پیوند ها

الف. فردی را توصیف کنید که بیشترین احتمال را دارد به محصول شما نیاز داشته باشد یا آن را بخواهد.
ب. چرا باید خواهان خرید محصول شما باشد؟
پ. وقتی انگیزه را بدانید میتوانید محصولتان برای پایه مشتری درست هدفگذاری کنید.
ت. نمیتوانید محصولی را قبل از تعریف و استقرار بفروشید.
توجه: یک شرکت دارویی یک داروی سرماخوردگی را کنار گذاشت، چرا که نمیتوانست خوابآلودگی ناشی از آن را کنترل کند. یک نفر دیگر آن را NyQuil نامید و به عنوان داروی سرماخوردگی هنگام خواب معرفی کرد. این دارو به پرفروشترین داروی سرماخوردگی بازار تبدیل شد. صرف این که محصولتان خوب است فروش آن را تضمین نمیکند. باید آن را به درستی تعریف کنید. و این کاری است که بازاریابی انجام میدهد.
الف. سیستم پست ایالات متحده افزایش نامحسوس هزینهی نامهها و کارت پستالهای ارسالی را پیشنهاد کرده است ـ اما تمبرهای درجه یک “همیشگی” همان ۴۹ سنت مانده است.
تحت بایگانی با کمیسیون تنظیم مققرات پستی، نامههای مقصدهای بینالمللی از ۱.۱۵ دلار به ۱.۲۰ دلار میرسد. در حالی که کارتهای پستال از ۳۴ سنت به ۳۵ سنت میرسند.
ب. کارتهای پست حس فوریت را به مشتری القا میکند. شاید نامه تان را نخوانند اما پشت کارت پستال را میخوانند. ( شما ۳ ثانیه وقت دارید پیامتان را برسانید. این متوسط زمانی است که افراد به یک تبلیغ نگاه میکنند.)
پ. با استفاده از یک کارت پستال همیشه جلوی چشم است. و علاوه بر فرد گیرندهی کارت پستال، سایر مشتریان بالقوه نیز آن را خواهند دید.
الف. یک فرم نظرسنجی را به مشتریانتان ارسال کنید تا انگیزههای آنها را برای خرید پیدا کنید.
ب. کجا کار میکنند؟ چه مجلاتی میخوانند؟ گروه سنی آنها چیست؟
پ. این اطلاعات به شما خواهد گفت کجا و چگونه به گروه هدفتان دسترسی داشته باشید.
ت. برای تکمیل نظرسنجی یک هدیه یا تخفیف در نظر بگیرید.
الف. به مشتریان بالقوه خود اطلاعات تکمیلی مرتبط با کسب و کار ارائه کنید.
مرحله ۱: به مشتریانی که تخصصتان را نمایش میدهند، یک فکت شیت رایگان ارائه دهید.
مرحله ۲: این مشتریان را به فهرست پست خود اضافه کنید و غالبا به آنها نامه دهید.
الف. به مشتریانتان کارتهای تبریک بفرستید (تاریخهای آنها را میتوانید از نظرسنجیهایتان استخراج کنید).
ب. یک کوپن یا پیشنهاد ویژه در آن بگنجانید یا از محصولی که میتوانند به عنوان هدیه برای خود بخرند صحبت کنید.
الف. هزینههای تبلیغات را با یک شرکت دیگر شریک شوید.
ب. شراکت در هزینهها باعث میشود بتوانید تبلیغات بزرگتر و باکیفیتتری چاپ کنید.
پ. آیا میتوانید محصولتان را با محصول دیگری ترکیب کنید؟ (مثلا یک روغن موتور را همراه قیف ابداعی جدید خود بستهبندی کنید.)
الف. تحقیقات نشان میدهد یک پیام برای به خاطر سپرده شدن باید تکرار شود.
ب. به هر فرد چندین با نامه بفرستید.
پ. اگر تیلیغات میکنید، جایی آن را انجام دهید که بتوانید چندین بار دیگر هم آنجا تبلیغات انجام دهید.
الف. قبل از آن که تبلیغات پ هزینه انجام دهید، یک ایدهی جدید را با تلفن امتحان کنید.
ب. پاسخ حاصل از ۱۰۰ تماس تلفنی به مثابه ارسال ۱۰۰۰ نامه است.
پ. شما نتایج سریعتری کسب خواهید کرد، هزینهی کمتری برایتان خواهد داشت و ورودی و بازخورد بهتری تولید خواهید کرد.
الف. رقبایتان قیمت را بالا بردهاند؟ شاید بهتر است شما هم همین کار را بکنید.
ب. قیمتهای بالاتر شما را از جمعیت جدا میکند و به نوعی کیفیت بهتر محصول شما را القا میکند، و آن را شایستهی یک قیمت بیشتر نشان میدهد. BMW با Yugos رقابت نمیکند.
پ. در این حوزه مراقب باشید. مشتری باید ارزش قیمت بالاتر را ببیند.
الف. آیا میتوانید محصول یا خدماتتان را با محیط زیست، المپیک، یا رقابتهای جهانی پیوند دهید؟
ب. به وسیلهی همکاری با گروههای شناخته شد، اعتبار ارزشمندی کسب کنید.
الف. از عکسهای خود و کارمندان تان برای تبلیغات استفاده کنید.
ب. نقل قولی از فردی که در تصویر حضور دارد صمیمت را منتقل کرده و باعث ایجاد اعتماد دیگران به شرکتتان میشود.
پ. وقتی در سمینارها و برنامهها از تصاویر استفاده شود، پاسخ به آنها به حد چشمگیری افزایش مییابد.
الف. حتما برای تبلیغاتتان محدودیت زمانی بگذارید.
ب. مراقب تاریخهای انقضا باشید. (پیشنهاد ویژهتان چه روزی به پایان میرسد؟)
الف. برای محصولاتی که امنیت، ایمنی یا سلامت شخصی را افزایش میدهند، ترس میتواند یک ابزار تقویت کنندهی موثر در کسب وکار باشد.
ب. اگر الان محصول شما را نخرند، ضرر خواهند کرد. مثلا یک تخفیف یا یک هدیهی ویژه را از دست خواهند داد. ترس از دست دادن از انتظار بهدست آوردن قویتر است.
الف. به انتشارات محلی، نامههایی حاوی موضوعات مرتبط با کسب وکارتان بفرستید.
ب. محصول یا کسب وکارتان را به رویدادهای جدیدی که در صدر اخبار هستند پیوند بزنید.
پ. اگر نام شما و نام کسب وکارتان چاپ شده باشد احتمالا مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
ت. به عنوان متخصصی در حوزهی خود شناخته خواهید شد.
ث. شما این اطلاعات را به خاطر یک وبسایت اینترنتی یا یک تبلیغ محلی یا ملی در اختیار دارید.
الف. تبلیغاتی بخرید که ماهها طول بکشد، نه فقط چند دقیقه. (نشریات زرد محلی یا آنلاین)
ب. علائم مغناطیسی برای خودروها یا ونها بسازید. پشت اتومبیلتان را فراموش نکنید. علائمی را روی شیشه عقب و پشت کامیونها بچسبانید. بیشتر مشتریها با رانندگی کنار وسیلهی شما آدرس یا شماره تلفن را برنمیدارند. احتمال این کار پشت چراغ قرمز بیشتر است.
پ. از برچسبهای سپر یا تیشرتهایی با طرح زیرکانه استفاده کنید.
ت. اگر یک تبلیغ رنگ گرانقیمت را چاپ میکنید از مسئول آن بخواهید قیمت چاپخانه را نیز درج کند.
ث. بیرون بروشور را طوری طراحی کنید که ثابت بماند و در آینده فقط داخل آن را تغییر دهید. به این ترتیب میتوانید بروشورهای خالی را چاپ کنید و دم دست نگه دارید. سپس با تغییر پیامهای تبلیغاتیتان فقط داخل آنها را چاپ کنید.
ج. با چاپ تعداد زیادی در همان ابتدای کار، در هزینههای خود صرفهجویی خواهید کرد. بعدها نیز تنها با چاپ آن چه متناسب با تغییرات شرکتتان نیاز دارید، صرفهجویی بیشتری خواهید کرد. از بروشورهای قدیمی و از مد افتاده پرهیز کنید.
الف. حتما از مواد بستهبندی درجهی یک برای کارتهای تبلیغاتی، سربرگها، بروشورها و غیره استفاده کنید.
ب. رقبایتان از چه موادی برای تبلیغات استفاده میکنند؟
پ. اگر نمیتوانید از پس هزینهی بروشورهای ۴ رنگ برآیید، از دو یا سه رنگ استفاده کنید. استفاده از رنگ پاسخ به آن را تا ۲۶٪ افزایش میدهد.
ت. اگر نمیتوانید تبلیغات ۲ رنگ چاپ کنید… از اسکرین استفاده کنید.
توجه: اسکرین نام دیگری است برای سایه (تاریکتر) یا تهرنگ (روشنتر). برای مثال: یک گل فروش برای حاشیههای بروشور گلهای قرمز و برای متن ان رنگ مشکی را انتخاب میکند. یعنی دو رنگ. رنگ صورتی ۵۰٪ تهرنگ قرمز دارد، پس یک رنگ دیگر محسوب نمیشود. میتوانید تعدادی گل صورتی را هم به آن اضافه کنید و هزینهی اضافی اندکی برای آن بپردازید یا اصلا هزینهای برایتان نداشته باشد. به این ترتیب در ظاهر سه رنگ قرمز، صورتی و مشکی را دارید. با استفاده از رنگ خاکستری (ته رنگی از مشکی)، میتوانید با هزینهی یک بروشور ۲ رنگ، بروشوری ۴ رنگ داشته باشید. گران به نظر میرسد در حالی که این طور نیست.
الف. از کارت ویزیتتان یک بروشور کوچک بسازید. اگر به نقشه یا اطلاعات دیگر نیاز دارید از پشت کارت استفاده کنید. وقتی خودتان نیستید کارتتان نمایندهی شماست.
ب. هزار کارت ویزیت ۲ رنگ حدود ۳۰ الی ۶۰ دلار هزینه برمیدارد اما ارزشش را دارد.
پ. کارتهای رقبایتان چه شکلی است؟ چه پیامی به شما منتقل میکنند؟
ت. به شرکای کاری که ممکن است بتوانند کسب و کارتان را تبلیغ کنند، چندین کارت ویزیت بدهید. به هر کسی که ملاقات میکنید کارت بدهید، و در هر نامه (و حتی صورتحسابها) نیز کارت بگذارید.
توجه: جو گیرارد، فروشندهی اتومبیل معروف، عادت داشت در مسابقات فوتبال از صندلیهای قسمت بالایی یک مشت کارت ویزیت را مانند کاغذ رنگی به هوا بیندازد تا روی سر کسانی بیفتد که روی صندلیهای گرانقیمت پایین نشسته بودند. پشت هر کارت برای خرید هر ماشین در دوشنبهی بعدی، تخفیفی در نظر گرفته شده بود.
الف. با یک پیشنهاد ویژه از مشتریان خود تشکر کنید.
ب. از هر کسی که کسب وکارش را به شما ارجاع میدهد با یک کارت شخصیسازی شده، یک تماس تلفنی، یک تخفیف، گل، شام یا حتی یک حق کمیسیون تشکر کنید.
پ. از تامینکنندگان قابل اطمینانتان با یک نامه و افزایش سفارشات تشکر کنید.
ت. مردم مهربانی شما را به خاطر میآورند.
الف. فروشندگان؟ رانندگان؟ بله. آنها هم آنقدر اهمیت دارند که این سرمایهگذاری کوچک را انجام دهید.
ب. آنها از ارائهی کارت ویزیت به هر مشتری به خود میبالند.
پ. آنها از کارت ویزیت در خانواده و جمع دوستانشان استفاده میکنند و نام شما به مکانهای خیلی بیشتری خواهد رسید.
الف. آیا شرکتی وجود دارد که تحسیناش کنید؟ استراتژیهای بازاریابیاش را تحلیل کنید.
ب. استراتژیهایی را که به دردتان میخورد به کار بگیرید و بهبودشان دهید.
پ. از چیزهایی استفاده کنید که جواب میدهند. تبلیغاتی که شما را جذب کرده و توجهتان را جلب میکند جمعآوری کرده و آنها را با کسب و کار خودتان تطبیق دهید.
الف. مشتریان و دوستان را به کسب وکار یا فروشگاه خانگیتان دعوت کنید، از آنها پذیرایی کنید و نمایشگاه جالبی از محصول یا خدمات تان را برنامهریزی کنید.
ب. خرید یا سفارش محصول را برای مشتریانتان آسان کنید. کارت اعتباری و چک را قبول کنید و فرمهای اعتباری طولانی و پیچیده را حذف کنید.
پ. صمیمی و خوش مشرب باشید. اگر شخصیتتان این طور نیست از یک دوست بخواهید پذیرای مهمانان باشد.
الف. کالای ویژه و مفیدی پیشنهاد کنید که ارزش نگهداری را داشته باشد و به عنوان یادآور کسب و کارتان عمل کند. یک نامه بازکن، لیوان ماگ قهوهخوری، گیره کاغذ و غیره. در نشریات زرد دنبال چیزهای تازه باشید.
الف. باید متعهد باشید. پول را به کار بگیرید و آن را به حال خود بگذارید. بذری بکارید که بعدها رشد کند.
ب. باید ثابت قدم باشید. چرا مکدونالد هر روز در هر شبکهای تبلیغات میکند؟ کسی در امریکا هست که اسم مک دونالد را نشنیده باشد. پیام بازاریابی باید مدام مورد تاکید قرار بگیرد. اگر مشتریهایتان اسم شما را نشنوند، شما را از یاد خواهند برد.
پ. باید اعتماد به نفس داشته باشید. بیشتر برنامههای بازاریابی برای تولید حتی حداقل نتایج، حداقل ۶۰-۹۰ روز طول میکشند. صبور باشید، تلاشهایتان در طولانیمدت جواب خواهد داد.
الف. صادقانه به مشتریانتان محصولات و خدمات مفیدی ارائه دهید که شما و مشتریانتان را خرسند کند.
ب. کاری را انجام دهید که عاشقش هستید و پول به دنبالش خواهد آمد.
الف. هر فصل تعدادی از این مشاوران (دوستان، خانواده، شرکای کاری که نطرات و قضاوتشان برای شما ارزشمند است) را در اتاقی گرد هم آورده و اجازه دهید تمام جنبههای کسب و کارتان را مورد انتقاد قرار دهند. تنها به بهای یک ناهار خوب این “هیات مشاوران” میتوانند نگرش متفاوتی به شما بدهند.
ب. نازک نارنجی نباشید، شاید به شما یا محصولتان سخت بگیرند اما هدف از این کار همین است. آنها میتوانند مشکلاتی را ببینند که شما نمیبینید. از طریق این تجارب است که رشد میکنید.
الف. وقتی دربارهی محصول یا خدماتتان به مشتریان توضیح میدهید، هر ۳۰ الی ۴۵ ثانیه مکث کنید و یک سوال بپرسید و ببینید آیا پیامتان دریافت شده است. اگر از شما خواستند ادامه دهید یا خواستند یادداس بردارند، کارتان را درست انجام دادهاید.
ب. اگر پیامتان به درستی دریافت نشود نمیتوانید چیزی بفروشید.
الف. هیچ یک از موارد زیر را فرض نکنید
۱. مشتری نمیتواند از پس خرید برآید.
۲. مشتری آن را نخواهد خرید.
۳. مشتری محصول را درک نمیکند.
۴. مشتری بیش از یکی نمیخرد.
۵. مشتری قیمت رقبایتان را پیدا نمیکند.
۶. مشتری از شما خوشش نمیآبد.
ب. از سوی دیگر، فرض نکنید که عکس آنها هم درست است.
پ. به محصول یا خدماتتان و نیازی که میتواند برطرف کند، اعتماد داشته باشید.
الف. اسکیموها و موریانهها، نهنگها و خانههای عظیم را به یک صورت میخورند… با لقمههای کوچک.
ب. شروع یک شرکت یا معرفی یک محصول جدید را اگر انجام شده در نظر بگیرید کار بزرگی است. جنرال موتورز هنگام تاسیس به اندازه الان بزرگ نبود، و بدون هیچ مشتری در نخستین روز کاری درهایش باز کرد، درست مانند شما.
پ. مدیریت خوب، موقعیتیابی درست یک محصول، و نگرش “هرگز تسلیم نشو”.
ت. حتی با لقمههای کوچک هم یک وعده ممکن است بیشتر از توان شما شود.
توجه: مسئلهی مجلهی موفقیت داستان هرب وست است که در سپتامبر ۱۹۹۲اتفاق افتاد. او شرکتی را تاسیس کرد که ضد قوانین CPA در هر ایالتی بود. او کسب و کارش را با کارت اعتباری شخصیاش اداره میکرد. در برههای ۴۰۰،۰۰۰ دلار بدهکار بود و تحت پیگرد قانونی قرار گرفته بود. بانک اتومبیلاش را مصادره کرد. اما او هرگز تسلیم نشد. او میگوید “من همیشه میدانستم موفق میشوم.” نه سال بعد ۹ ایالت قوانینشان را تغییر داده بودند و وست مدیرعامل یک شرکت ۳۶ میلیارد دلاری بود. این نوع قاطعیت، انگیزه و نگرش است که به موفقیت منجر میشود… شما آن را دارید؟
الف. کتابخانه بیش از هرکسی راجع به کسب و کار اطلاعات دارد.
ب. کتابدارها اطلاعاتی را که نیاز دارید جستوجو کرده و پیدا میکنند. با این کار واقعا در زمان صرفهجویی میکنید.
پ. دو هفته کتابها را بررسی کنید و آنهای را که میخواهید به کتابخانهی کسب و کارتان اضافه کنید.
اگر بهترین راه برای رسیدن به بازار هدفتان (مثلا نوجوانان) رادیو است، اما قصهی طولانی برای گفتن دارید، با استفاده از موضع رادیوییتان راجع به تبلیغات حراج بزرگتان بگویید.
الف. شکایت از کسب وکارتان را برای مشتریان آسان کنید. پس از فورش با آنها تماس بگیرید. کارت پستالی با مضمون ” همه چیز روبراه بود؟” یا ” کارمان چطور بود؟” برای آنها بفرستید.
ب. اگر محصولتان مشکلی داشته باشد چطور از آن مطلع میشوید؟ بهتر نیست به جای آنکه منتظر بمانید صدها مشتری نااراضی گیرتان بیاید، بلافاصله بازخورد و شکایت مشتریان را دریافت کنید.
الف. اگر به اندازهی کافی روی یک تبلیغ، بروشور، ایمیل کار کنید در نهایت بینقص میشود. اما این امر حقیقت ندارد.
ب. واقعیت آن است که هیچ پروژهی ارتباطی به بیش از ۹۰٪ کمال نمیرسد و همیشه چیزی هست که باید بازبینی شود و بهبود یابد.
پ. بهتر است به جای دنبال کردن هدف موهوم رسیدن به یک پروژهی ۱۰۰٪ بینقص، پروژهی ۹۰٪ تکمیل شده را قبول کنید و آن را تمام کنید، به این ترتیب میتواند تاثیرگذاریاش را شروع کند.
ت. اگر یک محصول یا کسب و کار جدید دارید، نکتهی مهم ان است که به دیگران یک نوع پیام برسانید. شما به مشتری یا ارباب رجوع نیاز دارید و بهتر است هرچه سریعتر آنها را بهدست آورید. هر روز که کار را به تاخیر بیندازید، رقبایتان شانس بهتری برای رسیدن به مشتریهای شما خواهند داشت. در طول سالها مواد شما دچار تغییرات بنیادینی خواهد شد و هرگز کاملا از آنها راضی نخواهید بود.
فایل الگو مجموعهای از تبلیغات و بروشورها است که نویسندگان تبلیغات و هنرمندان جمعآوری میکنند، یا از هنرمندان دیگر میگیرند، تا هنگامی که به ایدهی خوبی نیاز دارند از آنها استفاده کنند.
میتوان از آنها ایدههای خوب زیادی گرفت اما آنها را کاملا کپی نکنید.
الف. فقط صرف آنکه در یک سازمان مسائل مهمی وجود دارد، باعث نمیشود که به صورت خودکار به مشتریها نیز مربوط باشد.
ب. این یکی از محصولات جانبی تفکر fuzzy است و این مسئله به مدیرانی برمیگردد که فاقد تجربهی کافی هستند.
پ. وقتی هر پروژهای را در نظر میگیرید، از دید مشتریها به آن نگاه کنید، نه از دید شرکت. قاعده ان است که “هوای مشتری را داشته باش تا هوای شرکت را داشته باشد”.
الف. شما انتظار دارید ۱۰۱ نکتهی کسب و کاری به شما ارائه شود اما ۱۳ نکتهی اضافی گیرتان میآید اصلا انتظارش را نداشتید.
ب. چه کار کوچکی میتوانید برای مشتریانتان انجام دهید که هم آنها غافلگیر شوند و هم هزینهی اضافی برای شرکت نداشته باشد؟
پ. خدمات خوب به طور کلی مورد توجه قرار نمیگیرد، و کسی راجع به آن نظر نمیدهد. اما خدمات استثنایی باعث جلب توجه میشود؛ خدمات به شدت ضعیف هم همینطور است.
توجه: از تلهی خدمات مشتری پرهیز کنید و سعی نکنید برای همه افراد همه چیز را فراهم کنید. باید سطحی از خدمات فراهم کنید که بتوانید دائما آن را حفظ کنید و برایتان منفعت داشته باشد. سعی نکنید آنها را شگفتزده کنید. در این صورت، دفعهی بعد چطور میخواهید آنها را شگفتزده کنید؟ یا دفعهی بعد از آن؟
الف. با تامینکنندگان و فروشندگانی که با شما همکاری میکنند صحبت کنید، آنها بهتر از هر کسی رقبایتان را میشناسند. گاهی طی یک مکالمهی عادی ممکن است ناخودآگاه اطلاعات مهمی راجع به نقشههای رقبا به شما بدهند.
ب. اگر رقیبتان یک شرکت عمومی است، سهام بخرید. به عنوان یک سهامدار گزارشهای فصلی و سالانهی آنهارا دریافت خواهید کرد.
این افراد در حال تبدیل شدن به یک بازار بزرگ هستند. اگر بتوانید به شکلی موثر به برخی از زیرمجموعههای این بازار خدماترسانی کنید، میتوانید یک پایه مشتری وفادار و پرمنفعت را کسب کنید.
الف. جمعیتشناسی، تفکیک حوزهای است که در آن زندگی میکنید یا میخواهید خدماتتان را در آن ارائه کنید. چه تعداد سفیدپوست، سیاهپوست، اسپانیاییزبان و غیره؟ سطح درآمدشان چقدر است؟ تعداد افراد صاحب خانه؟ و سایر اطلاعات لازم. این امر بسیار مهم است زیرا اگر این ناحیه نتواند از پس خرید محصول شما برآید یا به آن نیازی نداشته باشد، قبل از آن که کارتان را شروع کنید ورشکست شدهاید.
اطلاعات جمعیتشناسی را میتوانید به روشهای زیر کسب کنید:
۱. جراید محلی – به دنبال یک بستهی نرخ تبلیغات باشید.
۲. اتاق بازرگانی محلی
۳. کمیتهی برنامهریزی شهری
۴. کتابخانهی عمومی ـ از کتابدار کمک بگیرید.
۵. تلویزیون و رادیوی محلی
الف. با آبونه شدن در مجلات تجاری، همپای رویدادهای در حال تغییر پیش بروید.
ب. فهرست تمام مجلات موجود در کتابخوانه قابل دسترسی است.
پ. بسیاری از این مجلات از مشترکان خود نظرسنجی میکنند و به سوالاتی نظیر سوالات زیر پاسخ میدهند:
۱. هر سال باید چقدر برای بازاریابی، تبلیغات، بیمه، و غیره هزینه کرد؟ چقدر باید برای محصولم هزینه کنم؟
۲. موفقیتآمیزترین رسانهی تبلیغاتی برای تبلیغ محصول من کدام است؟ تلویزیون، رادیو، پست مستقیم؟
الف. صرف نظر از وضعیت اقتصاد، مردم همیشه در حال راهاندازی کسبو کارهای مختلف هستند. مردم هنوز هر روز سال را به ادارهی موفق کسب و کارهایشان میپردازند. به دنبال مجلاتی باشید که با پیامهای کسبو کاری مثبت سرو کار دارند. یک عالمه از آنها را میتوانید پیدا کنید. از جمله مجلات ذیل:
۱. Success (موفقیت) ـ پیامهای مثبت برای حفظ روحیهتان.
۲. Inc – مجلهای برای شرکتهای در حال شد.
۳. Entrepreneur (کارآفرین) ـ قدرت کسب و کارهای کوچک.
الف. بیشتر صنایع سازمانهایی دارند که از آن صنعت حمایت میکنند.
برای مثال: فروشگاه ویدئویی محلی شما ممکن است عضو V.S.D.A (اتحادیهی فروشندگان نرمافزارهای ویدئویی) باشد.
ب. اما کجا میتوان فهرست این سازمانها را پیدا کرد؟ شاید در کتابخانه.
پ. صحبت کردن با افرادی در صنعت خودتان میتواند ایدههای خوبی برای تبلیغ کسب و کارتان به شما بدهد. در این جلسات همیشه کسی هست که میتواند به موفقیت شما کمک کند. این سازمانها برای منفعت کسب وکار یا محصول شما وجود دارد.
ت. بسیاری از سازمانها انجمنهایی دارند که به روی عموم بسته است. فروشندگان نرمافزارهای ویدیویی هر سال در لاسوگاس یکی از بزرگترین انجمنها را دارد. انجمنها معدن طلای اطلاعات مفید هستند.
الف. اگر رقیبتان در چهار روز آخر هفته ۵۰٪ تخفیف پیشنهاد میکند و شما نمیتوانید از پس کالاهای اضافه یا تخفیفی به آن مدت بربیایید، چه کار میتوانید بکنید؟
ب. پیشنهاد بهتری را برای مدت کوتاهتری ارائه کنید. مثلا فقط در یکشنبه تخفیف ۶۰٪ پیشنهاد کنید. با این کار باز هم میتوانید تعداد زیادی از مشتریهای رقیبتان را به یک روز حراج شلوغ بکشانید و به عنوان جای بهتری پذیرفته میشوید.
الف. یک فرم تهیه کنید که بتوانید درخواستهای مشتریان برای خدمات و محصولات ویژه را دنبال کنید و ببینید آیا میتوانید آنها را برآورده سازید یا خیر.
ب. با مطالعهی این فرمها میتوانید علاقهمندی به محصولات یا خدمات جدیدی را دنبال کنید که میتوانید در آینده ارائه کنید.
الف. نام، آدرس، و شمارهی فکس شرکتتان را روی تمام مواد مورد استفاده از جمله کاغذهای بستهبندی، و فاکتورهای فروش چاپ کنید.
ب. به مشتریان خود کارت ویزیت بدهید.
پ. مشتریانی که مجبورند دنبال شماره تماس شما بگردند ممکن است اول با شماره تماس رقیبتان برخورد کنند.
الف. در مورد مشتریانتان اطلاعاتی بیش از کسب وکارشان کسب کنید.
ب. به جراید محلی توجه کنید و اجازه بدهید مشتریانتان بدانند شما در مورد آنها مطالعه میکنید.
الف. با ارائهی سمینارهایی شرکت خود را به عنوان متخصص یک موضوع مطرح کنید.
ب. سمینارها کمک میکنند روابط خود را با مشتریان مستحکم کنید، مشتریهای بیشتری جذب کنید و شرکتتان را بیشتر مطرح میکند.
ب. موضوعی انتخاب کنید که برای بسیاری از مشتریانتان جذابیت داشته باشد.
پ. از طریق پست یا به صورت شخصی با شرکتکنندگان در تماس باشید.
الف. با وجود ایمیل، ماشین فکس، و گوشیهای همراه، بیش ترمان دیگر نامه نمینویسیم.اما نامه یک راه ارتباط بسیار موثر است و برخلاف تماس تلفنی، تقریبا همیشه بهدست فرد موردنظر میرسد.
ب. نامهها تصویر حرفهای یک شرکت را ارتقا میدهند، به جلوگیری از سوءتفاهم کمک کرده و اغلب فروش را بهبود میبخشند.
پ. نامههایی بنویسید و خدمات شرکتتان را توضیح دهید، با جزییات شرح دهید که شرکت شما چطور به یک مشتری شناخته شدهی دیگر کمک کرده است یا از یک مشتری به خاطر سفارشش تشکر کنید.
ت. از نامههای زیبا نگارش شده برای کارمندان یک آرشیو تهیه کنید و به عنوان مدل استفاده کنید.
به سوالاتی که مشتریهای جدید مطرح میکنند، توجه کنید. شاید مراجع به یک تجربهی ناخوشایند از کار با شرکتی در گذشته بگویند. اگر در مورد خدمات، مبادلات، سیاستهای عودت و غیره سوال میکنند، با کارمندان یک جلسه بگذارید و عبارتهایی را که بهتر است مراقبشان باشند، به آنها گوشزد کنید. با داشتن این اطلاعات میتوانید درک کنید به مشتریان اطمینان خاطر دهید که مشکلشان را بدون هیچ دردسر یا مشکلی حل میکنید.
الف. هر ادارهای از این استیکی نوتها استفاده میکند و آنها را به هر چیزی میچسبانند. با استیکی نوتهای شخصیسازی شده، هر کسی از مدیرعامل گرفته تا مسئول پذیرش هر روز نام شرکتتان را میبینند.
ب. اگر مشکلی داشته باشند که شما قادر به حل و فصل آن باشد، نام و شماره تماستان درست کنار صفحه چسبیده است.
الف. براساس چند معیار، مشتریانتان را در گروههای الف، ب، پ، ت و غیره جای دهید.از جمله سوددهی، زمان انجام سفارش، و درخواستهای ویژه.
ب. خیلی سریع خواهید فهمید که بعضی از این حسابهای پرحجم به طرز چشمگیری به کسب وکارتان کمک نمیکنند.
پ. برنامهای ترتیب دهید که به همهی کارکنان اطلاع دهید چه کسانی پرمنفعتترین مشتریان هستند و باید بهترین پیشنهادات را از شرکت دریافت کند.
الف. سوپ کمپبل در ایالات متحده شماره یک است اما در بریتانیا این طور نیست.
ب. سوپ هاینز در بریتانیا رتبهی اول را دارد اما در ایالات متحده این طور نیست.
پ. مسئلهی مهم پذیرش است، آیا شما مخلوط کیک Pennzoil را میخرید؟ چرا نه؟ چون Pennzoil را به عنوان یک نوع روغن موتور پذیرفتهایم. آنها میتوانند بهترین مخلوط کیک دنیا را بسازند ولی فروش آن باز هم برایشان سخت خواهد بود.
عده ی زیادی از افراد آن قدر نگران رقبایشان هستند که کار خودشان را فراموش میکنند. اگر به آینده و چشماندازش مطمئن هستید، نگران رقبایتان نباشید.
از عقبنشینیها دلسرد نشوید. آنها شکست نیستند. شکست فقط ناتوانی در ثابت قدم ماندن است. هرکاری که میکنید، و با هر نوع نتیجهای، ثابت قدم باشید.
الف. یک تبلیغ دو صفحهای نسبت به یک تبلیغ یک صفحهای، تقریبا به اندازهی یک چهارم مخاطب بیشتری جذب میکند.
ب. یک تبلیغ تام صفحه نسبت به یک تبلیغ نصف صفحهای، حدود یک سوم مخاطب بیشتری جذب میکند.
پ. مردم به تصاویر و عکسهایی که محصول را در حال استفاده نشان میدهد نسبت به آنهایی که محصول را بدون استفاده به تصویر میکشند، پاسخ بهتری نشان میدهند.
ت. تبلیغاتی که در آنها از تصاویر آدمها استفاده شده باشد توجه بیشتری را جلب میکنند.
الف. آیا بهتر است از بودجهی تبلیغاتی محدودتان برای خلق تبلیغات بزرگتری استفاده کنید که بهتر دیده میشود اما تبلیغاتتان را به دفعات کمتری محدود میکند، یا بهتر است از تبلیغات کوچکتری استفاده کنید که میتوانید مدام انجام دهید؟
ب. پاسخ: تبلیغات کوچکتر، به دفعات بیشتر. بیشتر افراد حتی آنهایی که احتمالا کاندید خرید محصول شما هستند، بار اولی که یک تبلیغ را میبینند به آن واکنش نشان نمیدهند.
پ. این مشتریان بالقوه قبل از اقدام باید چندین بار یک تبلیغ را ببینند.
در حالیکه بسیاری مایلند باور کنند در مقابل پیشنهادات و غیره منطقی عمل میکنند، حقیقت ان است که آنها از روی احساس واکنش نشان میدهند و به دنبال دلیلی منطقی برای تایید تصمیمشان هستند. بنابراین، بازاریابان باهوش عامل انگیزشی و نیاز به منطقیسازی را در ارائهی محصول پیشنهادش در نظر میگیرد. تا به حال یک سیدی را فقط به خاطر یک ترانه خریدهاید؟ تا به حال رنگ ماشین را در خرید اتومبیل در نظر گرفتهاید؟ این منطقی است؟
چه شرکتی بهترین سیستم صدور صورتحساب را دارد؟ بهترین نیروی فروش چطور؟ یا بهترین خدمات مشتری؟ اگر تنها در مقابل رقیبتان خود را بسنجید، فقط همسطح او یا کمی بهتر از او میشوید.
اما آیا با او رقابت میکنید؟ نه. مشتریان شما بهترین فرآیندهای باکلاس را از کسی دریافت میکنند و با کسب این تجربه، شما را در مقابل آنها میسنجند.
الف. افراد از آدمهای دیگر بهتر از شرکتهای بدون چهره خرید میکنند و رضایت بیشتری دارند.
ب. در بازار، مانند صحنهی تئاتر، عاملی به نام “تعلیق مایلانهی ناباوری” در کار است.
چه کسی پشت پنکیکهای ما است؟ عمه جمیما. کیکهای فرشتهای؟ بتی کراکر. قهوه؟ خوان والدز. اینها همه افسانه هستند اما افسانهها تسلی بخشند.
چرا؟ چون کسی که دو بار خرید میکند دو برابر احتمال دارد بار دیگر یک بار خرید کنند.
هر کاتالوگی را که باز کنید نخستین چیزی که چشمتان را میگیرد در گوشهی بالا سمت چپ قرار دارد. شما هم باید پرفروشترین محصولتان را در این بخش قرار دهید.
خب اگر پرفروشترین محصول تان یک چیز نه چندان خوشایند برای چشم باشد چه؟ اگر محصول پایهتان کفشهای مشکی باشد چه؟ این قانون را نادیده بگیرید، و چیز دیگری انتخاب کنید.
برای استفاده از قدرت توقف، یک کالای گیرا را در گوشهی بالا سمت چپ بگذارید و نگاه خوانندهتان را به نقطهی قوی دیگری در صفحه معطوف کنید.
سپس برای فردی در میان آن مخاطبان بنویسید.
دریایی از ۵۰۰،۰۰۰ نفر آدم بینام و نشان را خطاب قرار ندهید که دریافتکنندهی اطلاعات شما هستند.
در نوشتن تبلیغات، بروشورها، نامهها و غیره یک مشتری انتخاب کنید که میشناسیدش و و او را دوست دارید و مطالبتان را خطاب به او بنویسید…گویی مشغول مکالمهای کاری با او هستید.
آماده باشید که هروقت، هرکجا و با آنچه مشتری میخواهد حاضر باشید.
بازاریابی به موقع بسیار حیاتی است زیرا افراد ۲۴ ساعت شبانه روز و هفت روز هفته توسط محصولات و خدمات سفارشی بمباران میشوند.
حتما با حسن نیت و درستی با تمام مشتریانتان معامله کنید. کلمات منفی، به ویژه در تابلوهای اعلانات کامپیوتری و سیستمهایی مانند اینترنت میتوانند کسبوکارتان را فلج کنند، و تاثیر آنها حتی از روابط عمومی مثبت هم بیشتر است.
برای هر گرایش حداقل یک گرایش متقابل وجود دارد. گاهی اوقات بهتر است روی بازار کوچکتری تمرکز کنید که هیچ کس به آن خدمترسانی نمیکند زیرا همه مشغول خدمت به گرایشات بزرگتر هستند.
سایتهایی را که ممکن است برای مخاطبان هدفتان جذاب باشند بررسی کنید و ببینید چرا افراد به آنها سر میزنند.
هر کتاب کسب و کاری را از هر نویسندهای بخوانید میبینید که میگویند برای فروش یک محصول هیچ راهی ارزانتر و موفقیتآمیزتر ازپست مستقیم نیست.
۴۶ درصد امریکاییها چیزی را از طریق پست مستقیم خریداری کردهاند. اگر آن را یک جور ایمیل به درد نخور میدانید، بهتر است تجدید نظر کنید. چرا که پست یک فرصت طلایی است. طرز کار آن به زبان ساده چنین است:
۱. یک تبلیغ تمام صفحه در مجلهی تایم تقریبا ۸۰-۹۰،۰۰۰ دلار هزینه برمیدارد و ۲ میلیون نفر آن را میبینند.
۲. اگر برای بازگویی ماجرای خود میتوانستیم دو صفحه، سه صفحه، یازده صفحه داشته باشیم چه؟ میتوانید قضیهی محصولتان را در ۱۱ صفحه شرح دهید؟
۳. با این حال، تمام ۲ میلیون خوانندهی تایم به محصول ما نیاز ندارند. این افراد بدون هیچ تعللی از آگهی ما رد میشوند. پولی که برای آن هزینه کرده بودیم به هدر میرود.
۴. اگر میتوانستیم تبلیغ ۱۱ صفحهای خودمان را فقط به آن مشترکان نشریهی تایم ارسال کنیم که به محصول ما علاقه دارند، بهتر نبود؟
۵. پاسخ: یک فهرست پست و پست مستقیم. بر اساس جایگاه محصول ما و رفتار خرید افراد در گذشته، فهرستی از کسانی تهیه کنید که بهتر است محصول ما را بخرند. اگر محصولات نوزاد میفروشیم، تهیهی فهرستی از مادران باردار خوب نیست؟ یا مادرانی که فرزند اولشان را به دنیا خواهند آورد؟
۶. حالا میتوانیم تبلیغ ۱۱ صفحهای خودمان را با هزینهای خیلی کمتر از تبلیغ در نشریهی تایم ارسال کنیم، لازم نیست با سایر تبلیغات آن نشریه رقابت کنیم، و پیام ما به مخاطبان هدفی میرسد که نیازشان را به محصول ما نشان دادهاند و سابقهی خرید آن را دارند.
هرساله روزنامهها بخشها یا ضمیمههای ویژهای را با موضوعات محلی کار میکنند. نمایشگاه عروس، برنامههای املاک، نمایشگاه صنایع دستی و غیره.
این بخشها معمولا بیشتر از خود روزنامه خواننده دارند و تبلیغات شما میتواند کار بیشتری تولید کند.
توجه: به نسخههای سالهای گذشته نگاه کنید و با تبلیغکنندگان مشورت کنید و ببینید آیا پاسخ مخاطبان ارزش تبلیغ در این بخشها را دارد. در بسیاری از شهرهای کوچک پاسخ خیلی خوبی است.
جای ظاهر شدن آگهی شما در یک روزنامه میتواند تاثیر چشمگیری بر موفقیت آن داشته باشد. بسیاری از افراد، حتی اگر به آن باور نداشته باشند، فال روزانهشان را میخوانند. با توجه به محصولتان، نزدیک بودن به قسمت فال روزانه میتواند برخورد خوانندگان با آگهی شما را افزایش دهد.
گاهی هنگام انجام یک آگهی تبلیغاتی در روزنامه یا مجله، فروشنده پیشنهاد میکند به عنوان یک گزینهی مقرون به صرف خودشان طراحی آگهی را انجام دهند که معمولا ایدهی خوبی نیست.
نه به خاطر آنکه قادر به انجامش نیستند، یا تواناییاش را ندارند، بلکه به خاطر آن که طراحان روزنامه برای ساخت تعدادی آگهی در یک مدت کوتاه هستند. در بسیاری از موارد تبلیغ شما به دلیل محدودیتهای زمانی، توجه لازم برای پرداخت به جزییات را دریافت نمیکند.
اگر شک دارید یک روزنامه بردارید به آگهیهای آن یا اصلاحات آگهیهای قبلی نگاه کنید.
حتی اگر هزینهی بیشتری بردارد، برای آن طراحی حرفهای در نظر بگیرید.
هنگام انجام یک آگهی تبلیغاتی در روزنامه یا مجله، از طراحتان بخواهید بخشهای مختلف آن را طراحی کند. لوگو، متن رویدادهای آتی، و غیره.
شما برای تمام بخشهای آگهی و کنار هم قرار دادن آنها یک دستمزد میپردازید.
۱. مطمئن شوید عکسها خیلی تیره یا خیلی روشن نیستند.
۲. عکسهای مورد نظرتان را تبدیل به PMT (انتقال مکانیکی تصویر) کنید. پرینتر میتواند در صورت نیاز هر عکس را روشنتر یا تیرهتر کند.
۳. اگر تیرگی یا روشنی عکسها مثل هم است، پرینتر میتواند آنها را کنار هم بچیند. یعنی چندین عکس را در یک صفحه کنار هم بگذارد و هزینهی کمتری بپردازید.
۴. اگر لازم است برای روزنامه از خودتان عکس بگیرید، از عکاس بخواهید به جای پس زمینهی خاکستری یا سیاه از پسزمینهای روشن استفاده کند. عکس شما بهتر ظاهر خواهد شد.
۵. اگر از عکسهای ساختمانتان استفاده میکنید، تصویری را که میخواهید به خواننده نشان دهید در نظر داشته باشید. کسب و کارتان کساد به نظر میرسد یا پررونق؟ ماشینهای داخل پارکینگ زیاد هستند؟ آیا کسب وکارتان موفق به نظر میرسد؟
۶. اگر از عکسهای کارمندانتان استفاده میکنید، اشتباهی که ممکن است مرتکب شوید آن است که عکسها را از فاصلهی خیلی دور بگیرید. به دلایل عجیبی برخی تصور میکنند باید تمام بدن در این عکسها بیفتد و به این ترتیب چهرههای کارمندان معلوم نخواهد بود.
کارمندانتان را در دو یا سه ردیف بچینید طوری که ردیفهای عقب روی لبه یا جعبههایی بایستند.
به این ترتیب خواننده میتواند چهرهی همه را به وضوح ببیند و تبلیغ موثرتر خواهد بود.
تبلیغتان را طوری بسازید که کاملا شبیه یک خبر باشد.
روزنامه کلمهی تبلیغات را روی آگهی شما ملزم میکند اما اگر از یک تیتر جذاب و یک پاراگراف گیرا استفاده کنید، افراد به سرعت فراموش میکنند در حال خواندن یک تبلیغ هستند.
بسیاری از جراید شهرهای کوچک یک بخش خدمات یا کسب وکار دارند. افراد غالبا در این بخش به دنبال لوله کش، طراحان فضای سبز و کمک کامپیوتری هستند.
هر ایالتی یک انجمن مطبوعات ایالتی دارد که چیزی به نام تبلیغات اسکن ارائه میدهد. تبلیغات اسکن، یک تبلیغ کوچک طبقهبندی شده است که یک بار در یک روزنامهی با تیراژ پایین و مشترکان محدود قرار میگیرد و بعد در صدها روزنامهی آن ایالت ظاهر میشود. برای مثال، در مونتانا هزینهی تبلیغات اسکن در ۱۰۰-۱۲۰ روزنامهی محلی و ایالتی، حدود ۱۰۰ دلار است. در کالیفرنیا، هزینهی تبلیغات اسکن بین ۴۰۰-۵۰۰ دلار است اما برآورد میشود خوانندگان آن چندین میلیون نفر باشند.
وقتی اخبار کسب و کارتان منتشر شد مطمئن شوید که یک کپی از آن را به تمام سازمانهای تجاری بفرستید که به آنها تعلق دارید، به این ترتیب آنها میتوانند این اخبار را در مجلات یا خبرنامههای خود بگنجانند.
اگر مقالهای دربارهی کسب و کارتان چاپ میکنید مطمئن شوید که برای گزارشگر آن یک نامهی تشکر یا کارت پستال بفرستید. بگذارید بدانند از این که بتوانید منبعی برای نگارش مقالات دیگر در آینده باشید، خوشحال میشوید.
اگر روزنامهای ماجرایی منفی دربارهی کسب وکار یا صنعت شما چاپ کرده است، یک بیانیهی مطبوعاتی آماده کنید که جنبههای مثبت ماجرا را نشان دهد. اگر موضوع آن جنجالی باشد، ممکن است بتواند جرقهی نگارش یک مقالهی مثبت را بزند که شرکتتان را به صورت مثبت به تصویر بکشد.
صرف آن که در شهر کوچکی هستید به آن معنا نیست که روزنامهی محلی شهر شما تنها گزینهی چاپ است. بسیاری از افراد و کسب وکارها در روزنامههای ایالتهای بزرگتر آبونه میشوند.
در بوزمن، روزنامهی بوزمن کرونیکل را داریم اما بسیاری از افراد نیز آبونهی بیلینگز گازت هستند. اگر کسب وکارتان را به صورت ایالتی میگردانید این امر میتواند یک گزینهی تبلیغاتی بهتر باشد.
شمارههای اشتراک این روزنامهها را در ناحیهی خودتان تهیه کنید. این روزنامهها اقتصادیتر هستند و به مشتریان بیشتری دسترسی دارید.
گزارشگران اصلا نمیدانند یک روز کاری متوسط شما چطور میگذرد و کسب و کارتان چگونه اداره میشود.
آ
برچسب های مهم