکت‌‌شان ارزشمندترند، الگوی خوبی هستند ومدیران به آن‌ها افتخار می‌کنند و می‌خواهند بیش از هر فرد دیگری آنها را حفظ کنند.


ساعات بیشتری کار کنید

افراد برتر هرحوزه کاری نسبت به افراد معمولی، ساعات بیشتری کار می‌کنند. درحقیقت، ده‌درصد برتر افراد پردرآمد، پنجاه تا شصت ساعت در هفته کار می‌کنند. همچنین یادتان باشد که آن‌ها در تمام ساعت کاری، واقعا کار می‌کنند و وقت تلف ‌نمی‌کنند. وقتی صبح‌زود به محل کار می‌رسند، بلافاصله مهم‌ترین کارها را شروع می‌کنند. آن‌ها به‌طور پیوسته در طول روز تلاش می‌کنند. آنها دوستانه برخورد می‌کنند، اما از صحبت‌های بیهوده و گپ زدن با همکاران پرهیز می‌کنند.

در تمام ساعات کاری کار کنید. در طول روز از بازی با کامپیوتر ، صحبت‌های تلفنی شخصی، خواندن روزنامه، یا صحبت کردن در مورد آخرین بازی فوتبال یا برنامه‌های تلویزیونی بپرهیزید. تمام روز را به کار اختصاص دهید.

یک فرد معمولی با کمتر از پنجاه درصد ظرفیت خود کار می‌کند. پنجاه درصد باقی‌مانده، با صحبت‌های بی‌ارزش، تماس‌های تلفنی شخصی، کارهای شخصی، دیر آمدن، زود رفتن و بیشتر کردن زمان ناهار و چای تلف می‌شود. فقط پنج درصد از مردم جهان، تمام وقت کار می‌کنند. سایرین پایین‌تر از توان‌شان کار می‌کنند واغلب این مقدار خیلی کمتر از توان شخص است.

برنده مسابقه شوید

تصور کنید شرکت شما قصد دارد تمام کارمندانش را از طریق موسسه‌ای ارزیابی کند، تا سخت‌کوش‌ترین تا کم‌کارترین افراد مشخص شوند. قرار است حقوق شخص برنده بیشتر شود و ارتقا شغلی می‌یابد. اما قسمت شیرین ماجرا این است که فقط شما از این موضوع اطلاع دارید. هیچ‌کدام از همکاران نمی‌دانند موسسه در حال ارزیابی چه چیزی است.

هدف شما، برنده شدن در این مسابقه است. باید رتبه سخت‌کوش‌ترین فرد شرکت در دوازده ‌ماه آینده را کسب کنید. این هدف، به شما کمک می‌کند تا بهتر از هر شیوه دیگری درآمد و سرعت ارتقا شما بیشتر شود. در این مسابقه شما تنها کسی هستید که می‌توانید مانع پیروزی‌ خودتان شوید.

درخواست مسئولیت بیشتر

خوشبختانه راه‌های امتحان شده و ثابت شده‌ای برای پیشرفت وجود دارد. یکی از مهمترین راه‌ها درخواست مسئولیت بیشتر است. برای هرکاری داوطلب شوید. حداقل هفته‌ای یک‌بار پیش رئیس‌تان بروید و از او مسئولیت بیشتری بخواهید.

این روش ارتقای سریع را سال‌ها پیش، زمانی‌که برای رییس شرکت بزرگ سنگ کار می‌کردم به‌کار گرفتم. هر هفته تمام کارهایم را انجام می‌دادم و نزد رئیسم می‌رفتم و درخواست مسئولیت بیشتری می‌کردم. چند هفته اول او می‌گفت «در موردش فکر می‌کنم». یک روز بعد از آن‌که درخواست کار بیشتری کردم، از من خواست برایش کاری خاص انجام دهم.

من یک فرصت خوب داشتم! تعطیلی آخرهفته بود و او خواست در مورد سرمایه‌گذاری در شرکت مورد نظرش بررسی کاملی انجام دهم. بلافاصله دست به کار شدم. تمام تعطیلات آخر هفته را کار کردم. شنبه صبح زود سر کار رفتم و یکی از منشی‌ها گزارشم را تایپ کرد تا خوب‌ به‌نظر برسد. سپس منتظر ماندم.

ساعت ۱۰:۳۰ صبح، رئیس به دفترم زنگ زد و پرسید که آیا اعداد و ارقام موردنظر راکه آخر هفته قبل خواسته بود آماده کرده‌ام یا خیر. بانک طی تماسی غیرمنتظره، زودتر از موعد، جزئیاتی برای تصمیم‌گیری خواسته بود.

من مستقیم به دفترش رفتم و گزارش را روی میز گذاشتم. او گوشی را برداشت، به بانک تلفن کرد و توانست وام بزرگی بگیرد. پس از آن، پشت ‌سرهم مسئولیت گرفتم و آینده‌ام در آن شرکت تغییر کرد.

 

خودتان را ارتقا دهید

اغلب مردم در محل کار، کاری را انجام می‌دهند که از آن‌ها خواسته شده باشد. شما این‌طور باشید. همیشه کارهای بیشتری بخواهید و هرگاه مسئولیت گرفتید، آن‌را خوب و سریع‌ انجام دهید. به‌یاد داشته باشید: می‌خواهید به عنوان فردی شناخته شوید که وقتی کاری باید به سرعت انجام شود، شما را انتخاب کنند.

آیا ترفیع می‌خواهید؟ اینکار به خودتان بستگی دارد. در حقیقت با قبول مسئولیت‌های جدید، باعث ترفیع خودتان می‌شوید. در نهایت به سطح دلخواه‌تان در داشتن مسئولیت ارتقا پیدا می‌کنید. هیچ محدودیتی‌ وجود ندارد.

برای کسب درآمد رویایی، هیچ چیزی به اندازه کسب شهرت در «سرعت و قابلیت اعتماد» مهم نیست. از افرادی باشید که رئیس‌تان برای انجام سریع کارها روی شما حساب کند. هر مسئولیتی را همانند آزمونی ببینید که آینده‌ کارتان به آن وابسته است. همواره در پی مسئولیت‌های بیشر باشید و ببینید درآمدتان با چه سرعتی بیشتر می شود!

 

کارت ويزيت مغز و اعصاب،کارت ويزيت مغز،کارت ويزيت قطعات خودور،کارت ويزيت قطعات ماشين،کارت ويزيت قطعه شويي،کارت ويزيت قطعات موبايل،کارت ويزيت قطعات يدکي،کارت ويزيت يدکي خودرو،کارت ويزيت قطعات کامپيوتر،نمونه کارت ويزيت قطعات خودرو،قطع کارت ويزيت مربع،اندازه قطع کارت ويزيت،کارت ويزيت شغل ها،کارت ويزيت شغل،کارت ويزيت شغل هاي مختلف،کارت ويزيت خنچه،کارت ويزيت غواصي،دانلود کارت ويزيت غواصي،کارت ويزيت ايرانسل،استخدام طراح کارت ويزيت غير حضوري،غير فعال سازي کارت ويزيت ايرانسل،کارت ويزيت فانتزي

با این روش های ساده محصولات خود را جذاب تر کنید!


در این مقاله می‌خوانید که چگونه محصولاتی جذاب و موفق تولید کنید و چگونه آن‌ها را مدیریت و نامی برای آن‌ها انتخاب کنید که به تقویت توان ذاتی آن‌ها و انتقال آن توان و تأثیر بر مشتریان موردنظر بیافزاید. البته این فعالیت‌ها دیربه‌دیر انجام می‌شود و افق‌های برنامه‌ریزی بلندمدتی دارد، اما می‌توان گام‌های کوچکی برای حفظ تازگی و سرزندگی محصول و تقویت مشاهده‌پذیری و جاذبه‌ی آن انجام داد. مدیریت محصولات بسیار شبیه باغبانی است. در باغبانی، دیربه‌دیر گیاهی تازه می‌کارند، اما گیاهان موجود مرتباً بررسی و نظارت می‌شوند.

در زیر فهرستی از کارهای مختصر و ساده‌ای می‌آید که برای ایجاد وفاداری در مشتریان و افزایش فروش به شما کمک کنند.

۱. به روز کردن ظاهر محصول

بسیاری از شرکت‌ها محصولات خوبی را با ظاهری بد و نامرغوب به دنیا عرضه می‌کنند که این ظاهر تضمین‌کننده‌ی موفقیت محصول نیست. به خود محصول نگاه کنید (رنگ‌ها، جذابیت‌ها، و قابلیت مشاهده نام آن).

۲. به روز کردن بسته‌بندی محصول

محصولی مصرفی که در قفسه قرار گرفته و منتظر کسی است که آن را بردارد، باید بسیار جذاب و کاملاً در معرض دید باشد. آیا می‌توانید برای خیره‌کردن چشم‌ها، رنگ درخشان‌تری در بسته‌بندی به‌ کار ببرید؟ آیا می‌توانید ویژگی‌های اصلی محصول را در سطح بیرونی آن بنویسید؟ یا شاید بتوانید پنجره‌ای شفاف برای معلوم شدن محصول اصلی در بسته‌بندی قرار دهید.

۳. مطمئن شوید که محصول‌تان حتماً جذاب و استفاده از آن راحت است

محصول شما باید حس‌وحال خوشایندی نیز ایجاد کند-باید صاف، براق، نرم یا دارای هر صفت دیگری باشد که با مورد استفاده آن متناسب است. حتی تغییراتی جزئی در ظاهر، حالت و طرز کار آن می‌تواند رضایت مشتری و جذابیت محصول را افزایش دهد.

۴. بهتر کردن هر مطلب چاپی که همراه محصول می‌آید

آیا می‌توانید ظاهر این مطالب را بهتر کنید؟ جلوه‌ی بهتری به آن‌ها بدهید؟ آن‌ها را واضح‌تر یا سودمندتر کنید؟ مطمئن شوید که محصول شما طوری است که آن‌ها به داشتن آن احساس افتخار خواهند کرد: من یک جگوار کروکی ۹۴، مدل XJS دارم. کتاب راهنمای این ماشین در پوشه‌ی چرمی جذاب و سیاهی قرار گرفته که روی آن آرم جگوار حک شده است. حتی اگر روزی مجبور شوم این ماشین را بفروشم، پوشه‌ی آن را نگه خواهم داشت.

۵. بهترین ویژگی محصول‌تان را انتخاب کنید

بهترین ویژگی محصول‌تان را پیدا کنید. سپس عبارتی کوتاه بسازید که این بهترین ویژگی را به مشتریان انتقال دهد. این عبارت را روی محصول بسته‌بندی، بروشور و سایر مکان‌های قابل رؤیت قرار دهید. می‌توانید از برچسب‌هایی ساده (اما جذاب) با چاپ رنگی استفاده کنید که برای این منظور ساخته شده و سریع‌ترین و ارزان‌ترین راه برای افزودن پیام‌های بازاریابی هستند.

۶. شفاف‌سازی در مورد اینکه هر محصول چه کاری و برای چه کسی انجام می‌دهد

اگر بیش از یک محصول دارید، تفاوت‌ها و موارد مصرف هر یک را توضیح دهید (تا به‌طور روشنی از هم متمایز شوند). تعجب می‌کنید اگر بدانید که خطوط کلی تولید چقدر برای خریداران عادی پیچیده و مبهم‌اند.

۷. آرمی زیبا برای خود بسازید

شرکت «اپل» نسخه‌ی قدیمی آرم مشهور سیب مانند خود را که رنگ‌آمیزی رنگین‌کمان مانندی داشت، یا نسخه‌ای زیبا و پیچیده که با طرح پلاستیک شفافی که از پشت روشن شده است و نور محو سفیدی از پشت به آن تابیده شده عوض کرد. این آرم بالای تمام لپ‌تاپ‌های جدید آن‌ها جای گرفته و به آن‌ها جاذبه‌ای آشکارتر داده است. آیا شما نیز می‌توانید وجهه‌ی خود را با بهتر کردن ظاهر آرمی که روی محصول‌تان قرار می‌گیرد، تقویت کنید.

امیدوارم این فهرست از چند ایده ساده و کاربردی، خون را در رگ‌های بازاریابی شما به گردش درآورد! می‌توان کارهای بسیاری با محصولات و برای محصولات انجام داد، حتی اگر در حال حاضر پول و زمان کافی برای تهیه و عرضه‌ی محصولی کاملاً جدید نداشته باشید.

 

کارت ويزيت غذا،کارت ويزيت غواصي،کارت ويزيت غذايي،کارت ويزيت غذا فروشي،کارت ويزيت غذاخوري،کارت ويزيت غذاي خانگي،کارت ويزيت غذا پزي،کارت ويزيت غذايي،کارت ويزيت غذا فروشي،کارت ويزيت غذاخوري لايه باز،کارت ويزيت غذاخوري لايه باز،کارت ويزيت غذاي بيرون بر،کارت ويزيت غذا،کارت ويزيت غذاخوري رايگان،کارت ويزيت غرب تهران،کارت ويزيت غرب،کارت ويزيت غرب تهران،کارت ويزيت شهرک غرب،کارت ويزيت غذا،کارت ويزيت غذايي،کارت ويزيت غذا فروشي

روش هایی برای افزایش سریع فروش


اگر کسب‌وکاری را شروع کرده‌اید و مشتریانی دارید، بنابراین فروش شما قابل افزایش است. نکته مهم آن است که از روش‌های مناسب برای افزایش فروش استفاده کنید. بعضی از این روش‌ها بلافاصله فروش را افزایش می‌دهند. حال به چهار روش اشاره می‌کنیم.

۱. چیزی با ارزش به مشتریان بدهید که برای شما هزینه زیادی نداشته باشد

شما می‌توانید برای محصولات خود یک جایزه در نظر بگیرید و برای مدتی محدود به تمام کسانی که از شما خرید می‌کنند آن جایزه را نیز ارائه کنید. جایزه می‌تواند یک کتاب الکترونیکی کوتاه به‌ صورت PDF باشد که پس از هر خرید، به آدرس ایمیل مشتری فرستاده شود. مثلا اگر مخلوط‌کن می‌فروشید می‌توانید راهنمایی تهیه کنید و طرز تهیه چندین نوشیدنی میوه را که با مخلوط‌کن قابل تهیه است برای مشتری ارسال کنید. این کار برای شما هزینه چندانی ندارد و باعث افزایش فروش خواهد شد. اگر محصولاتی را می‌فروشید که کار با آن‌ها خیلی ساده نیست، می‌توانید طرز استفاده از وسیله را توضیح داده و آن را به صورت صوتی ذخیره کنید. سپس راهنمای صوتی را روی سی‌دی به مشتریان بدهید. مطمئن باشید مشتریان برای افراد دیگر نیز، از کسب‌وکار شما صحبت خواهند کرد. نکته مهم آن است که به مشتریان یادآوری کنید که شرط تعلق جایزه به آن‌ها آن است که خرید آن‌ها تا قبل از تاریخ مشخصی انجام پذیرد. بدین ترتیب فروش شما بلافاصله افزایش خواهد یافت.

۲. به مشتریان غیرفعال بفروشید

در هر کسب‌وکار ، مشتریانی وجود دارند که دیگر خرید نمی‌کنند. طبق نظرسنجی که در آمریکا صورت گرفته، مهم‌ترین دلیل آن، قطع ارتباط بین فروشنده و مشتری می‌باشد. پس در ارتباط بودن با مشتریان کلیدی مهم برای فروش بیشتر است. فهرستی از مشتریان غیرفعال تهیه کنید و سپس برای آن‌ها یک کارت پستی بفرستید و به آن‌ها یادآوری کنید که برای شما باارزش هستند. همچنین می‌توانید یک فروش ویژه برای آن‌ها در نظر بگیرید تا دوباره به مشتریان فعال شما بپیوندند. راه دیگر آن است که با آن‌ها تماس بگیرید تا محصولات جدید را به آن‌ها معرفی کنید. همیشه به خاطر داشته باشید که فروش به مشتریانی که حداقل یک‌بار از شما خرید کرده‌اند بسیار آسان‌تر از فروش به مشتریان جدید است. بنابراین همیشه با مشتریان ارتباط داشته باشید و حتی اگر آن‌ها برای مدتی از شما خرید نمی‌کنند، باز با آن‌ها تماس گرفته و ارتباط خود را با آن‌ها حفظ کنید.

۳. هیچ‌گاه تخفیف ندهید!

تخفیف یکی از هزینه‌های پنهان هر کسب‌و‌کاری است که در غالب موارد به آن اهمیت داده نمی‌شود. به جای دادن تخفیف، کالایی را معادل مقدار تخفیف به مشتری هدیه بدهید. مثلا اگر کالایی را ده هزار تومان می‌فروشید و مشتری تقاضای تخفیف می‌کند، به او یک کالای هزارتومانی جایزه دهید. با این کار به جای یک کالا دو کالا فروخته‌اید و نکته مهم دیگر آن است که کالای هزارتومانی برای شما هزینه‌ای کمتر از هزار تومان دارد. لذت تخفیف گرفتن خیلی زود به فراموشی سپرده می‌شود، ولی هدیه تا مدت‌ها در ذهن مشتری می‌ماند و بهانه‌ای برای تعریف این موضوع به دیگران می‌شود. بنابراین به تخفیف به عنوان هزینه و ضرری جدی برای کسب‌و‌کارتان نگاه کنید.

۴. هنگامی‌که مشتری محصولی را می‌خرد، محصولی دیگر نیز به او پیشنهاد کنید

یکی از یافته‌های جالب من در زمینه بازاریابی، مشاهده حالتی به نام «حالت خرید» است. مشتری معمولا در ابتدا در حالت دفاعی است، سوالات زیادی می‌پرسد، از محصول ایراد می‌گیرد و وقتی بالاخره قانع شد که محصولی را بخرد، وارد «حالت خرید» شده است. در این زمان خیلی راحت می‌توان محصولات دیگری به او فروخت. همین موضوع باعث می‌شود که وقتی شخصی یک دوربین عکاسی خرید بتوان به او یک کیف، باتری اضافی و سه‌پایه و … فروخت. مشتری برای خرید محصولات بعدی مقاومت نمی‌کند و وسواس زیادی نشان نمی‌دهد. بنابراین هرگاه مشتری کالایی را سفارش داد، کالاهای مرتبط دیگری را به او توصیه کنید. هیچ‌گاه پیش‌داوری نکنید که چون مشتری در خرید اول مقاومت زیادی نشان داده، پس کالاهای دیگر نخواهد خرید.

 

کارت ويزيت مهندسي عمران،عنوان کارت ويزيت،عناوين کارت ويزيت،انواع کارت ويزيت،کارت ويزيت عينک فروشي،کارت ويزيت عينک،کارت ويزيت عينک سازي،کارت ويزيت عينک فروشي لايه باز،کارت ويزيت عيد غدير،کارت ويزيت عينک آفتابي،کارت ويزيت عيد،کارت ويزيت عيد قربان،کارت ويزيت عينک لايه باز،کارت ويزيت عيد نوروز،کارت ويزيت غذاخوري،کارت ويزيت غذاي خانگي،کارت ويزيت غرب تهران،کارت ويزيت غذاپزي،کارت ويزيت غذاي بيرون بر،کارت ويزيت غذاي آماده

چگونه اطلاعات مشتریانمان را جمع آوری کنیم؟


چگونه می توان اطلاعات تماس مشتریان را جمع آوری کرد؟

بهترین راه برای جمع آوری اطلاعات مشتریان، ارائه محصولی رایگان در ازای تکمیل فرم اطلاعات مشتری است. بسیاری از وب سایتها از این روش برای بازاریابی و کسب درآمد برای استفاده می کنند. یکی از روشها آن است که یک کتاب الکترونیکی درست کنید و در آن راههای استفاده بهتر از محصولتان را توضیح دهید و از مشتریان بخواهید آدرس ایمیل خود را بدهند تا کتاب از طریق ایمیل برایشان ، ارسال شود.

برای ساخت کتاب الکترونیکی لازم نیست نویسنده ای حرفه ای باشید. کتاب الکترونیکی می تواند گزارشی چند صفحه ای باشد. ما در سایت مدیر سبز، کتاب الکترونیکی با نام “۱۰۱ عنوان برای ساخت تبلیغات پرفروش” با قیمت ۱۰۰۰ تومان عرضه می کنیم و کسانی که در سایت عضو شوند، ۱۰۰۰ تومان اعتبار رایگان هدیه می گیرند. پس بازدیدکنندگان دلیلی برای ثبت نام و ثبت ایمیل و مشخصات خود دارند، زیرا بلافاصله پس از ثبت نام، می توانند کتاب را خریداری کرده و آنرا دانلود کنند. با این روش، هزاران نفر در ماه، عضو سایت می شوند و مشخصات آنها در سیستم ثبت می شود.

شما هم می توانید از همین روش استفاده کنید. کافی است متنی تهیه کرده و آنرا در نرم افزار ورد تایپ کنید. سپس آنرا بصورت pdf ذخیره کنید. این امکان در آفیس ۲۰۰۷ وجود دارد. روش حرفه ای تر برای ساخت کتاب الکترونیکی استفاده از نرم افزار InDesign است. کار با آن ساده است و قدرت فوق العاده ای را در اختیار طراح قرار می دهد. این نرم افزار شامل دهها طرح آماده است و به کمک آن می توانید کتابی با طراحی حرفه ای در اختیار داشته باشید. برای تهیه محتویات از دیگران کمک بگیرید، مثلا در روزنامه آگهی چاپ کرده و از دانشجویی فعال بخواهید، چنین متنی را در ازای دریافت دستمزدی مناسب، تهیه کند.

ارائه اطلاعات با ارزش، بصورت الکترونیکی یا چاپی نه تنها شما را در زمینه کاری خود، بعنوان یک متخصص معرفی می کند، بلکه مشتریان را با شما، در تماس نگه می دارد. من بسیاری از مشتریانم را با همین روش بدست آورده ام.

حتی اگر زمان و توانایی تایپ کردن گزارش چند صفحه ای را ندارید، می توانید یک فایل صوتی چند دقیقه ای درست کرده و آنرا برای مشتریان ایمیل کنید. برای اینکار کافی است یک مجموعه هدفون و میکروفن تهیه کنید و آنرا به کامپیوتر متصل کرده و صحبتهایتان را ذخیره کنید. سپس فایل ذخیره شده را به فرمت MP3 تبدیل کنید تا حجم کمتری اشغال کند و ارسال آن از طریق ایمیل امکان پذیر باشد. اگر امکان صرف هزینه بیشتری را دارید ، فایل صوتی را روی سی دی ذخیره کرده و برای مشتریان ارسال کنید. برای ویرایش صوت و اضافه کردن موسیقی متن می توانید از نرم افزار Adobe Audition استفاده کنید. این نرم افزار یکی از قویترین ها در زمینه ویرایش فایل های صوتی است.

امروزه تولید اطلاعات روی سی دی یا دی.وی.دی بسیار ارزان تمام می شود. یک سی دی خام مرغوب با چاپ دیجیتال چهار رنگ قیمتی کمتر از ۲۰۰ تومان دارد. پس با صرف کمتر از ۲۰۰۰۰ تومان، ۱۰۰ سی دی با چاپ اختصاصی شرکت، در اختیار شما قرار می گیرد. اگر تیراژ را به ۱۰۰۰ عدد افزایش دهید، قیمت سی دی با چاپ چهاررنگ، بسیار کمتر خواهد شد. برای یافتن شرکتهایی که این خدمات را ارائه می دهند کافی است در آگهی روزنامه ها، ستون چاپ و خدمات سی دی را مشاهده کنید.

 

اگر کارتان طوری است که غالبا از سی دی استفاده می کنید ، مثلا شرکت تبلیغاتی دارید و برای مشتریان کار طراحی انجام می دهید، حتما از سی دی هایی با چاپ اختصاصی خودتان استفاده کنید و روی آن نام شرکت ، فعالیت هایی که انجام می دهید و اطلاعات تماس را ذکر کنید. اطلاعات تماس می تواند شماره تلفن ، آدرس ایمیل و همچنین آدرس وب سایت باشد.

 

قبل از تهیه اطلاعات رایگان بصورت کتاب الکترونیکی یا فایل صوتی، برای مشتری به این نکات توجه کنید.

 

۱-بزرگترین مشکل مشتریان چیست؟

 


۲-چگونه می توان به مشتریان کمک کرد تا از محصولات بخوبی استفاده کنند؟

 


۳-در کجا می توانید اطلاعاتی ارزان و با کیفیت بیابید تا به مشتریان بدهید؟

 


به مشتریان بگویید که در ازای دادن اطلاعات تماس ، این اطلاعات را برایشان ارسال می کنید.

 

روش دیگر برای جمع آوری اطلاعات تماس مشتریان، استفاده از مسابقات و یا قرعه کشی است. این روش مخصوصا برای دارندگان فروشگاه می تواند مفید باشید، زیرا دارندگان فروشگاه باید دلیلی قانع کننده ارائه دهند تا مشتری حاضر به دادن اطلاعات تماس خود باشد. هر هفته قرعه کشی را ترتیب داده و چند نفر را بعنوان برنده تعیین کرده و جوایز را ارسال کنید. سپس برای تمامی آنهایی که برنده نشده اند، پیامی بفرستید و به آنها بگوئید که متاسفیم که شما برنده نشده اید ولی می توانید تا ۳ روز، از تخفیف ویژه ۲۰ درصدی ما استفاده کنید.

 

اگر در مرکز پخش کار می کنید و مشتریان شما، خود، فروشنده هستند. می توانید هر ماه فایلی صوتی تهیه کرده و روشهایی را برای فروش بیشتر محصولتان به آنها پیشنهاد دهید و جزئیات محصول را برایشان توضیح دهید. این کار فروش شما را به مقدار قابل توجهی افزایش خواهد داد.

 

کارت ويزيت عسل،کارت ويزيت عسل فروشي،کارت ويزيت عسل طبيعي،کارت ويزيت عسل لايه باز،کارت ويزيت عسل psd،کارت ويزيت عسل فروشي لايه باز،کارت ويزيت علمي،کارت ويزيت علمي،کارت ويزيت علوفه فروشي،کارت ويزيت علافي،کارت ويزيت عسلي،کارت ويزيت عمودي،کارت ويزيت عمراني،کارت ويزيت عمران،کارت ويزيت عمودي لايه باز،کارت ويزيت عمده،کارت ويزيت عمده فروشي،کارت ويزيت عمومي،کارت ويزيت عموديpsd،کارت ويزيت بيمه عمر پاسارگاد

 

چرا مشتریان از خرید منصرف می شوند؟ دلیل پشیمان شدن آنها چیست؟


پشیمان شدن مشتری از خرید، یکی از درآورترین بلاهایی است که بر سر فروشندگان نازل می شود.

تصور کنید پس از کلی دردسر، سفارش بزرگی بگیرید و دو روز بعد ، از همان مشتری ایمیل یا فکسی به دستتان برسد………( جالب است که هیچ وقت زنگ نمی زنند! ) و در کمال ناباوری بخوانید که مشتری از تصمیم خود منصرف شده است. دردناک‌تر از این حالت وقتی است که فروشنده برای گذاشتن قول و قرار نهایی می‌خواهد با مشتری تماس بگیرد ولی گویی این آدم از صحنه روزگار محو شده است.

این مورد بیشتر در معامله‌های بزرگ مثل فروش خانه، خودرو یا پیانو اتفاق می‌افتد. بعضی‌ها تحت تاثیر احساسات تصمیم به خرید چیزی می‌گیرند، ولی بعد می‌بینند که با عقل جور در نمی‌آید یا اصلأ نمی‌توانند هزینه‌اش را بپردازند.

گروهی هم تحت تاثیر حرف دیگران از تصمیم خود منصرف می‌شوند و یا به این نتیجه می‌رسند که ارزش ندارد برای داشتن چنین چیزی با همسر خود کلی بگو مگو کنند.

حتی دولت هم پذیرفته است که گاهی پشیمانی گریبان خریداران را می‌گیرد. برای همین قانون وضع شده است که طبق آن در معامله ها باید مهلت سه روزه‌ای برای مشتری در نظر گرفت تا چنانچه تصمیمش عوض شد بتواند بدون پرداخت جریمه قرارداد را فسخ کند.

بعضی از فروشنده‌ها آن قدر ساده لوح‌اند که به این بند قرارداد به‌عنوان ویژگی معامله اشاره می‌کنند. غافل از این‌که با این کار تخم دودلی را در دل مشتری می‌کارند. تنها کاری که یک فروشنده خوب باید انجام دهد این است که جنبه‌های مثبت مسائل را بزرگ کند و ذهن مشتری را به سمتی سوق دهد که غلبه بر شک ها و تردید‌ها برایش آسان شود.

اگر فروشنده‌ای در این کار موفق نیست، دلیلش این است که جرات ندارد تا به مشتری بگوید چطور نگرانی‌هایش را رفع کند.

راهکار: به مشتری خود بگویید ممکن است وقتی به خانه می‌رود شک کند که آیا توان پرداخت این هزینه را دارد یا می‌توانسته همین محصول را جایی دیگر ارزانتر تهیه کند و یا حتی تحت تاثیر اظهار نظر دیگران مردد شود. سپس برایش توضیح دهید که در هر مورد چه کاری انجام دهد. شاید دیده‌اید بعضی از فروشنده‌ها نواری تهیه می‌کنند که در آن بطور مختصر دلایل بروز شک و تردید‌های بی‌جا و راه‌هایی از آن ها را شرح داده‌اند.

راز مهم: راز موفقیت در به ثمر رساندن یک معامله، یادآوری این نکته به مشتری است که اصلأ از ابتدا چرا سراغ چنین محصولی آمده است.

با به کارگیری روش‌هایی متنوع، دلیل اصلی انتخاب اولیه را بزرگ‌تر جلوه دهید و به نتیجه‌های منطقی و عاطفی معامله اشاره کنید. به خاطر داشته باشید که اگر فقط به یکی از جنبه‌های منطقی یا عاطفی قضیه توجه کنید، در نهایت به نتیجه دلخواه نمی‌رسید.

 

کارت ويزيت سفره عقد،نمونه کارت ويزيت سفره عقد،کارت ويزيت عشق،کارت ويزيت دفتر عقد،کارت ويزيت براي سفره عقد،طراحي کارت ويزيت سفره عقد،کارت ويزيت لايه باز سفره عقد،طرح کارت ويزيت سفره عقد،کارت ويزيت عکاسي،کارت ويزيت عکاس،کارت ويزيت عکس دار،کارت ويزيت عکاسي و فيلمبرداري،کارت ويزيت عکاسيpsd،کارت ويزيت عکاسي رايگان،کارت ويزيت عکاسي لايه باز،کارت ويزيت عکاسي لايه باز رايگان،کارت ويزيت عکس،کارت ويزيت عکس برداري

برای فروش حرفه ای این نکته ها را باید بدانید


امروزه فروش خیلی مشکل شده‌است، مشتری‌ها خیلی بد قانع می‌شوند، احساس می‌کنیم که آن‌ها همواره تخفیف می‌خواهند. تمام افرادی که در کار فروش هستند مشاهده می‌کنند که این روزها فروختن کالا یا خدماتشان مشکل‌تر شده‌است. چرا؟ به خاطر اینکه ما داریم اصول اولیه‌مان را فراموش می‌کنیم. چه زمانی ما می‌توانیم حقمان را بگیریم و بگو‌ییم که کالای ما چقدر ارزش دارد.

شما می‌خواهید ببینید که چگونه می‌توانید فروش بهتری داشته باشید سود بیشتری بدست بیاورید برای اینکار ترفندهایی را به شما یاد می‌دهم.

مشتری را مجذوب خود کنید

وقتی می خواهید یک دوست پیدا کنید، از خودتان انرژی می‌گذارید. محاسن خودتان را به او می‌فروشید، سعی می‌کنید او را مجذوب خود کنید. مشتری نیز اینگونه است، می‌خواهد شما او را مجذب خود کنید، او را تحت تاثیر خود قرار دهید. بگوید وه عجب فروشنده‌ای، عجب توانایی فروشی.
برای اینکار باید اعتماد ‌به نفس داشته باشید. نسبت به توانایی‌های خودتان دانش کامل داشته باشید. هرچه قدر فروش بیشتری داشته باشید، اعتماد به‌نفستان بالاتر می‌رود و توانایی‌هایتان را بهتر تشخیص می‌دهید.

 

روحیه برد داشته باشید

آیا ما همواره باید در فروش برنده باشیم؟ این استعداد است که بتوان همواره در زندگی برنده بود؟ اگر می‌خواهیم در فروش موفق باشیم آیا مجبوریم همواره برنده باشیم؟

تا حدود زیادی بله، وقتی که در برابر یک مشتری هستید شما دارید یک شو برگزار می‌کنید، همواره دارید یک نمایش انجام می‌دهید. بحث نمایش یک عملکرد است و وقتی بحث نمایش و عملکرد می‌شود مسلما باید در کنار آن‌ها برد باشد. اگر بتوانیم تعداد زیادی از فروش‌ها را ببریم موفق می‌شویم. برنده شدن در فروش بسیار خوب است ما می‌خواهیم که مردم ما را دوست داشته باشند، فردی شناخته شده باشیم، در این‌صورت احساس خیلی خوبی خواهیم داشت و این کار فروش را برای شما آسان می‌کند.

به مشتری دروغ نگویید، صادق باشید

وقتی شما به کالا یا خدماتتان اعتقاد نداشته باشید، امکان ندارد بتوانید چیزی به مشتری بفروشید. مشتری کاملا متوجه می‌شود که شما اعتماد به نفس کافی ندارید و ممکن است فکر کند که شما دارید به او دروغ می‌گویید، و دروغ در فروش بزرگترین اشتباهی است که یک مسئول فروش می‌تواند انجام دهد.

خیلی از افراد این‌کار را می‌کنند، خیلی هم طبیعی به نظر می‌رسد به خاطر این‌که یاد گرفته‌اند که الکی یک حرفی را بزنند اما مشتری متوجه می‌شود که می‌خواهند سرش را کلاه بگذارند. با رویکرد اشتباه وارد قضیه نشوید، صادق باشید سعی کنید مزیت‌های محصولتان را برای آن‌ها بگویید.

برای محصول یا خدماتتان ارزش قائل شوید

اگر شما برای محصول یا خدماتتان ارزش قائل نباشید، اگر متوجه نباشید، بر این باور نباشید که این بهترین محصولاتی است که دارید ارائه می‌کنید. دیگر به هیچ‌وجه نمی‌توانید سودداشته باشید. شما باید در زمان فروش به این نکته توجه داشته باشید که محصولتان محصول خوبی است به آن ارزش بدهید و نسبت به محصولتان دانش کافی داشته باشید.

چگونه بدون سختی زیاد ارزش کالا یا خدماتتان را بالا ببرید

باید با مشتریان‌ همکاری کنید و بتوانید در این زمینه محصولی بفروشید که منطبق بر نیاز‌های مشتریان باشد. باید به نیازها و مطالبات مشتریان پاسخ دهید. اگر بخواهید ثابت کنید که همه‌کاره هستید نمی‌توانید به هدف خاصتان برسید. باید در معاملات به حرف مشتریان گوش کنید، گاهی مشتریان خودشان هم نمی‌داند که چه می‌خواهند. ما باید در این زمینه دانش آن‌ها را افزایش دهیم و به آن نشان بدهیم که چقدر نیاز دارند و چقدر باید در این زمینه کار کنند.

دانش خود را در فروش بالا ببرید

مهارت‌هایتان را به خوبی بشناسید، شیوه مذاکره کردن با دیگران را یاد بگیرید، بازار را خوب بشناسید، در دوره‌های آموزشی مرتبط با شغلتان آموزش ببینید، در سمینارها و همایش‌ها شرکت کنید و از تجارب افراد موفق استفاده کنید. آنگاه شما حس می‌کنید که تنها کسی هستید که این میزان دانش را در زمینه کاریتان دارد. از این طریق می‌توانید برنده باشید و مشتری‌های خوبی داشته باشید.

 

تفاوت فروشند‌ها

اگر نمی‌توانید محصولاتتان را با قیمت مناسب بفروشید یعنی بدترین فروشنده هستید. تفاوت فروشنده‌ها در چیست؟ همه ما یکسان به دنیا آمدهایم، آیا استعداد است؟ خیر افراد با استعداد لزوما فروشنده‌های خوبی نیستند. تجربه، مهارت و دانش این‌ها هستند که به ما توانایی فروش متمایز از سایر فروشندها را می‌دهد. اکثر فروشنده‌ها وقتی برای خرید وارد مغازه‌ای می‌شوند اگر فروشنده برای کمک به آن‌ها بیاید از او فرار می‌کند جالب نه؟ چون فروشند‌ه‌ از فروشنده دیگر خوشش نمی‌آید اما باید بدانیم که احترام به فروشنده دیگر احترام به خودمان است.

بحران بعد از فروش

مشتری پس‌از خرید از شما یکدفعه دچار ترس می‌شود، که چه اشتباهی کردم نباید این‌را میخریدم باید برگردم و آن‌را پس بدهم. دائما این اتفاق می‌افتد اما به چه صورت می‌توانیم این احساس را در مشتریان از‌بین ببریم.

اگر ما به اندازه کافی به مشتریانمان آموزش داده باشیم، آن‌ها دچار این مشکل نمی‌شوند ما باید خدماتی ارائه کنیم که خودمان به آن‌ها افتخار کنیم باید طوری کار کنیم با مشتریان به گونه‌ای رفتار کنیم که آن‌ها بازهم پیش ما برگردند. اگر شما فروشنده خوبی باشید نه تنها مشتری دچار بحران پس‌از فروش نمی‌شود بلکه می‌رود و به ده‌ها نفر دیگر مزیت‌های شما را می‌گوید و این نکته خیلی مهمی است اگر کسی ارجاع ندهد شما را به دیگران این نشان می‌دهد که شما فروشنده خوبی نبودید.

لیستی از سوالات در زمینه کاریتان تهیه کنید

برای مثال اگر فرش فروش هستید از مشتری خود بپرسید: اندازه منزلتان چقدر است، دکوراسیون اتاقتان چه رنگی است.

 

به اعتراضات با متانت پاسخ دهید

شما باید پاسخگو باشید، مسئول باشید در برابر محصولی که می‌فروشید باید برای مشتریان خود وقت بگذارید و با حوصله سوالات آن‌ها را پاسخ دهید.

 

هدف داشته باشید

برای خودتان هرسال یک هدف مشخص کنید. برای مثال: من باید تا پایان امسال ۱۰۰ تا خانه بفروشم. سپس تعیین کنید برای این‌کار چه میزان وقت باید بگذارید، چه تعداد پرسنل نیاز دارید و چندتا تلفن باید بزنید.

تلفن خود را دوست داشته باشید

بعضی از شما از تلفن متنفر هستید، تصور ذهنی خود را تغییر دهید بیاید به جای اینکه از آن متنفر باشید عاشق تلفن و صدای زنگ آن ‌باشید

در کارهایتان نظم داشته باشید

به یاد داشته باشید که هرچه‌قدر منظم‌تر باشید کارآمدتر خواهید بود. اگر کارها را به موقع انجام دهید خیلی دقیق‌تر جزئیات آن‌ کار در ذهنتان باقی می‌ماند.

توازون و بالانس داشته باشید

وقتی در استخر آب را می‌روید ابتدا راه رفتن برای شما مشکل است اما به مرور اینکار راحت‌تر می‌شود و پس‌از مدتی خود جریان آب شما را به جلو هل می‌دهد و به شما در راه رفتن کمک می‌کند. در کار نیز اینگونه است وقتی کار سختی را انجام می‌دهید با گذشت زمان سختی آن‌ از ‌بین می‌رود، هرچه‌قدر بیشتر تلفن بزنید و بیشتر بفروشید کم کم خود این عمل به صورت یک جریان شما را به جلو می‌برد چون شما دانش و مهارت به دست می‌آورید، ولی گاهی اوقات منتظر می‌شوید که افراد به سراغتان بیایند این اشتباه است شما باید شروع به راه رفتن کنید.

خودتان رئیس خودتان باشید

باید در ذهنتان رئیس خودتان باشید، شما نباید دنبال رئیس بگردید باید خودتان رئیس خوب خودتان باشید.

 

راز موفقیت چیست؟

با خود بگویید ماموریت زندگی من فروش است، من به آن افتخار می‌کنم و می‌خواهم که این محصولات را به مشتریان بفروشم.

باید دانش داشته باشید، تخصص داشته باشید، حرفه ای باشید. تمرین کنید روی مهارت هایتان کار کنید، اگر به خودتان مطمئن باشید می‌توانید مشتری را تحت تاثیر خود قرار دهید.

به مشتریان خوش آمد بگویید، فکرشان را آماده خرید بکنید، اعتماد آن ها را جلب کنید، با صداقت بفروشید در این صورت بهتر از شما خرید می‌کنند.

 

کارت ويزيت لايه باز صرافي،نمونه کارت ويزيت براي صرافي،کارت ويزيت لايه باز براي صرافي،صفحه کارت ويزيت،کارت ويزيت حرکات اصلاحي،سايز اصلي کارت ويزيت،اندازه اصلي کارت ويزيت،ابعاد اصلي کارت ويزيت،کارت ويزيت صنعتي،کارت ويزيت صنايع چوبي،کارت ويزيت صنايع چوب،کارت ويزيت صنايع دستي،کارت ويزيت صنايع غذايي،کارت ويزيت صنعتي لايه باز،کارت ويزيت صنايع سنگ،کارت ويزيت صنايع آلومينيوم،کارت ويزيت صنايع چوبي لايه باز،کارت ويزيت صندلي

مهارت تلفن کردن را بیاموزید..


هر روز میلیون‌ها بار تلفن در ادارات در سراسر جهان زنگ می‌زند. آن‌چه بعد از آن رخ می‌دهد ممکن است از اهمیت زیاد یا کمتر برخوردار باشد ولی همیشه این موضوع مهم می‌باشد. ممکن است یک تماس منحصر به فرد بوده یا بخشی از یک رشته‌ تماس‌هایی باشد که کم‌کم دیدگاه سازمان یا یک شخص را از آن سوی دیگر تشکیل دهد. هر زمان که این زنگ زدن اتفاق می‌افتد نیاز به توجه و دقت دارد. کسی باید به آن جواب دهد و آن شخص باید مهارت‌های معینی را به کار گیرد تا که تماس و ارتباط، کار خود را بکند و موفقیت آمیز هم باشد.

رسیدگی به شکایات

حتی سازمان‌هایی که به بهترین نحو اداره می‌شوند تعدادی شکایات دریافت می‌کنند. ممکن است تعداد شکایات زیاد نباشند ( اقدام مدیران باید در این مورد صورت گیرد) ولی هنگامی که یک شکایتی پیش آید ممکن است غیر منتظره بوده و هر کسی که احتمالا تلفن را بر‌می‌دارد و به شکایت رسیدگی می‌کند باید بداند که چگونه این کار را انجام دهد.
این کار مخصوصا به دو دلیل مهم است. اول این‌که واکنش طبیعی انسان به شکایت ممکن است واقعا امور را بدتر کند یعنی مدافعانه ادعا کند که این کار تقصیر من نیست. چنانچه به چنین رفتار تدافعی برخورد شود، آن‌گاه تضمین پاسخی که ظاهرا مشتری نسبت به آن حساس است مشکل و دشوار می‌باشد. ممکن است مستقیما شخصی که به موضوع رسیدگی می‌کند مقصر نباشد، مشتریان حتی ممکن است در مورد این که چه کسی مقصر است بی اعتنا باشند و فقط بخواهند که موضوع هر چه زودتر، موثرتر و بدون سر و صدا حل و فصل شود.

هر چیزی که حکایت از شانه خالی کردن باشد یا اشاره به این داشته باشد که در مسیر خطای من نیست، فقط می تواند موضوع را سریعا بدتر کرده و شکایت را تشدید نماید. آن گاه می تواند دو شکل را به خود بگیرد: یکی این که چرا چیزی اتفاق افتاده و خواستار حل و فصل موضوع شده و دیگر آن که خواستار دانستن این موضوع شود که چرا بهتر از این مورد رسیدگی قرار نگرفته است.

احتمال بیشتری دارد که شکایات جدی نسبت به شکایات جزئی مورد رسیدگی قرار گیرد ولی حقیقت این است که همه‌ی شکایات مهم بوده و اهمیت دارند. طبق یک پژوهش گفته می‌شود که چنان‌چه سازمانی کاری را درست انجام ندهد مشتریان ۱۰ بار نسبت به زمانی که تحت تاثیر قرار می‌گیرند تعداد افراد را می‌گویند. بنابراین موضوع اهمیت دارد و فرصتی به شمار می‌رود.

ما با اطمینان می‌خواهیم از شکایت جلوگیری کنیم ولی اگر این شکایات رخ دهند آن‌گاه باید به صورت فرصت مثبتی برای کسب واکنش مشتری تلقی گردند. در واقع اگر مردم فکر کنند که واقعا در مورد چیزی خوب اقدام شده، شاید غیر منتظره این است که چگونه آن را مطرح کنند و آن‌گاه به احتمال قوی مایل خواهند بود که چنانچه زمینه‌های شکایت هرگز پیش نیاید، سفارش مجدد بدهند.

اهمیت شکایات

برای رسیدگی بهتر به شکایات باید مطالب زیر را درباره‌ی آن‌ها درک کنیم:

۱. آن‌ها انگیزاننده هستند

همان‌طور که توضیح داده شد مشتریان فقط ناراحت نمی‌شوند بلکه آن‌ها مصمم‌اند که رضایت به دست آورند و بنابراین احساسات بالا می‌گیرد. روی هم رفته، چنانچه عدم تحویل یک قطعه مهم و حیاتی منجر به توقف کامل خط تولید شده باشد آن‌گاه آن‌ها حق دارند که آزرده شوند.

تقصیر ممکن است متوجه فرآورده‌ها، فعالیت‌های خدماتی، خط مشی شرکت و سازمان و عملکرد شخصی بوده و همین طور عواملی خارج از کنترل مستقیم شما ( شاید هواپیمایی به خاطر بدی هوا دچار تاخیر شده باشد) ممکن است دخالت داشته باشد. برخی از این عوامل را می‌توان پیش‌بینی کرد و این‌کار کمک می‌کند که به آن‌ها رسیدگی کنیم. مثلا چنانچه مشکلی در تولید، یک اشکال کیفیتی را باعث شود آن‌گاه ما باید آماده دریافت تلفن‌هایی درباره اقلامی باشیم که در روز وقوع مشکل ارسال شده‌اند.

۲. شکایت‌ها ممکن است همیشه قابل توجیه نباشند

مشتری ممکن است اشتباه کرده باشد، بنابراین همیشه نباید بلافاصله تقصیر را پذیرفت.

۳. شکایت‌ها منبعی است از اطلاعات

این موضوع ممکن است اطلاعات مهمی باشد که به ما اخطار نماید انتظار شکایات بیشتر را داشته باشیم یا به ما کمک نماید که از آن‌ها جلوگیری کنیم یا صرفا بازخورد یا واکنش را درباره احساس مشتری به دست دهد، داشتن یک فرم اختصاصی برای مستند کردن شکایت‌ها، مفید و سودمند است. این موضوع مفید و سودمند است چون که تضمین می‌کند که هیچ اطلاعات مفیدی گم نمی‌شود ( ولی اجازه ندهید که چنین فرم‌هایی وسیله‌ای برای مقصر اعلام کردن تلقی گردد زیرا این کار مانع در کاربرد آن‌ها خواهد شد) چنین فرمی باید مطابق با هر سازمانی تنظیم گردد.

همدردی کردن

باید کاری کنید که مردم احساس کنند شما واقعا علاقه‌مندید که آن‌ها باید این مکالمه را د اشته باشند و این‌که دیدگاه آن‌ها را درک کرده و حقیقتا می‌توانید خود را به جای آن‌ها بگذارید. صداقت درونی همیشه آشکار خواهد شد و از این رو باید توجه واقعی به موضوع کنید. نشان دهید که جر و بحثی نخواهد بود، نشان دهید که حرف شاکی را قطع نکرده و حداقل از وضع روحی او با جمله‌ی متاسفم که این جوری احساس می‌کنید پوزش می‌طلبید.

در نظر گرفتن تلفن به عنوان یک وقفه و مزاحمت خیلی آسان است. تلفن کردن بدون بررسی، فقط تلفن‌های دیگری را در بر خواهد داشت. با فرض وجود فکر و به کارگیری مهارت‌های درست، تلفن می‌تواند یک سرمایه واقعی به شمار آید، وسیله‌ای که به طور روزانه و مرتب و مکرر کار می‌کند تا اثر مثبتی را بر جای گذارد.

 

کارت ويزيت صحافي،کارت ويزيت کامران صحت،کارت ويزيت دکتر کامران صحت،نمونه کارت ويزيت صحافي،کارت ويزيت مجري صحنه،طرح کارت ويزيت صحافي،کارت ويزيت صدابرداري،کارت ويزيت صدا،کارت ويزيت صدفي،کارت ويزيت صدا و سيما،کارت ويزيت استوديو صدا،صدور کارت ويزيت،صدور کارت ويزيت الکترونيکي،کارت ويزيت صرافي،کارت ويزيت براي صرافي،نمونه کارت ويزيت صرافي،طراحي کارت ويزيت صرافي،طرح کارت ويزيت صرافي

فروش خود را بدون تبلیغات زیاد کنید!!


در سال ۲۰۱۰ یک شرکت کوچک مستقر در کالیفرنیا به نام اینستگرام درهای خودرا برای شروع یک کسب و کار گشود. این شرکت که سرمایه زیادی نداشت، تنها با داشتن چهار کارمند دیدگاهی مبنی بر شکست کداک را در سر می‌پروراند. این از نظر دیگران شاید زیاد عملی به نظر نمی‌رسید اما ۱۸ ماه بعد این شرکت ۴ نفره که دیگر ۱۴ کارمند داشت به قیمت یک میلیارد دلار فروخته شد.

این معامله توانست تیترهای دنیا را تغییر دهد. اینستاگرام تحول تازه‌ای در صنعت دیجیتال با خود به همراه داشت. این محصولات همگام با نسلی که عادت کرده بود هر تصویری را با آیفون ضبط کند حرکت می‌کرد و کارکرد این دوربین‌ها آن‌قدر خوب بود که عکس‌های گرفته شده توسط هر شخص مبتدی را به عکس‌های حرفه‌ای تبدیل می‌کرد.

اجازه دهید کمی به عقب برگردیم. در سال ۲۰۰۳ یک شرکت کوچک سازنده بازی‌های موبایل در فنلاند شروع به کار کرد. با سرمشق گرفتن از شرکت هاسبرو که در آمریکا یکی از غول‌های سازنده بازی‌های دیجیتالی بود؛ تصمیم گرفت تا یک بازی ساده، سرگرم‌کننده و ارزان ایجاد کند. نوکیا نیز با فعالیت در همین کشورتوانسته بود به سلطه جهانی در صنعت دیجیتال دست یابد؛ اما این شرکت آمده بود تا از تلفن‌های هوشمند طبق پلت فرم خودشان استفاده کند. شش سال بعد شرکت راویو بازی پرندگان خشمگین یا انگری‌برد معروف را ارائه کرد. در ماه می‌۲۰۱۲ این شرکت اعلام کرد که از این بازی یک میلیارد نسخه دانلود شده است.

اینستگرام و انگری‌برد پدیده‌های منحصربه فردی نیستند. مثال‌های زیادی از این قبیل مانند اسکایپ و سایت‌های معروف فروش آن‌لاین، با داستان‌های مشابه این‌چنینی در دنیای ارتباطات از راه دور وجود دارند. شرکت‌های تازه تاسیسی که با وجود داشتن شانس، برای رسیدن به موفقیت در برابر شرکت‌های شناخته شده و ماهر قد علم می‌کنند.

تمام شرکت‌های مذکور تنها با یک ایده شروع به کار کرده‌اند. می‌توانید تصور کنید که رقابت با بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا می‌تواند چقدر سخت باشد؟ قابل ذکر است که یافتن ایده راحت‌ترین بخش کار است، قسمت سخت کار این است که بتوانید کاری کنید تا شرکت شما به این باور برسد.

در سال ۲۰۱۰ روی دیوار دفتر مرکزی یک سایت فوق موفق این جمله نوشته شده بود: «عملگرا بودن بهتر از ایده‌آل‌گرا بودن است» مفهوم ضمنی این شعار این است که شما باید ایده‌ها را قبل از اینکه منسوخ شوند باور کنید و به کار ببندید.

بزرگ‌ترین رویای من به عنوان یک بچه، وقتی ۸ ساله بودم برآورده شد. آرزوی من بازدید از آزمایشگاه تحقیق و توسعه شرکت لگو(یک شرکت معروف ساخت اسباب بازی) بود تا به جایی بروم که اسباب بازی‌ها قبل از راه یافتن به بازار ساخته می‌شوند. هرگز ملاقاتی که با طراح اصلی شرکت لگو را وقتی قطار جدیدش را به من نشان داد فراموش نخواهم کرد. برای من این جالب‌ترین چیزی بود که تا آن زمان دیده بودم.

از او پرسیدم که چه زمانی می‌توانم این اسباب بازی را خریداری کنم؟ و او پاسخ داد: «حدود سه سال بعد» این پاسخ برای من خیلی مبهم بود؛ مگر چقدر امکان داشت که ورود این اسباب بازی به بازار طول بکشد؟ پاسخ او بسیار ساده بود: «چون این‌جا شرکت لگو است.» چند سال بعد لگو به بیشترین افت فروش خود نسبت به گذشته رسید. این اتفاق در همان سال‌هایی افتاد که بازی‌های کامپیوتری در حال تسخیر بازار بودند. این امر باعث شد که شرکت لگو بازه زمانی برای برنامه‌ریزی تحقیق و توسعه خود را از بیست سال به یک سال آینده محدود کند.

یکی دیگر از شعارهای این سایت اینترنتی می‌گوید: «سریع حرکت کن و ساختار فعلی را بشکن.» صد برند مطرح معرفی شده توسط مجله فورچون نه تنها به این جمله پایبندند، بلکه این را در عمل نیز نشان می‌دهند؛ شرکت‌هایی مثل گوگل،اپل،آمازون و شاید سامسونگ. وجه اشتراک این شرکت‌ها این است که همگی از تکنولوژی‌های نوآورانه با سبک جدیدی از رهبری استفاده می‌کنند.

تا چندی پیش سونی به عنوان شرکت پیشرو در صنعت الکترونیک بود؛ اما پس از مدتی مرتکب اشتباهاتی شد. آیا فکر می‌کنید با مشکل کمبود ایده مواجه بود؟ با صحبت‌هایی که با متخصصان در این زمینه انجام داده‌ام، اسم این اشتباه را تکبر و غرور می‌گذارم. البته تا حدی نیز پیش زمینه‌های فرهنگی در این امر دخیل بوده‌اند. همواره در طول تاریخ اختلافاتی بین ژاپنی‌ها و کره‌ای‌ها وجود داشته است.چند سال پیش، سامسونگ که یک شرکت کره‌ای است به شرکت ژاپنی سونی پیشنهاد همکاری برای ساخت نماشگر‌هایLCD را داد. این‌طور که گفته می‌شود شرکت سونی به دلیل پیشینه فرهنگی موجود، این پیشنهاد همکاری را بطور مودبانه رد کرد. اما امروزه می‌بینیم که شرکت سامسونگ به تنهایی در شش بخش صنعت الکترونیک در آمریکا پیشرو است.

روی دیوار شرکتی دیگر شعار دیگری توجهم را جلب کرد که نوشته بود: «بگذارید تا مشتری برند را بسازد.» شرکت مذکور اسکایپ بود. اسکایپ هنوز جزء صد برند معروف مجله فورچون نیست اما با درآمد هشت و نیم میلیارد دلاری که برای مایکروسافت دارد، می‌تواند در این لیست قرار بگیرد. این شعار به زودی در دنیای توسعه‌یافته کنونی به حقیقت خواهد پیوست. به یاد داشته باشید که اسکایپ کمتر از ۹ سال دارد اما آیکون آبی آن در صفحه نمایش کامپیوتر میلیون‌ها نفر دیده می‌شود؛ بدون اینکه از هیچ آگهی اختصاصی برای تبلیغ آن استفاده شده باشد.

من همیشه چالش اسکایپ را با مراجعینم مطرح می‌کنم. اگر نمی‌توانستید هیچ‌گونه تبلیغاتی داشته باشید و همزمان باید فروش را نیز افزایش می‌دادید،چه می‌کردید؟ تعجب خواهید کرد اگر بدانید هر فرد عادی می‌تواند چقدر خلاق باشد. اما چیزی که بیشتر تعجب‌آور است این است که اکثر افراد از این خلاقیت خود استفاده نمی‌کنند. یک مدیر اجرایی می‌گفت ما مجبور به استفاده از خلاقیت دیگران نیستیم؛ زیرا خودمان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های موفق جهان را اداره می‌کنیم.

شاید گفته او در بازه زمانی معینی صحیح بوده است، اما اکنون واقعیت این است که شرایط زمان حال از قواعد و قوانین دیگری پیروی می‌کند که در عین حال ساده و قدرتمند هستند. به هرحال استفاده درست از این قوانین قسمت سخت کار است. اگر ادعای شما این است که با شعار «عملگرا بودن بهتر از ایده‌آل‌گرا بودن است» شرکت‌تان را مدیریت می‌کنید و دیگر همکاران‌تان به همراه شما تصمیم به چابک بودن و شکستن چارچوب‌ها دارند، از آن‌ها بپرسید آیا این قدرت را در خود می‌بینند که دست از تبلیغات بردارند یا نه؟ به احتمال زیاد پاسخ آن‌ها همچنان نه خواهد بود؛ چون جسارت و شجاعت چنین کاری را ندارند.

اما هم اکنون هم کسانی هستند که این شعار را بر دیوار شرکت خود نصب کرده‌اند و با امکانات کم با شجاعت دست به عمل می‌زنند، چون این یکی از قوانین امروز است، نه فردا.

 

کارت ويزيت نصب ايزوگام،کارت ويزيت نصب دزدگير،کارت ويزيت صورت،کارت ويزيت صوتي تصويري،کارت ويزيت صوتي،کارت ويزيت صوتي و تصويري،کارت ويزيت صوت و تصوير،طرح کارت ويزيت صوتي تصويري،نمونه کارت ويزيت صوتي و تصويري،کارت ويزيت سيستم صوتي،کارت ويزيت سيستم صوتي ماشين،کارت ويزيت لوازم صوتي و تصويري،کارت ويزيت لايه باز صوتي تصويري

روش های جدید و شگفت آور کسب درآمد


مجله اسلیت مقاله‌ای از لدبتر نوشته در مورد شمار روزافزون فروشندگان از کار برکنار شده با عنوان «مرگ یک فروشنده». این کاستی نگران‌کننده در تعداد فروشندگان و چگونگی بروز آن، به توضیح درباره مشکلات اقتصادی آمریکا اشاره می‌کند.

لدبتر می‌گوید هزاران فروشنده شغل خود را به دلیل وجود اینترنت از دست داده‌اند و گفته او نیز صحیح است. او این فروشندگان را «خرده‌فروش» نامید.

فروش مستقیم B2C یا(Business to Consumer)

یک روند غیر قابل انکار در اینترنت است. جمعه سیاه (جمعه بعد از روز شکرگزاری که معمولا در اواخر ماه نوامبر قرار دارد و آن را شلوغ‌ترین روز فروش نامیده‌اند) اکنون یک رقیب دارد: دوشنبه مجازی (دوشنبه بعد از جمعه سیاه که در آن روز خریدهای آن‌لاین فراوانی انجام می‌شود) و در این میان دوشنبه مجازی برنده میدان است. (فروش بیشتری دارد).

مردم به دلایلی مانند راحتی، قیمت و در دسترس بودن خرید آن‌لاین انجام می‌دهند. مردم آن‌لاین خرید می‌کنند تا مجبور به رانندگی تا مغازه‌ها و مراکز خرید و چانه زدن با فروشندگان نشوند.

امروزه اقلامی مانند: کتاب، آلبوم‌های موسیقی، وسایل الکترونیکی، لوازم خانگی، کفش، لباس، تجهیزات پزشکی، مبلمان، و هدایایی از هر نوع، از شرکت‌های مختلفی در سراسر دنیا، توسط میلیون‌ها نفر و بدون دخالت هیچ فروشنده‌ای خریداری می‌شود.

مردم روز به روز به خرید آنلاین بیشتر روی می‌آورند و این به معنی کاهش شغل‌های خرده‌فروشی‌ست. اما… آیا این واقعا بر اقتصاد تاثیر می‌گذارد؟

خیر! فروش به طور کلی در حال افزایش است؛ بنابراین اقتصاد با یا بدون وجود فروشندگانی که در حال جایگزین شدن هستند تغییری نخواهد کرد (یا حتی بهتر نیز خواهد شد). می‌توان اسم این را «پیشرفت» نامید.

و این علاقه به خرید آنلاین به وسیله اخباری که شرکت‌های آنلاین از قدرت سرویس‌دهی خود منتشر می‌کنند تشدید می‌شود. زاپوس دات کام (یک سایت فروش لباس و کفش) و آمازون نمونه‌های کلاسیک در این زمینه هستند. اکنون بعضی از شرکت‌ها هم فروش سنتی و هم فروش آنلاین دارند. اگر از مدیران اجرایی آن شرکت‌ها بپرسید که کدام نوع را ترجیح می‌دهند، من به شما می‌گویم که ترجیح آن‌ها با فروش آنلاین خواهد بود.

خرده‌فروش آن‌لاین می‌تواند یک محصول را ارزان‌تر از فروشنده سنتی بفروشد، زیرا به دلیل کمتر بودن یا عدم هزینه اجاره مکان و دستمزد فروشنده متحمل سربار کمتری نسبت به نوع سنتی مشابه خود است.

این لزوما خبر بدی نیست. این فقط یک خبر است و بهتر است فروشندگان به آن توجه کنند. اقتصاد با نبود فروشندگان آسیبی نمی‌بیند.

اکنون زمان این رسیده است که فروشندگان به مطالعه درباره بازار بپردازند و ببینند در کجا امکان استفاده از فرصتی بلندمدت را خواهند داشت. این فرصت‌های موجود را همراه با علاقه‌هایی که در زمینه‌های خاص دارند ترکیب کنند و تصمیم بگیرند که بهتر است چه کاری انجام دهند.

اکنون زمان سپاسگزاری و شادی است -نه زمان گله کردن، دست‌پاچه یا پشیمان شدن. اکنون زمان این است که برای یک سال و حتی ده سال خود برنامه‌ریزی کنید.

شغل‌های مرتبط با فروش هرجایی که اقتصاد اقتضا کند رشد خواهد کرد. بهداشت و درمان درحال رشد است چرا که جامعه درحال پیر شدن است. می‌توانید از این‌جا شروع کنید. تکنولوژی گسترش خواهد یافت و شغل‌های خاصی برای فروش ایجاد خواهد کرد. نگاهی به پتانسیل‌های موجود در این زمینه بیندازید و اینترنت هم به دلیل رشد غیرقابل انکار خود، همه نوع شغلی به خصوص شغل‌های مربوط به فروش ایجاد خواهد کرد. افرادی که شغل‌شان را در فروش لباس از دست داده‌اند باید به کلمات جستجو شده رایج در گوگل برای به روز کردن اطلاعات خود دقت بیشتری کنند. گوگل یک شرکت نیست؛ بلکه یک جامعه و یک فرهنگ است.

آقای لدبتر در مقاله خود تنها به بخش خرده فروشی پرداخت و به بخش بزرگ‌تر توجهی نکرد. این درست است که تعدادی از شغل‌ها منسوخ خواهند شد اما در پی آن ده برابر شغل امکان ایجاد شدن پیدا خواهد کرد.

نسخه اصلی ماجرای «مرگ یک فروشنده» در سال ۱۹۴۰ توسط آرتور میلر منتشر شد. داستان درباره یک پسر منفی‌نگر به نام ویلی بود که از تغییر دادن روش‌های خود متناسب با تغییرات جامعه امتناع می‌ورزید. او در نهایت شکست خورد و از دنیا رفت و به همین ترتیب اگر شما هم از اتفاقات دوروبرتان مطلع نباشید، همین اتفاق برای شما هم خواهد افتاد.

کسب‌وکار آنلاین هم یک انقلاب و هم یک تحول است. قاتل شغل نیست -بلکه اشتغال زاستو به شما و من به عنوان یک مشتری این امکان را می‌دهد که بدون مصرف ۳ دلار گازوئیل یا ناچار بودن برای پیدا کردن پارکینگ در روزهای تعطیل که کار مشکلی است تنها با کلیک کردن خرید مورد نظر خود را انجام دهید.

و بله، سنت‌ها همچنان وجود دارند؛ هنوز هستند کسانی که عاشق خرید کردن از مغازه‌ها هستند. کسانی که کتاب‌های بزرگ را به کتاب‌های الکترونیکی ترجیح می‌دهند و کسانی که دوست دارند قبل از خرید هر چیز، آن را لمس کنند. اما آن‌ها (و من) در حال پیر شدن هستیم.

افراد زیر ۲۰ سال اینترنت را اولین منبع برای ارتباطات، خرید و دانلود کردن می‌دانند. به خرید آنلاین عادت کنید، فرصت‌های فروشی که ایجاد می‌شود درک کنید و از آن‌ها بهره‌مند شوید. اگر شما این کار را نکنید، به زودی دیگران از شما (به عنوان مشتری) چنین استفاده‌هایی خواهند برد.

 

کارت ويزيت صادرات و واردات،کارت ويزيت صافکاري و نقاشي،کارت ويزيت صافکاري لايه باز،کارت ويزيت صادرات واردات،کارت ويزيت صافکاري نقاشي،کارت ويزيت صافکاري و نقاشي اتومبيل،کارت ويزيت صادرات،کارت ويزيت صبحانه،کارت ويزيت نصب دوربين مدار بسته،کارت ويزيت نصب ماهواره،کارت ويزيت نصب دوربين،کارت ويزيت نصب کولر،کارت ويزيت نصب آنتن،کارت ويزيت نصب کاغذ ديواري،کارت ويزيت نصب کابينت


طراحي کارت ويزيت،طراحي،دانلود کارت ويزيت،لايه باز کارت ويزيت،نمونه کارت ويزيت،چاپ،چاپ کارت ويزيت،عکس،عکس کارت ويزيت،قيمت کارت ويزيت،کارت ويزيت پي اس دي،کارت ويزيت psd،ساخت کارت ويزيت،نرم افزار طراحي کارت ويزيت،سايز کارت ويزيت،ويزيت آماده

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما